جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
شما آدم داريد
شما آدم داريد![]()
پس از ديداري كه خدمت حضرت امام(ره) راجع به مساله كردستان داشتم، حوزه ماموريت من از كردستان به صحنه جنگ تحميلي انتقال يافت. اوايل جنگ بود و در سمت فرماندهي نيروي زمين منصوب شده بودم. زمان، زمان آماده شدن براي عمليات طريق القدس بود و شرايط چندان مناسب به نظر نميرسيد. دشمن با تمام توان و قدرت داخل خاك ما شده بود و ما هم هرچه در توان داشتيم، نيروهايي از ارتش و سپاه را در جبهه متمركز كرده بوديم. نيرويي نبود كه از نظر توان كمي و كيفي در آن زمان بتوانيم زود وارد عمليات كنيم و دشمن را دفع نماييم. اين بود كه خيلي با احتياط عمل ميكرديم. براي اينكه خودمان را براي عمليات آماده كنيم، قرارگاه مشترك ارتش و سپاه به نام قرارگاه كربلا در اهواز تاسيس شد. در قرارگاه دائما هماهنگي و هم فكري و تلاشهاي فراواني انجام ميشد. اولين عملياتي را هم كه طرحريزي كرده بوديم، عمليات طريقالقدس بود. از تهران هم دائما حضرت امام(ره) پيشرفت كار را چه مستقيم و چه غير مستقيم پيگيري ميكردند. جلسهاي را با حضور رئيس جمهور وقت، حضرت آيتالله خامنهاي (رهبر معظم انقلاب اسلامي) و آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس آن زمان و نيز نماينده امام در شوراي عالي دفاع، وزير دفاع، فرمانده كل سپاه و … در محضر حضرت امام تشكيل داديم. گزارشهايي كه خدمتشان ارائه مي شد، عموما از سختيها و كمبودها بود. بعضي اوقات هم اشاره به توان دشمن ميشد كه وضع دشمن چنين و چنان است!
حضرت امام خيلي دقيق گوش ميدادند و به آن كسي كه صحبت ميكرد، خيلي با توجه نگاه ميكردند و ديگر به كسي توجه نداشتند. يك دور كه صحبتهاي ما تمام شد، صحبتهايي كه همهاش آثار فشارها، كمبودها و يا دلالي و عذرهاي عدم شروع عمليات بود، حضرت امام فرمودند: ” يادتان نرود كه اگر آنها هرچه هم دارند، شما آدم داريد.» و به اين نكته توجه دادند. البته بقيه بياناتشان هم تقريبا در تشريح همين مطلب بود. اين جملات همين طور بود كه گفتم: “توجه كنيد، اگر آنها همه چي دارند، شما آدم داريد “. پر واضح است كه منظور از آدم، كميت و تعداد نفرات نبود، بلكه كيفيت آدمها يعني رزمندگان مطرح بود رزمندگان ما واقعا آدم هاي مخلصي بودند. از همان رده بالا تا پائين از بسيجي ها تا پاسدارها ارتشي ها همه اينطور بودند.
اين انسانها مخلص در ديدگاه امام يك حرمت خاصي داشتند و به آنها مباهات مي كردند. اين خيلي براي ما ارزش داشت و بر اساس اين تفكر امام و ارزش قائل شدن براي انسان ما نيز درس مي گرفتيم در صورتي كه واقعا روي اين عامل خيلي حساب نمي شد. يعني يك عده اصلا غافل بودند و بيشتر روي جنبه هاي مادي قضيه مثل تانك و توپ و تفنگ و سلاح هاي و تجهيزات دشمن حساب مي كردند.
به روایت شهید / کتاب امام و دفاع مقدس
ساجد
[ad_2]




