در چنین روزهایی از سال گذشته و در اوج جنگ ۱۲ روزه، انفجاری در جادهای که عراق را به ایران متصل میکند، طنینانداز شد، پس از آنکه هواپیماهای اشغالگر اسرائیلی به کامیونی حمله کردند که از گذرگاه مرزی شیب عبور کرده و به سمت خاک ایران در حرکت بود. این حمله منجر به شهادت سید حیدر موسوی، مسئول امنیتی گردانهای سیدالشهدا، و شهید ابوعلی خلیل، همراه شهید سید حسن نصرالله شد، اما نامی که به این عملیات وزن استراتژیک بخشید و آن را به رویدادی فراتر از یک ضربه تاکتیکی تبدیل کرد، شهید بهنام شهریاری، سرتیپ سپاه پاسداران بود؛ مردی که هدف اصلی عملیات بود و یکی از مرموزترین و تأثیرگذارترین چهرهها در شبکههای تأمین و لجستیک محور مقاومت به شمار میرفت.
شهریاری نه تنها یک افسر نظامی سنتی بود، بلکه مغز متفکری بود که سالها پشت سر آنچه به عنوان واحد ۱۹۰ وابسته به نیروی قدس شناخته میشود، ایستاده بود؛ واحدی که مسئولیت ساخت و مدیریت مسیرهای انتقال تسلیحات و تجهیزات به نقاط مختلف محور مقاومت، از عراق و لبنان گرفته تا یمن و فلسطین، را بر عهده دارد و با نامهای عملیاتی متعددی مانند علیاکبر وکیلی و رضا شاه جراقی شناخته میشود. این مرد شبکهای پیچیده از روابط، شرکتها و مسیرهای مخفی را بافت که او را به یکی از موردعلاقهترین اهداف دستگاههای اطلاعاتی اسرائیلی و غربی تبدیل کرد.
ریشههای این مسیر به اوایل هزاره بازمیگردد، زمانی که نیروی قدس شهید شهریاری را به لبنان فرستاد تا بخشی از پرونده انتقال تسلیحات و پشتیبانی لجستیکی را بر عهده بگیرد. و از آن زمان به بعد، او به مهندس یکی از پیچیدهترین برنامههای تأمین در منطقه تبدیل شد؛ برنامهای که نه تنها به بهرهبرداری از مرزهای زمینی محدود نمیشد، بلکه به بنادر دریایی، شبکههای حملونقل هوایی و شرکتهای تجاری فرامرزی گسترش یافت.
در سال ۲۰۰۷ و پس از خروج یک قطار از ریل در داخل خاک ترکیه، مقامات محمولهای از تسلیحات را کشف کردند که در حال انتقال از ایران به سوریه و سپس لبنان از طریق ترکیه بود. این تنها یک فصل از فعالیتهایی بود که شهریاری بر آن نظارت داشت و در آن زمان بخشی مهم از عملیاتهای انتقال مخفیانه از طریق مسیرهای منطقهای را مدیریت میکرد. و تنها دو سال بعد، در ۲۰۰۹، نیروی دریایی اسرائیل کشتی «اموی فرانکوپ» را در جنوب قبرس متوقف کرد و بر روی آن ۳۶ کانتینر حاوی صدها تن تسلیحات و مهمات به مقصد لبنان یافت. طبق گزارشهای اسرائیلی، شرکتی که با مدیریت این محموله مرتبط بود، یکی از پوششهای تجاری بود که نام شهریاری به آن پیوند خورده بود؛ الگویی که حجم تداخل بین فعالیت تجاری ظاهری و نقش لجستیکی مخفی را آشکار میکند. اما نقش شهریاری به خطوط تأمین محدود نمیشد. طبق آنچه در منابع امنیتی اسرائیلی به او نسبت داده شده، او در برنامهریزی عملیاتهایی که منافع اسرائیلی را در خاک ترکیه هدف قرار داد، با حزبالله همکاری کرد؛ یکی در سال ۲۰۰۹ و دیگری در ۲۰۱۰، که نشاندهنده آن است که نقش او فراتر از انتقال و تسلیح، به مدیریت پروندههای عملیاتی حساستر گسترش یافته بود.
و با گذشت سالها، دامنه فعالیتش به مسیرهایی گسترش یافت که از خاورمیانه تا آسیا و آمریکای لاتین امتداد دارد. او بر شبکههای انتقال و شرکتهای پوششی نظارت داشت که بین چین، روسیه، کره جنوبی و ونزوئلا توزیع شده بودند و از ترکیبی از مسیرهای زمینی، دریایی و هوایی برای دور زدن تحریمها و نظارتهای بینالمللی استفاده میکرد. به همین دلیل، هدف قرار دادن او نه تنها به عنوان ترور یک افسر میدانی دیده نمیشد، بلکه به عنوان تلاشی برای ضربه زدن به یکی از ستونهای پنهان شبکههای تأمین منطقهای در طول بیش از دو دهه تلقی میگردید. برخی چهرهها حضور خود را در میدانهای نبرد میسازند، در حالی که دیگران تأثیرشان را در سایه ایجاد میکنند؛ جایی که نقشهها را ترسیم، مسیرها را باز و شبکهها را مدیریت میکنند. و شهید بهنام شهریاری، برای دشمنان و متحدانش به یکسان، یکی از برجستهترین مردان سایه بود که اثری عمیق در تاریخ درگیری با رژیم صهیونیستی بر جای گذاشت...
منبع : تو چندتا از کانال های تلگرامی دیدم





