جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
دل بـه یـک لحـظه ی کـوتـاه به هـم می ریزد
دل بـه یـک لحـظه ی کـوتـاه به هـم می ریزد
بـه نسـیمی هـمه ی راه بـه هـم می ریـزدکـی دل سنگ تـو را آه بـه هـم می ریـزد
سنگ در بـرکه می انـدازم و می پنـدارمبا همـین سنـگ زدن مـاه بـه هـم می ریـزد
عـشق ، بـر شانـه ی هـم چـیدن چـندیـن سنـگ استگـاه می مـاند و نـاگـاه به هم می ریـزد
آن چـه را عـقل بـه یـک عـمر به دست آورده استدل بـه یـک لحـظه ی کـوتـاه به هـم می ریزد
آه ! یـک روز هـمین آه تـو را مـی گـیردگـاه یک کـوه به یـک کـاه بـه هـم می ریـزد
فاضل نظری
[ad_2]





