جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
منِ خودشگفت /نکته ظریف اخلاقی
منِ خودشگفت /نکته ظریف اخلاقی
بسم الله الرحمن الرحیم
فرض بفرمائید لازم بوده ما سر ساعت مقرر عمل خاصی را مستمر انجام بدهیم.
اگر این كار با عجب كه یكى از اخلاقهاى مذموم و پلید است، همراه باشد و آدم از این كه دارد، مستمر سر وقت كار مىكند خیلى نسبت به خود در شگفتى قرار بگیرد یعنى از خودش ممنون و راضی باشد،
عیبــــش آن است كه متوقعیــــم همـــه از ما متشـــكر باشـــند.
ما به این خوبى، به این منظمى، اینطور خوب كار مىكنیم، زیاد كار مىكنیم، باید همه قـــــدر ما را بدانند.
خب آمدیم و یك برادرى قـــدر ما را ندانست. در آن صورت آن برادر در تصور “منِ از خود راضىِ”، ظالم خواهد شد و “من از خود ممنون” مظلوم میشوم.
بسیار خوب؛ برادر مؤمنِمان است، ظلم او را تحمل مىكنیم اما بالأخره یك روز، دو روز، ده روز، وقتى دیدیم این برادر هیـــچ نمىفهمد كه ما چهقـــدر داریم خودمان را مىكُشیم، كیـــنه به وجود مىآید.كینه و عقده و نارضایى در طول زمان رشد مىكند و خصلتهاى بد غالباً اینطور است و چون به زبان نیاوردیم و آن برادر این كینه را از دل ما بیرون نیاورده، نقار (شكاف) روزبهروز زیاد مىشود و به اصطكاك مىانجامد.
از خودشــگفتى من كه یك حق بهظاهر طبیعى و معمـــولى من بود این فاجــعه را به وجود آورد كه بین من و یك برادر دیگر اختلاف و نقار و اصطكاك به وجود آمد. حالا قضـــیه چه بود؟ …
پس از اول تا آخر كه چرتكه بینـــدازیم و حساب كنیم، تقصـــیر “منِ خودشگفت” بوده است.
عمل مرا هبط كرد، ضایع كرد، برادرى من را از بین برد، كار من را متوقف كرد، چون وقتى كه من ببینم دیگرى چنین ناسپاسى مىكند آن شوق كار در من كم مىشود و كار را به تعطیل و ركود نزدیك میكند…
این اخـــلاق بد موجب این همـــه فاجعه و افت و خــــرابى میشود
در حالی كه اگر من اخلاق اسلامى داشته باشم، اخـــلاق اسلامى مرا از عجب باز مىدارد.مقام معظم رهبری 02/03/1359
[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
[ad_2]




