جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
صدوق اول ، ابن بابویه
موطن: قم
نام پدر : حسین
تاريخ وفات: 323قمریزندگینامه ها:
منبع : ستارگان حرم شماره 2
ابن بابویه قمی صدوق اول
ابوالحسن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، فقیه روشن ضمیر و محدث فرزانه قم در نیمه دوم قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری قمری یعنی در زمان غیبت صغرای امام زمان ارواحنا فداه زندگانی گرانمایه داشت. گر چه لقب «ابن بابویه» بیشتر به فرزندش ابوجعفر محمد ( شیخ صدوق متوفی 381ق) گفته می شود ولی پدر و نیز فرزند دیگرش ابوعبدالله حسین بدین لقب شهرت داشته اند و در کتابهای تراجم و نوشته های علم رجال، پدر و دو فرزندش به «ابن بابویه» معروف اند.
بابویه، نام جد بزرگ او یک نام کهن ایرانی است که در روزگار پس از ظهور اسلام نیز افرادی به این نام موسوم بوده اند. برخی این کلمه را منسوب به « بابُو» یعنی بابا، پدر، پیر و مرشد می دانند و در زبان عربی هم به ضم با و فتح واو و سکون یاء تلفظ می شود. بنابراین « ابن بابویه» به معنای پسر بابا می شود و هم کنون نیز در میان خانواده های ایرانی تعبیر « فرزند بابا» یا « پسر بابا» به فرزند مورد احترام و علاقه پدر بسیار
صفحه 26
شهرت دارد.(1)
علی بن حسین به « صدوق اول» نیز معروف است که هر جا « صدوقین» یا « ابنا بابویه»گفته شود او و فرزندش ابو جعفر محمد در نظر است و تصور اینکه شیخ صدوق و برادرش مراد باشد اشتباه است.(2)
ابن بابویه قمی این رادمرد بزرگ علم و دین در قم حرم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) چشم به جهان گشود و به حیات پر بار علمی و معنوی خویش ادامه داد.
گر چه تاریخ ولادتش معلوم نیست ولی با توجه به نامه ای که از امام حسن عسکری(ع)دریافت کرد و در آن نوشته از او تجلیل شده است، حکی از منزلت علمی و فقهی این محدث بزرگ شیعی در عصر امامت امام یازدهم(ع)دارد. بنابراین در سال شهادت امام عسکری (ع)یعنی سال 260ق، حداقل بیست بهار از عمر خود را سپری کرده است و سالروز تولد وی ممکن است از سال 235ق، به بعد باشد.
منشور حیات طیبهفقیه بزرگوار ابن بابویه قمی، در جوار بارگاه ملکوتی فاطمه معصومه (س)از فقها و محدثان به نام قم که از قلّه های فرازمند فرهنگ
صفحه 27
تشیع به شمار می آمدند و در فقه، حدیث و دیگر علوم و معارف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) سرآمد روزگار بودند بهره برد و به سرعت در حدیث و فقه و دیگر علوم اسلامی و نیز در تقوا و پارسایی و فضائل اخلاقی از چهره های بی نظیر تاریخ اسلام گشت. نامه ای که یازدهمین پیشوای انسانها (ع)برای وی نگاشت جایگاه رفیع ابن بابویه قمی را در بین دیگر دانشمندان و فقهای قم و نیز موقعیت خاص و احترامی که در نزد ائمه معصومین(ع) داشت آشکار می سازد.
امام عسکری (ع)پس از حمد و ثنای ربوبی و صلوات و سلام بر پیامبر (ص)و عترت طاهرینش خطاب به او می نویسد:
« یا شیخی و معتمدی و فقیهی ابا الحسن علی بن الحسین القمی وفّقک الله لمرضاته وجعل من صلبک اولادا صالحین برحمته»
ای فقیه بزرگوار و مورد اعتمادم ابوالحسن علی بن حسین قمی! خداوند تو را بر انجام افعال پسندیده حق توفیق دهد و از نسلت به رحمت و کرمش فرزندان شایسته ای به وجود آورد.
امام (ع)در ادامه این پیام که به حق منشور عبادی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی برای یک زندگانی شرافتمندانه انسانی است، در روزگار پر از مخاطره و گردابهای جهالت و هوسها چنین وصیت می کند:
تو را وصیت می کنم به تقوای الهی، بپا داشتن نماز و پرداخت زکات زیرا نماز کسانی که زکات نمی دهند پذیرفته نمی شود، و تو را وصیت می کنم به گذشت از گناه دیگران، فرو بردن خشم، صله رحم، همدردی با برادران و کوشش در انجام نیازمندیهای آنان در هنگامه
صفحه 28
کارها، هم پیمانی با قرآن، خوش خلقی و امر به معروف و نهی از منکر چرا که خداوند متعال می فرماید:
« لا خیر فی کثیر من نجویهم الاّ من أمر بصدقة او معروف او اصلاح بین النّاس» .(3)
در بسیاری از گفتگوهای درگوشی آنان خیری نیست جز آن کس که به صدقه یا معروفی امر کند و یا میان مردم اصلاح نماید.
و دوری از تمام پلیدیها و زشتیها.
و بر تو باد به نماز شب خواندن! زیرا پیامبر کرم (ص)به امام علی (ع)چنین سفارش کرد و فرمود:
ای علی! بر تو باد به نماز شب خواندن – و این جمله را سه بار تکرار نمود – و هرکس نماز شب را سبک بشمارد از ما نیست. پس توصیه مرا بکار بند و شیعیانم را بر انجام آن فرمان ده تا عمل کنند. و بر تو باد به صبر و انتظار فرج زیرا پیامبر اسلام (ص)فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است. امت من و شیعیان ما همواره اندوهگین خواهند بود تا فرزندم که پیامبر (ص)بشارت ظهور او را داده است قیام کند؛ او زمین را پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده است سرشار از عدالت و برابری خواهد بود.
ای شخصیت بزرگ من! ( ابن بابویه قمی) پس صبر کن و شیعیانم را به صبر دستور ده، زیرا زمین از آن خداوند است به هرکس از بندگانش که بخواهد واگذار می کند و فرجام نیک از متقین خواهد بود.
صفحه 29
« والسلام علیک و علی جمیع شیعتنا و رحمة الله و برکاته» .(4)
باری نامه رهبری دینی و معنوی و پیشوای به حق در روی زمین که بدست ابن بابویه قمی رسید، آن را بوسید و بر چشمانش گذارد و فرامین و سفارشات مولایش آب حیات و سرچشمه جوشانی در روزگار طلایی اش شد.
از نگاه سروقامتاندر فضل و بزرگواری و مراتب دانش و تقوای ابن بابویه قمی، همین بس که امام معصوم(ع)با تعابیر زیبا و افتخارآمیز تصریح به وثاقت و پک سرشتی این ستاره شیعی بنماید و یادکردی ارزشمند از این محدث داشته باشد. این ستایشها از جانب امام که خشنودی و رضایت قلبی ایشان را از عالمان دین آشکار می سازد، در سایه اخلاص و معنویت فقیهان و راویان در راه خدا بدست آمده و مشعل دار هدایت انسانها بر راه مستقیم و استواری که ائمه اطهار(ع) ترسیم کردند می باشد.
صفحات زرّین زندگانی این مرد الهی، نگاه تحسین برانگیز تذکره نویسان را نیز به خود مجذوب ساخته، با جملات برخاسته از اندیشه و فکر و بدون اغراق او را ستودند.
صفحه 30
نجاشی می نویسد: ابوالحسن علی بن حسین بن موسی ( رضوان خدا بر او باد) در روزگار خویش بزرگ، پیشوا و پیشرو، فقیه و مورد اعتماد قمی ها بود، آنگاه هیجده اثر از آثار این محدث را می شمارد.(5)
شیخ طوسی می نویسد: ابوالحسن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی( رضوان خدا بر او باد) فقیه بزرگوار و شخصیت مورد اعتمادی بود. آنگاه بیست کتاب از آثارش را نام برد و طرق روایی خویش را از کتابهای این محدث یادآور می شود.(6)
علامه حلّی و علامه مامقانی دو رجالی سرشناس نیز با عباراتی نظیر نجاشی و شیخ به ستایش این محدث و فقیه برآمده اند.(7)
محقق خوانساری می نویسد: ابوالحسن علی بن حسین، استاد و پدر شیخ صدوق، صاحب همان رساله معروفی است که شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه از آن حدیث نقل کرده است. وی از فقهای بزرگ شیعی و پویندگان ثابت و استوار راه نبوت و خاندان عصمت و طهارت(ع) بود و مشعل دار هدایت انسانها بر همان راه؛ غیرت دینی داشت و در برابر تهاجمات نا اهلان، مرزبان مرزهای اعتقادی شیعه بود. از استادان بزرگوار شیعی و از ارکان و اساطین شریعت بشمار می رفت. دارای کرامات و مقامات بلند اخلاقی و در خویشتن داری وحفظ نفس بسیار کوشا بود. در نهایت بزرگ منشی این
صفحه 31
عسکری (ع) بدست مبارکش رسید.(8)
شیخ عباس قمی محدث بزرگ از او چنین یاد کرده است: ابوالحسن علی بن حسین، از استوانه های بزرگ محدثین، دانشمند و فقیه بلندمرتبه که در روزگار خویش بزرگ قمی ها، فقیه دین شناس و مورد اعتمادشان بوده است. فضل و بزرگواری از او می درخشد و نامه شریف امام عسکری (ع)شاهد صادقی است بر قله های فرازمند کرامت و عظمت او که در نوشته اش خطاب کرده است: یا شیخی و معتمدی و فقیهی یا ابا الحسن!(9)
سید حسن صدر در شمار دانشمندان و مفسرانی که در تفسیر قرآن از آنان اثری به یادگار مانده است می نویسد: از زمره دانشورانی که در تفسیر قرآن از آنان اثری به یادگار مانده علی بن بابویه پدر شیخ صدوق است. وی بزرگ شیعیان در قم و از شخصیتهایی بود که مولای ما امام حسن عسکری (ع)با او مکاتبه داشت. زندگانی اش مشحون از کرامات و حکایات ارزنده و یکی از آثارش کتاب « التفسیر» است.(10)
و ثاقت ابن بابویه قمی تا بدانجا رسید که مورد اطمینان تمامی فقهای شیعه قرار گرفت که از یک سو برخی از فقهای شیعی با توجه به سخن معصوم در حق این شخصیت قلمشان توانای نوشتن نداشت و از سوی دیگر، دانشمندان اهل سنت چون ابن ندیم را واداشت که قلم به ستایش از او بردارد و بنویسد: علی، ابن بابویه قمی، از فقهای
صفحه 32
شیعه و شخصیت مورد اطمینای است.(11)
منزلت دینی و اجتماعیابن بابویه قمی،در بین مردم قم از موقعیت خاصّی برخوردار بود و تعبیر دو رجالی معروف شیعی نجاشی و علامه حلّی از او به « شیخ القمیین فی عصره» ، « متقدمهم» و «فقیههم» (12)آشکار می سازد که او منصب مرجعیت و پیشوایی شیعیان قم و اطراف آن را در روزگار خویش داشته است. به سبب همین مقام و منزلت دین و اجتماعی ارزشمند و بس خطیر این فقیه است که امام عسکری (ع)از سامرّا برای شخص ایشان پیام می فرستد و به او وصایایی دارد که در ابتدا خود عمل کند و آنگاه شیعیان و پیروان راستین اش را برانجام آنها فرمان دهد.
او علاوه بر این مسؤولیت بزرگ دینی که پاسخگوی مسائل شرعی مؤمنان بود و پرچم هدایت و ارشاد شیعیان را بر دوش داشت؛ به کار تجارت نیز مشغول بود. از آغاز تحصیل که در شهر قم فقه می آموخت دارای مغازه ای بود و در آنجا به تجارت اشتغال داشت. صاحب ثروت و مال بود و از این راه زندگی روز مرّه اش را می گذراند. آن طور که فرزندش ابوعبدالله حسین نقل کرده است، این شغل را تا اواخر عمر پربارش و نیز در زمان تصدّی مرجعیّت داشته است.(13)
صفحه 33
گر چه از چگونگی شغل شریف اش اطلاعی در دست نیست ولی این کار را برای اینکه در بیت المال تصرف نکند انتخاب کرد تا با امکانات بیشتر و دست بازتری به نیازمندیهای شیعیان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اهتمام ورزد.
منزلت علمیابن بابویه قمی را در زمره پرکارترین محدثان در فرهنگ تشیع شمرده اند و فقهای بزرگ برای نظریات اجتهادی و فقهی او ارزش زیادی قائلند. او در فقه، حدیث و دیگر علوم اسلامی آثار بسیاری از خویش به یادگار گذارد که ابن ندیم چنین اعتراف می کند: من به خط ابو جعفر محمد بن علی( شیخ صدوق) پسر ابن بابویه قمی، بر پشت کتابی خواندم که نوشته بود: به فلانی اجازه کتابهای پدرم علی بن حسین را که دویست کتاب و نیزکتابهای خود را که هیجده اثر است، دادم.(14)
گر چه در نقل این سخن ممکن است اشتباهی رخ داده و جابجا شده است، زیرا نجاشی وقتی آثار علمی ابن بابویه قمی را یادآور می شود تنها هیجده اثر از آثار او را نام می برد، ولی جایگاه رفیع و دست به قلم بودن این دانشور را آشکار می سازد.
یکی از آثار ارزشمندش « الشرائع» همان رساله معروفی است که برای فرزندش نوشته و شیخ صدوق در کتابهایش از آن بهره زیادی
صفحه 34
برده است. دانشمدان و فقهای بزرگ هر وقت به حدیث و روایتی از امامن معصوم (ع) دسترسی پیدا نمی کردند به فتاوی و نظریاتی که در این رساله ارائه شده مراجعه می کردند و آراء مطرح شده در آن را به مثابه متن حدیث می دانستند و این به سبب سخن نویسنده در آغاز کتاب است که فرموده:
آنچه در این کتاب موجود است از ائمه طاهرین (ع) گرفته شده است.(15)
دانشمندان و فرهیختگان حوزه علوم اسلامی، شیوه ابن بابویه قمی را در رساله الشرائع ستوده اند چرا که وی اولین شخصیتی است که در این رساله مبتکر جمع روایات شبیه به هم بود و اصل حدیث را با قرائن آن یادآور گردید.(16)
از آثار او می توان از الامامة من الحیره، الاملاء و النطق، الأخوان، التسلیم،التوحید، التفسیر، الجنائز، الصلاة، الطّب، قرب الاسناد، المعراج، مناسک الحج،المنطق، المواریث، النکاح، النساء و الولدان، الوضوء، الحج که کامل نیست والنوادر نام برد.(17)
صفحه 35
شاگردان و راویانجمعی از محدثان و استادان اندیشمند از ابن بابویه قمی حدیث نقل کرده اند که از جمله آنها عبارتند از:
1- قرزندش ابو جعفر محمد ( شیخ صدوق، متوفی 381ق) که بیشترین روایت را در کتابهایش از پدرش دارد.
2- فرزند دیگرش ابو عبدالله حسین( متوفی 381به بعد) .
3- ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی ( متوفی 368ق) که در کامل الزیارات این محدث بزرگوار احادیث زیادی را از این استادش نقل کرده است.(18)
4- احمد بن داوود بن علی قمی.
5- فرزند خواهرش ابو عبدالله حسین بن حسن بن محمد.
6- هارون بن موسی تلعکبری.(19)
7- محمد بن حسن بن بندار قمی.(20)
8- ابوالحسن عباس بن عمر بن عباس کلوذاتی که خود می گوید: زمانی که علی بن حسین (ابن بابویه قمی) وارد بعداد شد به من اجازه تمام کتابهایش را داد.(21)
صفحه 36
استادان حدیثابن بابویه قمی، در محضر بسیاری از بزرگان و استادان فقه و حدیث شاگردی نمود و از دریای دانش و تقوای آنها عطش درونی اش را سیراب کرد و به مقام نقل حدیث از آنان نایل گشت. وی بیشترین حدیث را از این محدثان و راویان شیعی نقل کرده که عبارتند از:
ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعری قمی( متوفی 301ق) ؛ ابوالعباس عبدالله بن جعفرحمیری؛ علی بن ابراهیم بن هاشم قمی (307 )احمد بن ادریس قمی؛ محمد بن یحیی العطار؛ محمد بن حسن صفّار قمی( متوفی 290ق) محمد بن ابی القاسم ما جیلویه؛ علی بن موسی بن جعفر کمندانی؛ حسین بن احمد مالکی؛ عبدالله بن حسن مؤدب؛ حسین بن محمد بن عامر؛ علی بن محمد بن قتیبه؛ علی بن حسن بن علی کوفی؛ علی بن حسین سعد آبادی. (22)
در برابر اندیشه باطلمحدثان فقیه و آگاهان به احکام شرع و حلال و حرام، مرزبانی از مرزهای اعتقادی شیعی و اسلام ناب را بر عهده دارند. سلامت دین و باورهای اعتقادی راستین از تهاجمات نااهلان و عنادورزان مغرض در سایه تلاش و زحتمهای طاقت فرسای شخصیتها و فقهای تیزبین و
صفحه 37
اگاه همچون ابن بابویه قمی پدر شیخ صدوق، ماندگار مانده است. او با تدبیر، بصیرت و موقعیت شناسی تحسین برانگیزی که داشت در هنگامه خطر با قاطعیت و صلابت در برابر اندیشه های باطل می ایستاد و مدعیان دروغین را طرد می کرد.
حسین بن منصور حلّاج، ادعای وکالت از جانب صاحب الزمان ( عج) را داشت؛ از یک سو به سراغ افراد ضعیف الایمان می رفت و با نیرنگها و معرکه گیریهای خود آنان را می فریفت و به پیروی از خویش دعوت می کرد و گاهی نیز به سراغ شخصیتهای علمی که در میان مردم مشهور بودند و موقعیت خاصی داشتند می رفت! از این روی در بغداد نزد ابو سهل بن اسماعیل نوبختی که از متکلّمان بزرگ شیعی بود و در دانش و ادب شهرت فراوان داشت رفت به تصور اینکه شاید نیرنگهای شیطانی اش در او مؤثر واقع شود ولی سرش به سنگ خورد و با رسوایی بغداد را به قصد قم ترک کرد.
در قم اطلاع پیدا کرد که خاندان ابن بابویه قمی و بویژه ابوالحسن علی بن حسین، بنیانگذار و شخصیت بزرگ علمی این خاندان، بیشترین موقعیت را در میان فقها و شیعیان قم دارند، لذا دام شیطانی اش را به سمت ابن بابویه قمی گستراند! جریان را از زبان ابو عبدالله حسین، فرزند ابن بابویه قمی، پی می گیریم او می گوید:
حسین بن منصور حلاج به قم آمد و نامه ای به پدرم نوشت و در ان ادعا کرد: من فرستاده امام زمان ( عج) و وکیل او هستم از من پیروی کنید! نامه رسان نوشته او را به دست پدرم داد و به محض
صفحه 38
اینکه از مضمون نامه آگاه شد آن را پاره کرد و به نامه رسان گفت:چه می پنداری درباره انسانهای نادان؟ قاصد مطالبی بر زبان جاری کرد و به پاره کردن نامه اعتراض کرد که حاضران بر سخنان او خندیدند و به مسخره گرفتند. سپس پدرم برخاست و با جمعی از یاران و دست اندرکارانش به مکان تجارت خود رفت؛ وقتی از در وارد شدکسانی که در آنجا نشسته بودند به احترام پدرم برخاستند، جز مرد ناشناسی که از جای خود بلند نشد و شیوه ادب را رعایت نکرد، البته پدرم نیز او را نمی شناخت. پدرم نشست و دفتر حساب و قلم و دواتش را چنانکه معمول بازرگانان است درآورد و از یکی از افراد پرسید این مرد ناشناس کیست؟ آن شخص پاسخ پدرم را داد ولی آن مرد ناشناس وقتی متوجه شد درباره او جستجو می شود برخاست و نزدیک آمد و به حالت اعتراض گفت: با اینکه حاضرم چرا از دیگری درباره من می پرسی؟! پدرم گفت: ای مرد! احترام تو را نگه داشتم و تو را بزرگ شمردم که از خودت نپرسیدم. آن مرد گفت: نامه مرا پاره می کنی!:من خودم دیدم که شما نامه مرا پاره کردی! پدرم گفت: تو همان شخص یعنی حسین بن منصور حلاج هستی! پدرم ناراحت شد و بلافاصله به شاگردش دستور داد: دشمن خدا و رسولش را ازاینجا بیرون کن! و خطاب به حسین بن منصور حلاج گفت: اتّدعی المعجزات؟ علیک لعنة الله! ادعای معجزه ای داری؟ لعنت خدا بر تو باد!
همانطور که فرمان داده بود از پشت گردن حسین بن منصور حلاج گرفتند و او را از آنجا بیرون انداختند که پس از این جریان دیگر ما او
صفحه 39
را در قم ندیدیم.(23)
مقام زیارت و دیدار یار
[ad_2]




