مبارزین کوبانی نباید امیدی به حمایت سایرین داشته باشند چرا که اصولا انگیزه چندانی برای کمک کردن وجود ندارد.
برکسی پوشیده نیست که دولت اسد از روی استیصال و از ترس اینکه “ارتش آزاد با کردها هم پیمان شده و پایگاهی امن در جغرافیای سوریه بدست آورد” به کردها وعده و وعید هایی داد که امیدی به کشورداری و “خودمختار شدن” داشته باشد و به ازای این امتیاز دولت اسد از آنها خواست که از “سرزمین خودشان” دفاع کنند لذا با چنین ترفندهایی منافع موقت دولت سوریه از چندین منظر تامین شد.
1- دولت مرکزی از دغدغه “لانه گزینی ارتش آزاد در منطقه کردنشین” خلاص شد.
2- منطقه ای حائل و با نظارتی بومی, میان سوریه و ترکیه (که معبر تروریستها بود) ایجاد شد که با مراقبت شبانه روزی از تردد نفرات و ادواتی که از مرز ترکیه ارسال میشدند کاسته گردد.
3- قرارگاهی امن برای PKK و YPG (احزاب مخالف دولت ترکیه) ایجاد شد که با فراغ خاطر به برنامه ریزیهایشان با هدف “مبارزه سیاسی و حتی مسلحانه برعلیه اردوغان” بپردازند.(با این توضیح که پیش از این و بخاطر دوستی میان بارزانی و اردوغان نمیتوانستند برای ایجاد پایگاهی دائمی روی اقلیم کردستان عراق حساب کنند)و در نهایت خار چشم اردوغان در کردستان سوریه کاشته شد.
4- اوجالان که از سیاست اردوغان(مبنی برنابودی پایگاههای PKK و YPG در کوبانی)با خبر بود هشدار داد “[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]” لذا شمار زیادی از جمعیت 22 میلیونی کردهای ترکیه و با تحریک احزاب کرد به جان دولت داوود اوغلو افتاده اند و هرچقدر اشغال کوبانی با فرسایش و نمایش بیشتری همراه باشد تنش ها شدت بیشتری به خود خواهد گرفت(که به زیان ترکیه و به نفع ایران,عراق و سرویه است)

برای تبئین شرایط منطقه ای بهتر است به سابقه امر نیز توجه داشته باشم:
پیشروی سریع داعش در مناطق شمالی عراق , خیانت دقیقه نودی ترکها و به خطر افتادن اربیل باعث شد که کردهای منطقه تمامی اختلافات درونی و دیرینه خود را کنار بگذارند و تاجایی که برایشان مقدور بود برای مقابله با داعش و دفاع از “سرزمینی کردی” متحد شوند و شاید برای اولین بار مجالی برای تشکیل ائتلافی کردی و ناسیونابسیتی فراهم شد.
ائتلافی که در صورت تداوم یافتن میتوانست خطری بالقوه برای کشورهای منطقه تلقی شود و احتمال اینکه” کردها در تصمیم سازی های کلان و ایجاد کردستان بزرگ به اجماع نظر برسند” قوت میگرفت.
بدیهی است که تقویت ناسیونالیزم کردی و “اتحاد کردها در سطح راهبردی” مورد پسند هیچیک از چهار کشور منطقه(ایران,ترکیه,عراق و سوریه)نبوده و هرگز نخواهد بود لذا هریک از کشورهای مورد نظر و با انگیزه های متفاوت از فروپاشی بافت فعلی کردها (که در حال حاضر به کوبانی گره خورده است) اسقبال میکنند با این توضیح که ده ها هزار نفر از ساکنین غیر نظامی کوبانی به ترکیه گریخته اند و باقیمانده جمعیت فعلی عمداتا از چریکهای احزاب کرد هستند که تفکراتی ناسیونالیستی و چپ گرایانه دارند که مورد قبول سایرین نیست.

عامل دیگری که بر پچیده شدن موضوع کردها می افزاید سیاستگذاری های است که از سوی جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق برای اقلیم کردستان جاری شده است و احتمالا همین مدل در آینده برای کردهای سوری نیز اعمال خواهد شد.
ماجرا از وقتی شروع شد که ترکیه از حفاظت اقلیم کردستان در مقابل تهدید داعش سرباز زد و بارزانی را (که برای تملک کرکوک و استقلال از دولت عراق روی ترکها حساب کرده بود) در فعل انجام شده گذاشت لذا بارزانی مجبور شد کمکهای دقیقه نودی ایرانیها را(که قطعا با شرط و شروطی همراه بوده است)قبول کند و حالا که به همّت ایرانیها از خطر اشغال ضربتی سرزمینش فارغ شده است مجبور است از منجی هایش تبعیّت کند.
آنچه در عمل مشاهده میشود اینکه جمهوری اسلامی و دولت عراق دیپلماسی “حمایت-مهار”را در مناطق کرد نشین به مرحله اجراء گذاشته اند و مطابق این طرح نه تنها در میان نیروهای شبهه نظامی کرد, نیروهای شیعی کنجانده میشوند بلکه ممانعت از “تغییردر ترکیب جمعیت مناطقی نظیر کرکوک” به شدت شانس کردها را در “انجام انتخابات با اهداف تجزیه طلبانه”که قصدش را داشتند از بین میبرد.
اجرایی کردن چنین سناریویی اگرچه صدای کردها را درآورده است ولی هنوز آنها در جایگاه و موقعیّتی نیستند که با تبعات نسخه های پیچیده شده مقابله کنند.

مطلب ذیل تاحدودی موضع اعتراضی رجال کردستان عراق را مشخص میکند.

ادامه‌ مخالفت کُردها با تشکیل گارد ملی عراق در کرکوک
دبیر کل حزب سوسیال دموکرات کردستان عراق تصمیم دولت جدید عراق به تشکیل گارد ملی را اقدامی به دور از اصل شراکت ملی واقعی در کشور توصیف کرد.
به گزارش خبرگزاری [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]، محمد حاج محمود در مصاحبه با روزنامه «الشرق الاوسط» گفت: شیعیان و اهل سنت با هم در خصوص تشکیل نیروی گارد ملی در استان های سنی نشین در عراق به توافق رسیده اند، ولی اکنون این موضوع را به کرکوک ربط داده اند تا به کردها که اکثریت جمعیت این شهر را تشکیل می دهند، ضربه بزنند و این در واقع به مثابه لغو ماده 140 قانون اساسی عراق است.
حاج محمود ضمن تاکید بر مخالفت شدید حزب خود با تشکیل هر گونه نیرویی در کرکوک و مناطق مورد مناقشه افزود: کرکوک و دیگر مناطق مورد مناقشه به گارد ملی نیاز ندارند؛ چراکه نیروهای امنیتی موجود در این مناطق از تشکل های قومی کرد، عرب، ترکمان و مسیحی تشکیل شده اند و نیروهای پیشمرگ نیز وظیفه محافظت از مرزهای کرکوک را به عهده دارند و نیازی به تشکیل نیروی گارد ملی در این شهر و دیگر مناطق نیست.

البته فعلا برای اعمال سیاست “حمایت-مهار”در کردستان سوریه زود است و می بایست مقدماتی فراهم شوند ازجمله:
1- جمعیّت پیشمرگه های کرد سوری و همچنین میمانهای ناخوانده آنها مثل نیروهای PKK و واحد های حفاظت خلق YPG(که آنجا را حیاط خلوت خود ساخته اند)بهتر است توسط داعش قدری کمتر شوند تا در آینده قابل کنترلتر باشند.
2- همه ساکنین در مناطق کردنشین سوریه می بایست با گوشت و پوست و استخوانشان درک کنند که بدون چتر حاکمیتی دولت مرکزی نمیتوانند دوام بیاورند و باید بفهمند که حساب باز کردن روی نیروهای ملی گرا و خارجی(اعم از ترکیه ای و غربی)میتواند تاوانی سخت بدنبال داشته باشد.
3- بایددرس بگیرند که نباید مثل کردهای اقلیم عراق به محضی که خرشان از پل گذشت به حضور گارد ملی و تقسیم قدرت اعتراض کنند.

به هر صورت پهپادهای رزمی حزب الله(بخوانید لشگر قدس)که در عرسال رونمایی شدند میتوانستند و میتوانند ادوات و نیروهای مستقر در بیابانهای کوبانی و داعشی های بی سنگر را مورد هدف قرار دهند اما اینکار بدون مشاهده چراغ سبز ایران و اسد شدنی نیست و گویا اسد و دوستانش! معتقدند که هنوز وقتش فرا نرسیده است و تعجبی هم ندارد که هیچ هواپیمای لجستیکی پیدا نمیشود که لااقل با چتر برای حبس شدگان در کوبانی سلاح و تجهیزات پیاده کند.
البته شهر تسخیر شده را همه میتوانند با بمباران صاف کنند و طرحی نو و باب میل خودشان دراندازند.

پ ن :چند مورد اضافه میکنم
1- فراموش نکنیم که نیروی هوایی سوریه نیز چندان دست بسته نیست و با اعلامی قبلی از سوی روسها و پیش آنکه داعش مواضعش را مستحکم کندمیتوانستند ظرف چند ساعت دمار از روزگار داعشی ها در بیاورند و بعید بود که غرب اقدامی بر علیه هواپیماهای سوری در بازه زمانی اعلام شده انجام دهد.
2- طولانی و آگروماندیسمان شدن وقایع دلخراش کوبانی کردهای ترکیه را نیز همچنان برعلیه دولت اردوغان خواهند شوراند که به نفع دشمنان واقعی داعش(ایران,عراق و سوریه)است.
3- اشغال کوبانی توسط ارتش ترکیه(که احتمالش کم هم نیست)و اعلام منطقه پرواز ممنوع اگرچه برای سوریه ریسک بزرگ و فاجعه باری است اما میتواند مثل بلندی های جولان و ادعای ارضی را به آینده واگذار کند(البته اگر دوام بیاورد)
4- اگرچه بارزانی از زیر بار کمک به کوبانی شانه خالی کرده و نیرویی به آنجا اعزام نخواهد کرد لیکن بی میل نیست که نصیبی از مظلومیت آنها و بهره برداری های تلبلیغاتی و به نفع جمعیتهای کرد ببرد.