سلام دوستان
در اینجا قصد دارم داستان راه اندازی صنعت موشکی ایران رو برای قرار بدهم
مطالب کامل کپی از کانال خوب آجودان می باشد با تشکر از کانال اخبار سپاه رهبر
نیاز حیاتی ایران به سلاح بازدارنده از همان سال ۱۳۵۹ و با شروع حملات موشکی عراق به شهرهای مرزی چون دزفول شکل گرفت، اما اوج این نیاز در اواخر سال ۱۳۶۲ و اوایل ۱۳۶۳ احساس شد؛ زمانی که صدام با دستیابی به موشکهای اسکاد B، عمق خاک ایران را هدف قرار میداد و نیروی هوایی ایران به دلیل تحریم قطعات و پدافند متراکم عراق، برای پاسخگویی مستمر با محدودیت مواجه بود. در پاسخ به این بحران، در تیرماه ۱۳۶۳ هیئتی به سرپرستی محسن رفیقدوست راهی به سوریه و لیبی سفر کرد تا راهی برای خرید موشک بیابد.
سوریه به دلیل ملاحظات سیاسی با شوروی از فروش موشک خودداری کرد اما پذیرفت که نیروهای ایرانی را آموزش دهد، در مقابل، معمر قذافی در لیبی پذیرفت که تعدادی موشک اسکاد b و سکوهای پرتاب متحرک را به همراه تیمی از مستشاران فنی به ایران بفرستد. این توافق، اولین قدم عملی برای ورود ایران به باشگاه دارندگان موشکهای بالستیک بود.
بلافاصله پس از این توافقات، در شهریور ۱۳۶۳ یک گروه سیزده نفره از جوانان با انگیزه به فرماندهی حسن طهرانیمقدم برای گذراندن یک دوره آموزشی فشرده عازم پادگان تیپ ۱۵۵ موشکی سوریه شدند. این تیم که به گروه حدید معروف شد، با چالشی بزرگ روبرو بود؛ آنها باید در کمتر از سه ماه، دانش پیچیده هدایت، سوخترسانی و پرتاب موشک را فرا میگرفتند، در حالی که دورههای استاندارد این تسلیحات در شوروی سابق بیش از یک سال زمان میبرد.
همزمان در داخل کشور، فعالیتهای لجستیکی برای پذیرش اولین محموله موشکی که در اواخر پاییز ۱۳۶۳ از لیبی وارد شد، با سرعت در جریان بود.
ورود مستشاران لیبیایی به ایران در زمستان ۱۳۶۳، با نوعی غرور نظامی همراه بود. آنها به فرماندهی شخصی به نام سلیمان، خود را تنها کلیددارن زرادخانه موشکی ایران میدانستند و با استقرار در پادگان منتظری کرمانشاه، دیواری میان خود و نیروهای ایرانی کشیدند. در آن ماههای نخست، لیبیاییها حتی اجازه نمیدادند اعضای تیم سیزدهنفره ایرانی (گروه حدید) به کابین هدایت و کنترل موشک نزدیک شوند. آنها با ذهنیتی تکنسینمحور، فقط دستورات شلیک را اجرا میکردند و دانش فنی را به عنوان یک ابزار قدرت نزد خود حفظ کرده بودند.
نخستین تجربه عملیاتی این همکاری در ۲۱ اسفند ۱۳۶۳ رقم خورد. با شدت گرفتن حملات عراق به تهران و سایر شهرها، فرمان شلیک صادر شد.
تیم لیبیایی تحت نظارت حسن طهرانیمقدم، موشک اسکاد-بی را بر روی سکوی پرتاب عمود کرد و اولین غرش موشکی ایران به سمت بغداد ثبت شد. این روند در شلیکهای بعدی نیز تکرار شد و لیبیاییها مجموعاً حدود ۳۰ فروند موشک را در بازههای مختلف جنگ شهرها به سمت اهداف استراتژیک عراق پرتاب کردند.
اما با گذشت زمان و تغییر معادلات سیاسی میان طرابلس و بغداد، رفتار مستشاران تغییر کرد. آنها شروع به بهانهجوییهای فنی کردند و در نهایت، در دیماه ۱۳۶۵، درست در آستانه عملیاتهای بزرگ ایران، به دستور قذافی پادگان را ترک کردند.
خروج آنها یک خروج ساده نبود؛ مستشاران لیبیایی پیش از رفتن، دست به یک خرابکاری سازمانیافته زدند. آنها قطعات کلیدی سیستم هدایت و ژیروسکوپ موشکها را باز کردند، کابلهای ارتباطی را قطع نمودند و برخی بردهای الکترونیکی حساس را با خود بردند یا از کار انداختند.
هدف آنها این بود که توان موشکی ایران را به صفر برسانند تا ایران دوباره برای التماس و خرید سلاح به سراغ آنها برود. پادگان منتظری در آن روزها به گورستانی از آهنرباهای غولپیکر تبدیل شده بود که بدون آن قطعات کوچک، هیچ کارایی نظامی نداشتند.
تیم سیزدهنفره حدید به فرماندهی حسن طهرانیمقدم، بلافاصله وارد عمل شد. آنها ابتدا شروع به عیبیابی دقیق کردند تا متوجه شوند لیبیاییها دقیقاً چه بخشهایی را از مدار خارج کردهاند. یکی از بزرگترین چالشها، نبود نقشههای فنی سیستمهای پیچیده اسکاد بی بود.
نیروهای ایرانی با استفاده از دانش مختصری که در سوریه آموخته بودند و با همکاری تعدادی از متخصصان دانشگاهی و فنی، شروع به «مهندسی معکوس» قطعات آسیبدیده کردند. آنها قطعات را باز کرده، اجزای داخلی را بررسی نموده و سعی کردند مشابه آنها را در کارگاههای صنعتی داخلی بسازند یا از میان قطعات یدکی باقیمانده، سیستم جدیدی را سرهم کنند.
سرانجام در ۲۱ دیماه ۱۳۶۵، تنها چند روز پس از خروج خیانتکارانه لیبیاییها، تیم ایرانی آماده اولین پرتاب مستقل شد. موشک اسکاد بی بر روی سکوی احیا شده قرار گرفت و تمامی مراحل پیش از پرتاب، از سوخترسانی تا نشانهروی، توسط جوانان ایرانی انجام شد.
با دستور شلیک، موشک با موفقیت از پادگان منتظری برخاست و با دقت به هدف تعیینشده در داخل خاک عراق اصابت کرد. این شلیک موفقیتآمیز، پیامی فراتر از یک حمله نظامی داشت؛ این پیروزی ثابت کرد که دانش موشکی در ایران بومی شده است. این موفقیت، اعتماد به نفس لازم را برای برداشتن گام بعدی، یعنی ساخت کامل بدنه و موتور موشک فراهم کرد که در نهایت منجر به تولید شهاب ۱ شد.









