جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
بساط عشرت و ميگساري و مردي كه آثار سجده در پيشانيش بود
بساط عشرت و ميگساري و مردي كه آثار سجده در پيشانيش بود
![]()
صدای ساز و آواز بلند بود هر کس که از نزدیک آن خانه میگذشت، میتوانست حدس بزند که درون خانه چه خبر است، بساط عشرت و می گساری پهن بود و جامهای شراب یکی پس از دیگری نوشیده میشد. کنیزک درون خانه را جاروب زده و خاک روبهها را در دست گرفته از خانه بیرون آمده بود تا آنها را در کناری بریزد. در همین لحظه مردی که آثار عبادت زیاد از چهرهاش نمایان بود و پیشانی اش حکایت از سجدههای طولانی میکرد، از آن جا میگذشت. مرد از کنیزت پرسید: صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ او پاسخ داد آزاد است.
مرد فرمود معلوم است که آزاد است، اگر بنده میبود پروای صاحب و مالک و خداوند خویش را میداشت و این بساط را پهن نمیکرد.
رد و بدل شدن این سخنان بین کنیزک و آن مرد موجب شد که کنیزک مکث زیادتری در بیرون از خانه داشته باشد، هنگامی که به خانه برگشت اربابش پرسید: چرا این قدر دیر آمدی؟ کنیزک ماجرا را تعریف کرد و گفت: مردی به چنین وضع و هیئت میگذشت و چنان پرسشی کرد و من چنین پاسخی دادم.
شنیدن این ماجرا ارباب را چند لحظه در اندیشه فرو برد، مخصوصا آن جمله که «اگر بنده میبود از صاحب اختیار خود پروا میکرد» مثل تیر بر قلبش نشست. از جایش بلند شد و به خود مهلت کفش پوشیدن نداد، با پای برهنه به دنبال گوینده سخن به راه افتاد، و خود را دوان دوان به او رسانید و وقتی نگاه به صورت آن مرد کرد متوجه شد که ایشان امام موسی کاظم علیهالسلام میباشد و خلاصه به دست مبارک امام از گناهان خود توبه کرد و تا آخر عمر دیگر کفش نپوشید و به بشر حافی معروش شد. [1]
واقعا برخی خیال می کنند آزادی یعنی بیبند و باری، بیحجابی، گناه در ملاء عام؛ در حالی که اصلا این معنای آزادی نیست همان گونه که مولا امیرالمومنین میفرماید:
«هرکس شرایط بندگی خدا را به جا آورد سزاوار آزادی میشود و هرکس در عمل به شرایط آزادگی کوتاهی کند، به بندگی غیر خدا مبتلا میشود.» [2]
راه های کسب آزادی:
1: عبادت برای خدا: اگر کسی خدا را عبادت کند نه به خاطر ترس از عذاب و نه به خاطر طمع داشتن به بهشت، او در واقع آزاد مردی واقعی میباشد، و اصلا عبادت خداوند فقط به خاطر این باید باشد که خداوند شایسته عبادت کردن است، همان گونه که در روایت بسیار زیبایی از امام صادق علیهالسلام این گونه نقل شده است که حضرت فرمودند:
«عبادت بر سه وجه است گروهى خداوند را براى ترس عبادت مىکنند آن عبادت بردگان است، گروهى خداوند را براى طلب ثواب و پاداش عبادت مىکنند که آن عبادت مزد بگیران است، و گروهى هم براى خدا و محبت او عبادت مىکنند که آن عبادت آزادگان مىباشد و این بهترین عبادت مىباشد.» [3]
2: قناعت کردن: بسیاری از کسانی که در بند گناهان اسیر شدند، یا کسانی که در بند زندانها هستند، کسانی هستند که به لقمه حلال قانع نبودند و میخواستند راه صد ساله را یک شبه طی کنند و به خاطر همین به اموال دیگران طمع کردند و در زندان گرفتار شدند، پس کسی که میخواهد همیشه آزاد زندگی کند باید راه قناعت را در پیش بگیرد همان گونه که از مولای منتقیان این گونه نقل شده است که حضرت فرمودند:
«شخص قانع آزاد است و شخص طمع کار بنده و برده است.» [4]منابع:
[1]. [مجموعه آثار شهید مطهری،داستان راستان،ج 18 ص 285]
[2]. :قال علىّ علیه السّلام: من قام بشرائط الحرّیّة اهل للعتق و من قصر عن احکام الحرّیّة اعید الى الرّق«روایات تربیتی ج 3 ص 251» 3:عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:إِنَّ الْعُبَّادَ ثَلَاثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى طَلَبَ الثَّوَابِ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِیَ أَفْضَلُ الْعِبَادَ. [ الکافى ج 2 ص 84]
[3]. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:إِنَّ الْعُبَّادَ ثَلَاثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى طَلَبَ الثَّوَابِ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِیَ أَفْضَلُ الْعِبَادَ .[ الکافى ج 2 ص 84]
[4]. قال علی علیه السلام:الْعَبْدُ حُرٌّ مَا قَنِعَ الْحُرُّ عَبْدٌ مَا طَمِعَ. [غرر الحکم و درر الکلم ص ص 391]منابع:
jonbeshnet.ir
[ad_2]




