امتيازات معامله با خدا (حجت الاسلام قرائتی )

امتيازات معامله با خدا: 1- خداوند جنس كم را نيز مي‌خرد. يك الله اكبر بگويي خداوند قبول مي‌كند. يك سبحان الله، كم را هم مي‌خرد. حتي نيّت را هم مي‌خرد. شما نيّتت خوب باشد، ولو موفق نشوي كاري را انجام دهي. مي‌روي مسجد نماز بخواني، بعد مي‌بيني در مسجد بسته است. همينكه نيّت كردي جماعت بخواني ثواب نيّت، ثواب جماعت به شما مي‌دهد. نيّت كردي به تشنه آب بدهي. آب را مي‌بري مي‌گويد: من ميل ندارم. او آب نخورد. نيّت مي‌كني مي‌گويي: «حي علي الصلاة» اذان مي‌گويي. اصلاً اين كر است. صدا را نمي‌شنود. يا مي‌شنود نمي‌آيد. كر باشد يا شنوا، بيايد يا نيايد، مؤذن ثواب خودش را دارد. خدا جنس كم را هم مي‌خرد. نصفش را من مي‌خوانم، نصفش را شما بخوانيد. «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» (زلزله/7) يعني به مقدار ذره‌اي كار شود، ذره را هم مي‌خرد. مردم جنس كم نمي‌خرند. اگر شما به پدرت گفتي: پول بده. مبلغ خيلي كم به شما داد، ناراحت مي‌شوي. اگر خانم به شوهرش گفت: برو يك كيلو گوشت بگير، برود يك سير بگيرد. بگويد: برو يك كيلو انگور بگير، برود يك سير انگور بخرد، ناراحت مي‌شود. اگر چاي در مجلس به شما مي‌دهند، يك دو سه قطره چاي در استكان باشد، استكان نصفه باشد شما ناراحت مي‌شوي. اما خدا جنس كم را مي‌خرد.

2- جنس معيوب را هم مي‌خرد. مردم جنس معيوب را نمي‌خرند. اگر پرتقالي، گوجه و خياري پوسيده باشد نمي‌خرند. اما خدا جنس معيوب را هم مي‌خرد. جنس كم مي‌خرد، آيه‌اش را خوانديد، «مِثْقالَ ذَرَّةٍ» جنس معيوب مي‌خرد، جمله‌اش اين است. امام نماز كه مي‌خواند مي‌گويد: «إِلَهِي إِنْ كَانَ فِيهَا خَلَلٌ أَوْ نَقْصٌ مِنْ رُكُوعِهَا أَوْ سُجُودِهَا» (بحارالانوار/83/38) اگر ركوعش يا سجودش خلل يا عيبي داشت، يعني با عيب‌هايش با هم بردار.

3- به روي خود نمي‌آورد. جنس معيوبي كه مي‌خرد به روي خود نمي‌آورد. «يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيح‏» (كافي/2/578)

4- گران مي‌خرد. خدا به بهشت مي‌خرد. اگر با خودت معامله كني، براي نفس خودت انجام دهي، نفس انسان لحظه‌اي است. در يك لحظه يك جك مي‌گويد، مي‌خندد. قهقهه مي‌زنند، بعد از 5 دقيقه هم هيچي! لذت‌هاي ما مثل خاراندن دست است. يك لحظه كه دست مي‌خارد، آدم وقتي مي‌خاراند حال مي‌آيد. بعد از يك دقيقه نه اينجا چيزي است، نه اينجا. يك كسي را دست مي‌اندازيم، مسخره‌اش مي‌كنيم. كيف مي‌كنيم. قهقهه مي‌خنديم. بعدش هيچي! يعني معامله با خود همان لحظه است. خود آن لحظه هستيم. ديگران هم همينطور هستند. بالاترين مقام رييس جمهور است.يا چهار سال است، يا هشت سال. خودمان را به رييس جمهور بفروشيم؟ من كه مي‌توانم با خدا معامله كنم، خودم را به شوراي شهر بفروشم. به وكيل مجلس بفروشم؟