🚫اف-35؛ از جلو بسیار مخفی است، اما از زیر، کناره یا پشت بسیار کمتر مخفی می ماند !
⏺این جنگنده برای سیستمهای مادون قرمز (IR) و اپتیکی (EO) نامرئی نیست؛ به تصاویر ضبط شده توسط سپاه نگاه کنید؛ بنابراین میتوان آن را بهطور غیرفعال ردیابی کرد و پیشبینی کرد که به کجا میرود.
⏺سامانهء دارای قابلیت کمین، میتواند از مخفیگاه خود خارج شود و با سیستمهای مادون قرمز شلیک کند و هنگامی که اطمینان حاصل کرد که قفل راداری کامل شده است، اقدام کند. سامانههای موشکی زمین به هوا (SAM) با رادار داخلی مانند سوم خرداد و تورم ام یک در بعضی موارد ترجیح داده میشوند.
⏺نوردهی قوی از فاصلههای بسیار نزدیک میتواند F-35 را بهطور قابل اعتمادی قفل راداری کند و مورد اصابت قرار دهد، مشابه F-117 که در صربستان توسط یک S-125 قدیمی هدف قرار گرفت.
🚫گزینه دیگر استفاده از موشکهای هدایتشونده مادون قرمز است که نتیجه مشابهی خواهد داشت. F-35 برای پهپاد های پرسه زن که در حال چرخش هستند مانند 358 خیلی سریع است؛ اما می شود تحت محاسباتی اقداماتی را طبق طرح پیشنهادی ما انجام داد.
🚫ایده پیشنهادی ما، تبدیل راکتاندازهای موجود زمینی (خانواده گراد و فجر) به یک سامانه پدافند هوایی کوتاهبرد لایه آخر است؛ سامانهای که با کمترین تغییر در زیرساخت فعلی، بتواند در برابر موج پهپادها و مهمات سرگردان، یک چتر دفاعی ارزان و پرحجم ایجاد کند. نقطه کلیدی طرح این است که راکت دیگر صرفاً مهمات سطحبهسطح نیست، بلکه حامل سرجنگی ضدهوایی است که در حجم مشخصی از آسمان «ابر ترکش» میسازد و احتمال اصابت به اهداف هوایی کمسرعت و کمارتفاع را بالا میبرد. این رویکرد، مکمل سامانههای هدایتشونده موجود است و قرار نیست جای آنها را بگیرد؛ بلکه برای کاهش فشار در حملات اشباعی و حفاظت از زیرساختها و ستونهای زمینی در فاصله نزدیک طراحی میشود.
⏺از منظر فنی، طرح بر سه ستون استوار است: نخست، استفاده از بدنه و موتور موجود راکتها که ذاتاً برای شتابگیری سریع و رسیدن به چند کیلومتر ارتفاع در چند ثانیه مناسباند، بدون نیاز به سرمایهگذاری سنگین روی حامل جدید. دوم، توسعه یک سرجنگی و فیوز ضدهوایی اختصاصی (مجاورتی یا زماندار هوشمند) که بتواند در ارتفاع و موقعیت مناسب منفجر شده و ابر ترکش با تراکم مؤثر ایجاد کند؛ دانش فیوزهای مجاورتی و زماندار در توپخانه و پدافند کشور وجود دارد و قابل انتقال به این پلتفرم است. سوم، یکپارچهسازی لانچر با رادار/سنسور اپتیکی کوتاهبرد و واحد کنترل آتش دیجیتال تا زاویه شلیک و زمان انفجار به صورت نیمهخودکار بر اساس داده واقعی هدف تنظیم شود.
⏺در معماری پیشنهادی، این سامانه به شبکه فرماندهی و کنترل پدافند متصل است و فقط وقتی وارد عمل میشود که تهدید از لایههای دورتر عبور کرده و به شعاع ۳–۵ کیلومتری یک سایت حیاتی نزدیک شده باشد؛ در این لحظه، چند راکت با زاویه و فیوز تنظیمشده شلیک میشود، در ارتفاع ۱–۳ کیلومتری بر فراز مسیر تهدید منفجر میگردد و یک حجم ترکش پرچگال ایجاد میکند که برای پهپادها، مهمات سرگردان و حتی راکتهای هدایتنشده، مرگبار است. این طرح، از یکسو بهشدت «شدنی» است چون بر سختافزار و دانش موجود تکیه میکند، و از سوی دیگر با رویکردی منطقی قابل دفاع است: با هزینهای نسبتاً پایین، لایهای اضافه بر سپر موجود قرار میدهد که میتواند زیرساختها را در برابر حملات اشباعی حفظ کند.
⏺تفاوت اصلی طرح ما با مینهای ضدهوایی/ضدبالگرد این است که آن مینها ایستا و موضعی هستند و در ارتفاع و حجم بسیار محدودی بالای خودشان عمل میکنند، معمولاً برای محافظت از یک نقطه یا کانال عبور مشخص؛ در حالیکه سامانه راکتی پیشنهادی، پرتحرک و حجمی است و با پرتاب فعال راکت به آسمان، میتواند در هر جهت و در فاصله چند کیلومتری از لانچر، حباب ترکش ایجاد کند. مینهای ضدهوایی معمولاً به حسگرهای ساده (سیمی، صوتی، مجاورتی کوتاهبرد) متکیاند و نمیتوانند به شبکه راداری و کنترل آتش متصل شوند، در نتیجه هم قابل کنترلبودن و هم تفکیک دوست - دشمن در آنها محدود است؛ اما در مدل راکتی، زمان شلیک، زاویه و فیوز بر اساس داده رادار/اپتیک فرماندهی تنظیم میشود، خطر آتش کور و برخورد ناخواسته به پرندههای خودی کمتر میشود و میتوان آن را در قالب یک لایه از سامانه پدافند هوایی لایهای تعریف کرد، نه صرفاً یک تلهٔ موضعی. تصویر شبیه سازی حدودی







