جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
هرگز نمیرد آن که دلش زندهشد به عشق / ثبت است بر جَریده عالَم دوام ما
ساقی! به نور باده برافروز جام ما / مطرب، بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکسِ رُخِ یار دیدهایم / ای بیخبر ز لذتِ شُربِ مُدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زندهشد به عشق / ثبت است بر جَریده عالَم دوام ما
چندان بُوَد کرشمه و ناز سَهی قدان / کآید به جلوه سرو صِنوبرخرام ما
ای باد! اگر به گُلشن اَحباب بگذری / زِنهار! عرضهدِه بَرِ جانان پیام ما
گو «نام ما ز یاد به عمدا چه میبری؟ / خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما»
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است / زآن رو سپردهاند به مستی زمام ما
ترسم که صَرفهای نبرد روز بازخواست / نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ! ز دیده، دانهی اشکی همیفشان / باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اَخضَر فَلَک و کشتی هِلال / هستند غرقِ نعمتِ حاجی قوام ما
[ad_2]




