سلام بر همه دوستان عزیز. ببخشید من آنچنان تخصصی ندارم ولی تجربه شخصی خودمو می نویسم شاید بدرد کسی بخوره!
مدتها بود که عصبانیت و خشم آنی خیلی آزارم میداد و کارم به جایی رسیده بود که بچه 4 ساله ام هم از دستم امان نداشت! یک بار هم از دست خودم سرمو محکم کوبیدم به دیوار!
واقعاً خیلی سعی کردم که بتونم خودمو کنترل کنم و بر اعصابم مسلط بشم و گاه و بیگاه خانوادمو آزار ندم. خیلی زود عصبانی میشدم و فریاد میکشیدم؛ گاهی هم کتک…!
درسته که آموزه های دینی این اخلاق رو نکوهش میکنن و آدم باید سعی کنه خودشو کنترل کنه؛ ولی گاهی باید تو علم پزشکی هم جستجو کرد! شاید کسی مشکل پزشکی داشته باشه و خودش ندونه؛ بخاطر همین هم سعی و تلاش اون بازده خوبی نداره.
راستش یه مطلبی تو اینترنت خوندم درمورد تأثیر میزان قند خون بر رفتار آدمها. نوشته بود بالابودن یا پایین بودن بیش از حد قند خون تقریباً اثرات مشابهی داره ازجمله عصبانیت!
همون لحظه فکر کردم من بخاطر بالابودن کلسترول خونم از قند هم که روی کلسترول تأثیر داره مدتیه به شدت پرهیز میکنم؛ تازه دو ریالیم جا افتاد!
شاید باورتون نشه ولی چون مصرف همه شیرینیجات رو به خودم حروم کرده بودم چنین اتفاقی برام افتاده بود. به محض اینکه مصرف قند و شیرینیجات خودمو در حد متعادلی نگه داشتم 99% مشکلاتم برطرف شد!
یکی از آشناهامون هم قندش بالاست؛ ولی زیاد پرهیز نداره و همینطوره خیلی زود عصبانی میشه.
بهرحال منظورم اینه که کسانی که این مشکل رو دارن بدنبال دلایل دیگه ای هم بجز معنویات بگردن!