جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تجسّم عمل در برزخ
تجسّم عمل
قمّى و عيّاشى در تفسيرشان، كلينى در «كافى» و مفيد در «امالى»، هركدام با سندهاى خويش، از مؤيد بن غفله از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل كردهاند كه: انسان هنگامى كه در آخرين روز حيات و اولين روز آخرتش قرار مىگيرد، مال، فرزندان و عمل او پيش رويش مجسّم مىگردند. در اين حال رو به سوى مالش كند و گويد: به خدا قسم! من بر تو حريص بودهام، حال بگوى از من چه چيزى نزد تو است؟
مال پاسخ گويد: كفنت را از من بستان و ببر.
پس از آن رو به فرزندانش كند و گويد: به خدا قسم! من دوستدار و حامى شما بودهام، چه چيزى از من نزد شماست؟ آنان پاسخ دهند كه ما تو را به قبرت رسانيم و در آن بپوشانيم.
بالأخره رو به عملش كند و گويد: به خدا قسم! من از تو رو گردان بوده و تو را بر خود دشوار و سنگين مىيافتم، پس بگوى كه چه چيز از من نزد تو است؟ عملش جواب دهد: من با تو در قبر و در روز رستاخيز، قرين و همدم خواهم بود تا اينكه بر پروردگارت عرضه گرديم.حال اگر او ولىّ خدا بوده باشد، كسى نزد او آيد كه خوش چهرهترين و خوشبوترين و خوش جامه ترين افراد باشد و بدو گويد: بشارت ده به فَرَوْحٌ وَرَيْحانٌ وَجَنَّتُ نَعيمٍ(53) حقيقتاً به بهترين منزلگاهها وارد گشته اى.
آن ولىّ خدا پرسد تو كيستى؟ او پاسخ دهد: من عمل صالح توأم. و سپس در حالى كه [آن ] شخص را مخاطب قرار مىدهد مىگويد: پس تو از دنيابه بهشت رخت بربند. وبعد، از غسل دهنده و حامل وى مى خواهد كه در كار او تسريع كنند.
هنگامى كه او وارد قبر خويش مىگردد، دو ملك نزد او آيند. اينها بازرسان قبرند، موهاشان را به دنبال خويش همى كشند و با دندانهاشان زمين را وارسى كنند. صداهاشان همچون رعد و چشمانشان چون برق است. از او پرسند بگو پروردگارت كيست؟ پيغمبرت كيست و دينت چيست؟
او گويد: اللَّه پروردگار من است و محمد (صلى الله عليه و آله) پيغمبرم و اسلام نيز دينم. به دنبال آن، دو ملك مزبور براى وى دعا كنند كه خداوند او را در هرچه دوست مىدارد ثابت گرداند. و اين همان گفته خداست كه:يُثَبِّتُاللَّهُ الَّذين امَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا(54).
بعد از اين، آن دو ملك، فضاى قبر او را تا آنجا كه چشمانش يارى دهد باز نمايند و براى او درى به بهشت بگشايند و بدو گويند: با آسودگى خاطر همچون جوانى مرفّه بيارام. و اين همان سخن خداست كه:اَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرّاً وَاَحْسَنُ مَقيلاً(55).
و اگر شخص نسبت به پروردگارش دشمن بوده باشد، كسى نزد او آيد كه از بد لباسترين و بدبوترين خلق خدا بوده و به او گويد: بشارت ده به:فَنُزُلٌ مِّنْ حَميمٍ * وَتَصْلِيَةُ جَحيمٍ(56) و از غسل دهنده و حامل او مىخواهد كه او را معطل سازند. هنگامى كه وارد قبر شود، بازرسان قبر نزد او آيند و كفنهايش را از اوبرگيرند و به او گويند: بگو پروردگارت كيست، پيغمبرت كيست و دينت چيست؟ او پاسخ دهد: نمىدانم.
به دنبال آن، بازرسان بدو گويند: ندانسته اى و هدايت نگشته اى. و با گرز آهنين خويش چنان بر وى ضربت وارد سازند كه همه جنبندگان زمين از آن بهراسند مگر جن و انس.
سپس درى از آتش به روى او بگشايند و بدو گويند: بخواب در بدترين وضع و شرايطى (كه تصورش را نتوانى كرد) و او از شدّت ضيقى و تنگى همچون نيزه وسرنيزه خواهد شد، تا بدانجا كه مغزش از ميان ناخنها و گوشتش بيرون زند. و خداوند مارها و عقربها و حشرات زمين را بر وى مسلّط گرداند تا اينكه بدنش را نيش زنند. اين وضع ادامه خواهد يافت تا اينكه خداوند او را از قبرش برانگيزد. وى نيز همواره به خاطر سختى وضعى كه در آن قرار دارد، از خداوند مىخواهد كه قيامت برپا گردد.مؤلف گويد: عبارت: و اين همان گفته خداست كه:يُثَبِّتُاللَّهُ الَّذين امَنُوا… كه در حديث فوق آمده بود، اشاره به اين آيه از قرآن دارد:
اَلَمْ تَرَكَيْفَ ضَرَبَاللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ اَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِىالسّماءِ * تُؤْتى اُكُلَها كُلَّ حينٍ بِاِذْنِ رَبِّها وَيَضْرِبُاللَّهُ اْلاَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ * وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ اْلاَرْضِ مالَها مِنْ قَرارٍ يُثَبِّتُاللَّهُ الَّذينَ امَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا وَفِى اْلآخِرَةِ وَيُضِلُاللَّهُ الظَّالِمينَ وَيَفْعَلُاللَّهُ مايَشاءُ(57).
در اين آيات، خداوند بيان داشته است كه نوعى از كلمات داراى اصل و ريشه محكم و ثابت هستند و در هر زمانى ثمرات خويش را عرضه مىدارند. خدا چنين كلماتى را به «پاك» وصف نموده. و در جاى ديگر نيز فرموده است اين كلمات به سوى او بالا مىروند و عمل صالح هم آنها را صعود مىدهد تا اينكه به آسمان رسند.
همچنين فرموده است:مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً (58) و سپس طريق وصول بدان را ذكر نموده:اِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ(59).
خداوند در طىّ آيات فوق، روشن ساخته است كه مؤمنين را در دنيا و آخرت به اين كلمات پاك محكم، ثابت مىگرداند. قول و كلام، به اعتبار «نيّت» و «اعتقاد» شخص، به ثبات و افاده ثبات، متصف مىگردد. در آخرت وضع طورى است كه يا انسان به واسطه «قول ثابت» تثبيت مىگردد و يا به خاطر «عدم قول ثابت» مىلغزد و گمراه مىشود. و چون در آنجا اختيار و يا تساوى دو شق سعادت و شقاوت وجود ندارد نتيجتاً ثبات و تثبيت كلام تنها با سؤال و مؤاخذه، مورد پيدا مىكند. با تدبر نمودن در مطلب، امر روشن مىگردد.از طرف ديگر، خداوند خبر داده است كه اين قول ثابت و پاك، در همه هنگام، به اذن پروردگارش،ثمره و منافع خويش را مىدهد. نتيجتاً از آيه مىتوان فهميد كه در هر زمان و مكانى اين چنين منافعى از آن برگرفته مىشود و بنابراين در هر زمان و مكانى سؤال وجود دارد.
در اين آيه شريفه، معانى بسيار ديگرى نهفته است.از اين كه حضرت صادق (عليه السلام) به آيه فوق تمسك نمود، مىتوان چنين استنباط كرد كه خداوند برزخ را تتمه حيات دنيا قرار داده است. حقيقت امر نيز، اين است كه از جهتى مىتوان برزخ را تتمه حيات دنيوى دانست.
عبارت: و اين همان سخن خداست كه:اَصْحابُ الْجَنَّةِ … كه در حديث آمده بود، اشاره به اين آيه از قرآن دارد:وَقالَ الَّذين لا يَرْجُونَ لِقاءَ نالَوْلا اُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ اَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اْستَكْبَرُوا فى اَنْفُسِهِمْ وَعَتَوْا عُتُوّاً كَبيراً * يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمينَ وَيَقُولُونَ حِجراً مَحْجُوراً * وَقَدِمْنا اِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً * اَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرّاً وَاَحْسَنُ مَقيلاً(60).اين آيات كه در ضمن صريحترين آيات نيز هستند، راجع به برزخند. و مراد از «مقيل»» در آيه فوق همان خواب قبل از ظهر است. البته پر واضح است كه در بهشتِ قيامت خوابى وجود ندارد و برزخ با اينكه در آن از خوابهاى دنيوى سراغى نيست، با اين حال نسبت به قيامت همچون خواب است به بيدارى. و به همين دليل خداوند در مورد روز رستاخيز، مردم را به «قيام» وصف نموده است.
و نيز به همين دليل است كه حضرت در حديث فوق، وضع رابه همين ترتيب وصف كرده بود كه براى شخص مرده درى به بهشت باز مىگردد و بدو گفته مىشود كه به آسودگى بخواب و يا درى به جهنم و گفته مىشود كه در بدترين شرايط بخواب. اين مضمون با وجود اين كه در بسيارى از روايات وجود دارد با اين حال هيچكدام صراحتاً نگفتهاند كه شخص مرده وارد بهشت مىگردد بلكه همگى مىگويند درى از بهشت به روى او گشوده مىشود و او منزل خويش را در آن مىبيند و از آنجا نسيم شادى بر وى مىوزد و به او گفته مىشود كه به آسودگى بخواب، خوابى همچون عروس.
اگر خواننده به ياد داشته باشد، اين حديث ازحضرت باقر (عليه السلام) قبلاً گذشت كه وقتى در مورد «موت» از او سؤال شد، حضرت پاسخ داد:«مرگ همان خوابى است كه هرشب به سراغتان مىآيد، با اين تفاوت كه مدّت آن طويلتر است و شخص از آن بيدار نخواهد شد مگر در روز قيامت».
بنابراين، برزخ هيچ نيست مگر نمونه و مثالى از قيامت و اين گفته حضرت (عليه السلام) كه فضاى قبر او تا آنجا كه بينائيش يارى دهد، گسترده مىشود،تلميح زيبا و ظريفى است به همين مطلب. چه مثال، چيزى نيست مگر همان حدّى ازممثّل كه انسان درك مىكند و ماوراى بينائى چشم، شىء قابل دركى وجود ندارد.
مراد ازاين سخن خداوند كه:يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى … اولين روزى است كه آنها ملائكه را مىبينند،به قرينه اين گفتهشان كه:لَوْلا اُنْزِلَ عَلَيْنَاالْمَلائِكَةُ و همچنين اين ديدار در برزخ صورت مىگيرد و هم آنجاست كه بشارت و عدم بشارت تحقق مىيابد.
(53) – سوره واقعه،آيه 89.
(54) – سوره ابراهيم، آيه 27.
(55) – سوره فرقان، آيه 24.
(56) – سوره واقعه، آيه 93 – 94.
(57) – سوره ابراهيم،آيه 24 – 27.
(58) – سوره فاطر، آيه 10.
(59) – همان
(60) – سوره فرقان، آيه 21 – 24.
حيات پس از مرگعلاّمه سيّد محمد حسين طباطبائى(ره)
مترجم:سيدمهدى نبوى و صادق آملى لاريجانى
[ad_2]




