جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
جریان انحرافی – سیاسی یا اعتقادی
[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
بسم الله
مدتها از طرح جریان انحرافی در تریبون های رسمی، خطبه های جمعه، سخنان فرماندهان و اصول گرایان می گذرد. فارغ از این موضوع در اصل هاشمی رفسنجانی بود که این واژه را ابداع کرد و خشت اول آن را بنا نهاد. او با صبر و کوشش وافرش تمام فضای 9 دی را که به تمامی شعار علیه او، خانواده اش و سران فتنه بود، به سمتی برگرداند که اکنون می تواند به راحتی علیه عالی ترین مقام نظام موضع بگیرد.البته ظاهربینی و سطحی نگری عده ای در این بین بسیار کمک کار بود و نه تنها فراست و تلاش او. این امر زمانی رخ می دهد که تقریباً هیچ عماری علیه او گارد قابل توجهی نمی گیرد و ماجرا نیز به سکوت می گذرد. آری تمام حواس ها به جریان انحرافی بر سر نیزه است.
رهبر انقلاب با شجاعت و بصیرتی مثال زدنی تمام فشار های رسانه ای و اظهار نظرهای اطلاعاتی، نظامی و امنیتی خواص را به هیچ گرفت و نشد که در مواضعش به گونه ای حتی غیر مستقیم به جریان انحرافی اشاره کند. ایشان در سفر کرمانشاه به صراحت گفتند اگر کسی مدعی انحراف در رویه نظام است باید یقیه رهبری نظام را بگیرد نه کس دیگر( نقل به مضمون). جالب تر اینکه در جلسه هیئت دولت با حضور تمام اعضای حلقه انحرافی شرکت کردند. ( قابل توجه روزنامه قطع بزرگ صبح)
البته واضح است که خواص هم از رو نرفتند. آنها سابقه تصمیم سازی برای امام خمینی ( ره ) را دارند چرا اکنون باید ناامید باشند؟ به عنوان مثال تیم رسانه ای یک نهاد خاص کاملاً بر همان شیوه قدیم خودش( در بین خواص مانند ائمه جمعه) بلکه شدید تر ( تبلیغ در بین عوام ) عمل می کند. با اینکه رهبری در دیدار با سپاه پاسداران گفتند که بر آتش اختلاف دمیده نشود هنوز مشاور فرهنگی و معاونت های این مجموعه بر طبل جریان انحرافی می دمند در عین سکوت در برابر تحرکات هاشمی.موضع گیری های مستمر و شدید الحن آیت الله مصباح در قم و به خدمت رسیدن مستمر فرماندهان سپاه به حضور ایشان و طرح اتهاماتی از جانب ایشان به دولت از قبیل فراماسونری و بابیت و … که هیچ گاه دلیل مستندی برایش ارائه نشد، کم کم مساله جریان انحرافی را از شکل یک مساله سیاسی به یک مساله اعتقادی تغییر داد.
اکنون دیگر مساله جریان انحرافی بر خلاف آنچه بعضی حامیان رئیس جمهور می اندیشند یک اختلاف نظر، سلیقه یا عقیده سیاسی نیست بلکه از جانب بعضی تریبون داران و رسانه داران حوزوی این مساله کاملاً یک انحراف اعتقادی معنا می شود. حامیان رئیس جمهور باید خودشان را آماده برخوردهایی کنند که به آنها به چشم یک منحرف اعتقادی نگاه خواهد شد نه یک مطیع ولایت که حامی رئیس جمهور است. آنها باید مطمئن باشند همان طور که در تقابل با رئیس جمهور (خدوم، مورد تایید رهبری که شاکله دولت را خوب و مطلوب توصیف کردند) هیچ گونه نرمش و حرکتی مبنی بر جذب ( چه برسد به حداکثری اش) صورت نگرفت قطعاً در تقابل با حامیانش سخت گیری بیشتری به عمل خواهد آمد. نمونه این مساله را می توان در برخورد چکشی، نظامی امنیتی که در تحریریه روزنامه ایران اتفاق افتاد دید.
سوال این است که چرا رهبری و مواضع ایشان تاثیری در مواضع آقایان ندارد؟چرا آقایان خواص جلوتر از رهبری در تشخیص و اعلام انحراف قرار می گیرند؟ آیا این وسط شائبه تصمیم سازی یا فشار بر رهبری وجود دارد؟ آیا به زودی ما شاهد پدیده ای مانند آنچه به عنوان تصمیم سازی برای پایان جنگ از ان یاد می کنیم مواجه خواهیم شد؟ اضلاع نهاد های تصمیم ساز کدام ها خواهند بود؟ چرا عده ای با نادیده گرفتن گفتمان عدالت خواهی مصرانه در پی حفظ وضع موجودند؟
واقعیت این است که صداهایی که از موسسه پژوهشی فرهنگی امام خمینی قم به گوش می رسد حتماً صداهای را که در حرم مطهر حضرت امام در تبیین مکتب امام طنین انداز شد را نشنیده اند یا آن را متوجه خودشان نمی دانند. گرچه عده ای از حامیان جناب مصباح یزدی این گونه استدلال می کنند که رهبری مکنونات قلبی دارند که ما باید بر اساس ان عمل کنیم نه نظرات صریحی که در ملاء و آشکار بیان می کنند. سال 90 به انتها نزدیک می شود. مرحله دوم هدفمند سازی یارانه ها در راه است و به زودی منافذ و گلوگاه های رانت خواری و استفاده های خاص تحت عناوین خاص به خطر خواهد افتاد و صاحبانش مانند مردم با صبر و بزرگمنشی رفتار نخواهند کرد. تا آن روز باز هم باید دل خوش کرد که آقایان ندای رهبری را در تبیین مکتب امام بشنوند.
اگر به نام عدالتخواهى و به نام انقلابيگرى، اخلاق را زير پا بگذاريم، ضرر كردهايم؛ از خط امام منحرف شدهايم. اگر به نام انقلابيگرى، به نام عدالتخواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به كسانى كه از لحاظ فكرى با ما مخالفند، اما ميدانيم كه به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت كرديم، آنها را مورد ايذاء و آزار قرار داديم، از خط امام منحرف شدهايم. اگر بخواهيم به نام انقلابيگرى و رفتار انقلابى، امنيت را از بخشى از مردم جامعه و كشورمان سلب كنيم، از خط امام منحرف شدهايم. در كشور آراء و عقايد مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه يك عنوان مجرمانهاى بر يك حركتى، بر يك حرفى منطبق شود، اين عنوان مجرمانه البته قابل تعقيب است؛ دستگاههاى موظف بايد تعقيب كنند و ميكنند؛ اما اگر عنوان مجرمانهاى نباشد، كسى است كه نميخواهد براندازى كند، نميخواهد خيانت كند، نميخواهد دستور دشمن را در كشور اجرا كند، اما با سليقهى سياسى ما، با مذاق سياسى ما مخالف است، ما نميتوانيم امنيت را از او دريغ بداريم، عدالت را دريغ بداريم؛ «و لايجرمنّكم شنئان قوم على الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور ميدهد و ميگويد: مخالفت شما با يك قومى، موجب نشود كه عدالت را فرو بگذاريد و فراموش كنيد. «اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهيد. «هو اقرب للتّقوى»؛(2) اين عدالت، نزديكتر به تقواست. مبادا خيال كنيد تقوا اين است كه انسان مخالف خودش را زير پا له كند؛ نه، عدالت ورزيدن با تقوا موافق است. همه هوشيار باشيم، همه بيدار باشيم. اين بُعد هم نبايد ابعاد ديگر را در سايه قرار بدهد. سخنان رهبری 22 سالگرد امام خمینی 14-03-90
[ad_2]




