نــظــر پــر فــیـــض

خانه » نــظــر پــر فــیـــض

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

نــظــر پــر فــیـــض

[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]

[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]

سید مهدی عبا باف نجفی، که مداومت بر تشرف به مسجد سهله در شبهای چهارشنبه را داشت فرمود: شبی با جمعی از رفقا به مسجد سهله مشرف شدیم. دیدیم رکن قبلۀ مسجد، طرف شرقی، همان جا که مقام حضرت حجت(ع) واقع است، روشن می باشد.
پیش رفتیم، سید بزرگواری در محراب مشغول عبادت بودند. معلوم شد، آن روشنی، روشنی چراغ نیست بلکه نور صورت مبارک آن سرور است که در و دیوار را منور کرده است. به جای خود برگشتیم و باز نظر کردیم. آن صفه(1) را روشن دیدیم؛ گویا چراغ نوربخشی در آن گذارده اند. وقتی دوباره نزدیک شدیم همان حال سابق را یافتیم. بالاخره یقین کردیم آن بزرگوار امام ابرار و سلالۀ ائمۀ اطهار(ع) است.
هیبت آن حضرت همۀ ما را گرفت. هر کدام از ما در جای خودمان مانند چوب، خشک شدیم و از حس و حرکت افتادیم، جز من که چند قدمی از رفقا جلوتر رفتم. هر قدر خواستم نزدیک شوم یا عرضی بکنم، در خود یارایی ندیدم مگر اینکه مطلبی به خاطرم آمد، عرض کردم: لطفا استخاره ای برای من بگیرید. آن حضرت دست مبارک خود را باز نمودند و با آن تسبیحی که مشغول ذکر بودند مشتی گرفتند و بعد از حساب کردن در جوابم فرمودند:«خوب است»
بعد هم روی مبارک خود را به سوی ما انداختند و نظر پر فیض خویش را برای لحظاتی به ما انداختند. گویا انتظار داشتند حاجت دنیا و آخرت خویش را از درگاه لطف و عطایشان درخواست نماییم، ولی سعادت و استعداد، ما را یاری نکرد و قفل خاموشی دهان ما را بست.
سپس به سمت در مسجد روانه گردیدند، چون قدری تشریف بردند قدرت در پای خود یافتیم و به دنبال آن حضرت دویدیم. وقتی خواستند از در مسجد بیرون بروند، دوباره صورت مبارک خود را به طرف ما گرداندند و مدتی به همین حال بودند.
ما چند نفر بدون حس و حرکت بودیم و هیچ قدرتی نداشتیم. تا اینکه بالاخره از مسجد خارج شدیم و به فاصله ای که بین دو در بود رسیدیم. آن بزرگوار از در دوم خارج شدند، به مجرد خروج حضرت قوت و شعور ما بازگشت. فورا و با سرعت هر چه تمامتر به سمت در دوم دویدیم، به اندازۀ یک چشم به هم زدن از در دوم خارج شدیم و چشم به اطراف بیابان انداختیم؛ ولی هیچ کس را نیافتیم. هر چه به اطراف و اکناف دویدیم به هیچ وجه اثری نیافتیم و برای ما معلوم شد که به مجرد خروج از در دوم، حضرت از نظر ما مخفی شده اند.
بر بی لیاقتی و از دست دادن فرصتی که برای ذکر حاجاتمان پیش آمده بود، افسوس خوردیم و متأثر شدیم.(2)

پی نوشت:
1- قسمتی از اتاق یا سالن که کمی بلندتر از جاهای دیگر است و صدر مجلس محسوب می شود.
2- برکات حضرت ولی عصر(عبقری الحسان)،ص68

hoseini256-313.blogfa.com

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا