جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
قرآن! من واقعا شرمنده ام…؟؟؟
قرآن!
من شرمنده توام؛ اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود، همه از هم می پرسند: «چه کسی مرده است؟»
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.قرآن!
من شرمنده توام؛ اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام. یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته، یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده، یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته، یکی به خود می بالد که تو را در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده و….!
آیا واقعاً خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم؟قرآن!
من شرمنده توام؛ اگر به یک فستیوال مبدل شده ای. حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول؛ یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟
ای کاش آنانکه تو را حفظ کرده اند، حفظ کنی تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند.
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنانکه وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند گویی که قرآن همین الآن به ایشان نازل شده است.من این مطلبو از [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] وبلاگ گرفتم ولی نمیدونم اصلش از کجاست.
[ad_2]





