جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
آیت اللّه سیّد ابوالحسن فاضل
نام هاي ديگر: آیت اللّه سیّد ابوالحسن فاضل،آیت الله بهسودی،آیت اللّه فاضل ،
موطن: اافغانستان
نام پدر : سیّد محسن
تاريخ وفات: 1418قمریزندگینامه ها:
منبع :
فاضل بهسودی
آیت الله سیّد ابوالحسن فاضل (ره) از زمره عالمان راستینی بود که فروغ روان بخش ایمان، صبر، شجاعت، دلسوزی نسبت به مستمندان و دفاع از ارزشهای ایدئولوژی از وجودش ساطع بود.
این شخصیت فرزانه با وارد شدن در عرصه های گوناگون سیاسی و اجتماعی به درجات والای معنوی راه یافت. او می کوشید تا با رفتار و اخلاقش، فضیلت و خویشتنداری را در جامعه دین دوست ترویج نماید. با بی تفاوتی در سالهایی که بسیاری از دانش پژوهان در کنج عافیت آرمیده بودند و از کنار قضایا می گذشتند، مرحوم فاضل (ره) منادی حقایق اسلام در کشور جنگ زده و سوخته افغانستان گردید و قلوب عاشقان دین، انقلاب و آزادی را از شور ایمان، باور و امید پر نمود.
این مجاهد نستوه و اسوه تقوا و عمل صالح از طریق پژوهشهای پرمایه علمی، سیاسی و اخلاقی به صیانت از مرزهای عقیدتی، سیاسی واخلاقی مبادرت ورزید.
لحظه ها برای او ارزشمند بود و خوب از آن استفاده می کرد. او همانند ستاره در فضای جامعه خسته و مظلوم افغانستان می درخشید وبا نور افشانی، فردا و فرداها را ترسیم می نمود واز زندگیش برای دیگران نشانه می ساخت.
صفحه 12
آیت الله بهسودیدر دوران حیات پر بارش، خردمندی را با عشق به دین، مجاهدت و اخلاص در آمیخت. سعی کرد تا از زندگی خود حریمی امن برای پیشرفت و عزت بسازد و به آیندگان واقع بینی را بیاموزد.
از سر چشمه پر بهره توحید و اخلاق، سیراب گشته بود. در جویباری آمیخته به صفای عرفان ملکوتی، جاری گشت، تا فرهنگ ناب و والای اهلبیت (ع) و معارف دست نخورده دینی را با عمل، گفتار و مجاهدت، تبیین و میراث گرانبهایی از خویش بر جای بنهد .
ما در این مبحث با چهره ای آشنا می شویم که سابقه درخشانِ جهاد، تفکر، پشتکار و تواضع، مبارزات سیاسی، تبحر در فقه و اصول و آگاهی از مسایل سیاسی و جاری جهانی از ویژگیهای آن مرد فرزانه بود.
تولدآیت الله فاضل در سال 1319 هجری شمسی در «کجاب بهسود» استان میدان افغانستان که در 100 کیلومتری شهر کابل (پایتخت) واقع گردیده است، در یک خانواده مذهبی و علمی دیده به جهان گشود. با درخشش این ستاره در فضای کانون پر محبت خانوادگی، دیدگان خانواده اش روشن گردید. قبل از تولد، پدرش حجة الاسلام و المسلمین سیّد محسن مصطفوی (ره) در سن 20 سالگی رحلت نموده بود، این سیّد از بدو تولد آغوش گرم و پر از محبت پدر را ندید.
عمویش علامه سیّد حسن مصطفوی معروف به «سیّد آخوند» مسئولیت سرپرستی وی را به عهده گرفت و با دقت تمام به بارور کردن استعدادهای او همّت گماشت.
از تبار نیکانآیت الله فاضل (ره) از نظر سلسله نسب از جمله سادات عالیقدری است
صفحه 13
که اجدادش از بزرگان منطقه بوده اند. و همه از علماء و پیشگامان ترویج معارف دینی به حساب می آمده اند. پدرش سیّد محسن کربلایی فرزند سیّد مصطفی فرزند سیّد سلطان فرزند سیّد میرزا حسین فرزند سیّد فضل الله فرزند سیّد صافی فرزند سیّد احمد فرزند سیّد عبدالله فرزند سیّد میرزا حسن فرزند سیّد امین (سیّد سالم ،سیّد اسلام و سید یحیی که سه فرزند سیّد امین هستند، در منطقه، دفن و جزء قبور محترم دارای بارگاه مجلّل هستند و مورد توجه زیاد مخلصین قرار می گیرند و در مناسبتهای مذهبی و حتی جهت رفع مشکلات به آنها توسل می جویند و در کنار آرامگاه آنها نذر می نمایند و آنان را صاحب کرامات میدانند.) و سلسله نسب سیّد ابوالحسن فاضل (ره) که از سادات جلیل القدر حسینی می باشد، به امام زین العابدین (ع) می رسد.
تحصیلمرحوم آیت الله فاضل (ره) با استعداد فوق العاده ای که داشت، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش نزد عمویش به پایان رسانید. دروس مقدماتی و قسمتی از قوانین را نیز نزد عمویش علامه حاج سیّد حسن مصطفوی فرا گرفت و پس از فوت عمویش بخش دیگری از قوانین و همچنین رسایل را نزد مرحوم شیخ خان علی خواتی (مشهور به حاج شیخ) فرا گرفت.
پس از آنکه مدارس بهسود را فراخور نیاز و ضرورت تحصیلی خود ندید برای طی نمودن مدارج بالاتر علمی به کابل عزیمت و دروس سطوح عالیه را نزد استاد فرزانه و عالم ربانی حضرت آیت الله شهید سیّد محمد سرور واعظ (ره) آموخت و بسیار سریع از چهره های ممتاز حوزه علمیه محمدّیه – که زیر نظر و هدایت شهید واعظ (ره) اداره می شد. – گردید و جایگاه خاصی را در بین طلاب علوم دینی باز نمود.
صفحه 14
در سال 1349 هجری شمسی جهت تحصیل، عازم نجف اشرف شد و به درس کفایة الاصول مرحوم آیت الله شیخ صدرا بادکوبی و نیز در درس مکاسب آیت الله شیخ حسین لنکرانی، شرکت و بهره فراوانی از این دو عالم بزرگوار گرفت و از سال 1351 بمدت 10 سال در دروس خارج آیات عظام و مراجع بزرگ و افتخارات حوزه علمیه نجف اشرف، چون خوئی (ره) و صدر (ره) شرکت داشت و از سرچشمه های فضیلت، تقوی و فقاهت این دو چهره علمی کمال استفاده را برده، پس از 15 سال اقامت در کنار بارگاه ملکوتی امیر المؤمنین (ع) و بهره گیری از منابع سرشار فقهی و اصولی … سرانجام به درجه اجتهاد نائل آمد.
اساتیدآیت الله فاضل (ره) از حضور فرزانگان علم و تقوا – چه در افغانستان یا نجف اشرف – کمال استفاده را برد.
نخستین استاد او عمویش سیّد حسن مصطفوی (ره) است که دوره مقدّماتی را در حضورش خواند و سپس از مرحوم شیخ خان علی که از مردان پارسا و علمای ربّانی بود، علوم حوزه ای را فرا گرفت.
و پس از چندی برای پیمودن بالاترین سطوح علمی، راهی شهر کابل شد و افتخار شاگردی آیت الله شهید سیّد محمّد سرور واعظ (ره) را کسب و در مدرسه علمیّه محمّدیّه مقیم گردید. آیت الله واعظ (ره) که از همان منطقه بهسود است، پس از سالها کسب فیض از حضور آیت الله العظمی حکیم (ره) و قرار گرفتن در صف شاگردان درجه اول ایشان، به دستور وی عازم افغانستان می شود و مدرسه محمدیّه، مسجد و کتابخانه تأسیس می نماید. و با فصاحت خاصی که داشت به ترویج معارف دینی می پردازد و دستگاه حکومتی که حضور شخصیت های علمی و مبارز را مانع سلطنت خویش می بیند، شهید واعظ را دستگیر و
صفحه 15
سه سال از فعّالیت های فرهنگی محروم می کند و پس از آزادی باز به نجف اشرف می رود و آثار گرانقدر خود را که عبارتند از: تقریرات اصول آیت الله خوئی (مصباح الاصول) ، سیف الاسلام و تحفة الفقیه، به چاپ می رساند. و با بازگشت دوباره، محدوده فعّالیّت خویش را گسترش می دهد و تا آخر عمر شاگردان زیادی را پرورش می دهد که آیت الله فاضل یکی از آنها است. مرحوم فاضل (ره) در نجف با استفاده از حضور فرزانگان علوم دینی و معارف قرآنی مانند:
– آیت الله شیخ صدرا بادکوبی (ره)
– آیت الله شیخ حسین لنکرانی (ره)
– آیت الله العظمی خویی (ره)
و آیت الله العظمی شهید صدر (ره)
مراحل کمال را می پیماید واز شاگردان درجه اول آنها قرار می گیرد. در این باره آیت الله حائری عراقی می گوید:
«من با ایشان در درس آیت الله شهید صدر می رفتم. آیت الله فاضل (ره) از شاگردان خوب شهید صدر (ره) بودند. شهید صدر (ره) علاقه زیادی به او داشت و او را دوست می داشت. همچنانکه من او را دوست می دارم.»(1)
آیت الله صدر (ره) عنایت و علاقه عمیقی به ایشان داشت طوری که، رابطه عمیق، عاطفی و فکری و هماهنگی ایشان با آیت الله صدر (ره) برای همه محسوس بود.(2)
تدریسدر اول شروع تحصیلات – چه در بهسود و یا کابل – و پس از اتمام دروس خویش به تدریس آنها می پرداخت. آیت الله فاضل (ره) مدت زمانیکه در نجف اشرف بودند، علاوه بر شرکت در درسهای خارج
صفحه 16
اصول وفقه، فلسفه و کلام و پژوهش پیرامون معارف اسلامی و توجه به مسایل جهان و مشکلات جامعه اسلامی، به تدریس نیز مبادرت می ورزید؛ یکی از بستگانش می گوید:
«آن فقید سعید در نجف اشرف، درس های سطوح عالیه از جمله کفایه، مکاسب، رسایل، حلقات شهید صدر (ره) و درسهای عقائد را، تدریس می کردند، که در درسهای ایشان طلاب فاضل از کشورهای مختلف افغانستان، پکستان، ایران، لبنان و عراق شرکت می نمودند.»(3)
و هنگامی که وارد سوریّه می گردد و مدّت کوتاهی که در آن کشور اقامت دارد، به تدریس می پردازد. دیگری می گوید:
«آیت الله فاضل، پس از آنکه مدت کوتاهی به درجه اجتهاد می رسد، به تدریس می پردازد و در سوریه نیز برای رونق دادن به حوزه علمیّه زینبیّه مشغول تدریس سطوح عالی کلام و معارف اسلامی می گردد.»(4)
آیت الله فاضل (ره) پس از ورود به خک جمهوری اسلامی ایران و اقامت در حوزه علمیّه قم پیرو در خواست تعدادی از فضلاء افغانی حوزه علمیّه قم در سال 1365 به تدریس خارج فقه و اصول مشغول می گردد. این جلسات نخست در مدرسه توحید که زیر نظر شخص ایشان تأسیس شده و اداره می گردید، دایر و در سال 1369 هجری. شمسی به سالن شماره 31 مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی منتقل گردید، تا اینکه مجدداً از سال 1375 در دفتر ایشان دوباره آغاز و تا قبل از ارتحال ایشان ادامه یافت.(5)
خدمات فرهنگی – سیاسیحضرت آیت الله فاضل (ره) خدمات ارزنده ای را انجام دادند و یا در پی
صفحه 17
انجامش فدکاری و ایثارگری فراوان نمودند که ما در این مقال بر اساس ظرفیت این مبحث به چند نمونه از آن اشاره می کنیم:
1 – وحدت طلبیحضرت آیت الله فاضل (ره) همبستگی احزاب شیعی و هماهنگی مجموعه های شیعی و سنّی را گامی مطمئن در مسیر وحدت ملی تلقی می کرد.
در نتیجه تلاشهای مخلصانه ایشان بود که در جامعه تشیّع زمینه های فکری «وحدت» بوجود آمد، تخاصم به تفاهم همگانی مبدل و سرانجام «حزب وحدت اسلامی افغانستان» وارد عرصه سیاسی – اجتماعی کشور گردید، در حقیقت «حزب وحدت اسلامی افغانستان» دست آورد تفکر و مساعی همه جانبه آن مرد الهی بود.
حضرت آیت الله فاضل (ره) با داشتن مسؤولیت ریاست شورای عالی نظارت حزب وحدت اسلامی بدون تردید یکی از مظاهر راستین با شوکت شیعیان در عرصه های سیاسی – فرهنگی – اجتماعی و علمی در افغانستان به شمار می رفت.
تلاشهای نستوهانه ایشان برای اشترک عادلانه شیعیان در «شورای مشورتی در هور پندی»، ایجاد هماهنگی میان سران احزاب جهادی تسنّن و تشیّع، ارائه طرح رسمیّت مذهب جعفری در قانون اساسی آینده در شورای عالی قیادی، نمایندگی از جانب شیعیان در نشست های ایران، پکستان، عربستان سعودی و مذکره با سران احزاب در حضور رؤسای دولت های یاد شده، اقامه اولین نماز عبادی – سیاسی جمعه در کابل، ابتکارات صلح میان نیروهای مستقر در پایتخت، بسیج عمومی شیعیان در دفاع از کیان اعتقادی و اصالت مکتبی آنها را می توان از جلوه های مبارزاتی آن فقیه مجاهد دانست.
صفحه 18
حضرت آیت الله فاضل (ره) بستر مناسب برای همزیستی در فردای وطن را تحکیم همگرائی و همبستگی میان همه گروههای اجتماعی در کشور می دانست و به همین جهت همواره آنها را به «هماهنگی»، و «تفاهم» دعوت می کرد، ایشان در این راستا موانع زیادی را از سر راه مجموعه های شیعی و سنّی برداشته بود.
حضرت آیت الله فاضل (ره) عضویت در «شورای عالی قیادی افغانستان» را به دلیل ایجاد فضای بهتر الفت و تعمیم وفاق معنوی میان جامعه شیعی و اهل تسنّن، پذیرفت و برای این منظور گامهای مؤثری برداشت.
ایشان گرایشهای فاقد پشتوانه فرهنگی را برای همبستگی واقعیت های قومی و مذهبی در کشور نه تنها خطرنک تلقی می کرد بلکه موضعگیری علیه افکار و خطوط انحرافی را گامی مهم در جهت وحدت ملّی و حفظ ارزشهای اساسی جامعه به شمار می آورد. ایشان بدون مبالغه پیش آهنگ افشاء و سائس و حیله های شیطانی حلقه های کژاندیش و بد رفتار در جامعه بود.
2 – دعوت به صلحبی شک تحوّل و دگرگونی در ابعاد حیات اجتماعی بخصوص جامعه بحران زده افغانستان و هماهنگ نمودن افراد جامعه به وظایف دینی و اجتماعی و ایجاد تفاهم ملّی و ایجاد باور به اقتدار سیاسی و فرهنگی، بدون حضور فعّال چهره های ممتاز و خستگی ناپذیر همانند آیت الله فاضل (ره) میسور نیست. وجود علماء دینی کمک شایانی بود در شکوفایی استعداد و نجات فرزندان امت. وجود مرحوم آیت الله فاضل (ره) در عینیت جامعه، در شرایطی که تنش های جاری در کشور، پیکره خسته جامعه را خسته تر می نمود، رایحه صلح و آرامش بود. همیشه و در هر محفل فریاد
صفحه 19
صلح را سر می داد. به جهت شایستگی هائی چون تواضع، مشورت پذیری، احترام به نظریات دیگران، بردباری، پر کاری و همکاری با نیروهای مؤمن، علی رغم سنگین بودن میدان عمل، با امیدواری برنامه های اصلاحی خویش را رها نکرد. مشکلات فکری، سیاسی و فرهنگی در افغانستان طوری بود، که کار مؤثر را مشکل می نمود. ولی آیت الله فاضل (ره) صحنه را ترک نکرد و در برابر بحران های موجود حضور اصلاح گرانه خود را حفظ نمود، طوری که غیبت امروزیش به معنای غیبت آثار و اعمالش در دنیا و آخرت نمی باشد.(6)
مرحوم آیت الله فاضل (ره) همینطور برای بر قراری صلح و رفع تشنّجات گروهی (شیعه – سنّی) در سال 1364 در رأس یک هیئت صلح وارد کشور افغانستان شد و دسته های متخاصم را به تفاهم دعوت و با هوشیاری خویش، کشمکش های نظامی و قشری و گروهی را در بسیاری از مناطق خشکانید. این کار ارزشمند را در سال 1365 در مناطق مرکزی و در سال 1373 در منطقه جاغوری به انجام رسانید، صلح و آرامش را بر قرار ساخت.
3 – تقریب بین المذاهب اسلامیآیت الله فاضل (ره) با توجه به ساختار سیاسی و فرهنگی افغانستان نزدیک شدن مذاهب موجود در صحنه های سیاسی – فرهنگی و جهادی کشور را یکی از راه های مؤثر و پشتوانه قوی و مثبت برای پیشرفت امور جامعه به حساب می آورد. وی با اخلاص تمام در داخل کشور برای تحقق طرح تقریب مذاهب اقدامات لازم را به عمل آورده و تماس هایی با شخصیّت های مذهبی اسلامی نیز بر قرار کرده بود. در کتاب زندگینامه آیت الله فاضل، آمده است:
«ایشان هماهنگی های برادرانه را با علمای طراز اول، برادران اهل سنّت و
صفحه 20
جماعت بوجود آورده بود و برای تحقق طرح همبستگی مذاهب اسلامی به کنکاش گوناگون پرداخته بود و از همین رو، روابطی نزدیک با شخصیت های علمی – مذهبی برادران اهل تسنّن، چون:
– مرحوم شیخ سعید شعبان، در لبنان
– قاضی حسین احمد، در پکستان
– سیّد برکة، در فلسطین
– دکتر حسن ترابی، در سودان
و مولوی نصرالله منصور، در افغانستان بوجود آورده بود.»(7)
4 – ایجاد نهضت فکری – سیاسیاین شخصیّت فرزانه می کوشید قشرهای حوزه و دانشگاه را با هم نزدیک کند و لذا با جدّیت تمام به سازماندهی این دو نیروی پیشتاز مشغول بود. یکی از اساتید دانشگاه می گوید:
«همکاری سیاسی، آیت الله فاضل (ره) با دانشگاهیان از سال 1367 آغاز گردید و تا زنده بود ادامه داشت مرحوم آقا به منزل من تلفن کردند و تاریخ جلسه را در منزل ما تعیین نمودند که تشریف آوردند و پس از یک سلسله گفت و شنود، تصمیم بر این شد که بنده تشکیلات جدیدی را با ارائه مقدّمه – که انگیزه و هدف در آن وحدت ملّی در بستر اسلام تحت شعار «لا اله الا الله» است. – تهیّه کنم. دستور آقا اجرا شد، امّا متأسفانه زمانیکه وقت مساعد فرا رسید و از تخت بیمارستان، امر به فعّالیّت علنی داده شد، آقا به رحمت حق پیوست.»(8)
با تلاش های خردمندانه ایشان بود که مقدور شد تشکل های سیاسی شیعه در یک تشکل گرد آیند و با انسجام کامل در عینیّت جامعه حضور یابند. این شخصیّت علمی – سیاسی پس از بوجود آمدن دولت اسلامی در
صفحه 21
افغانستان با حضور جدی خویش در عرصه سیاسی – فرهنگی، خواستار حضور مقتدرانه شیعیان در حکومت گردید. و با پذیرفتن عضویت در شورای عالی قیادی دولت اسلامی افغانستان (شورای رهبری) زمینه را برای دفاع از حقوق شیعیان مهیّا نمود و به نمایندگی از مجموعه شیعیان و شرکت در نشستهای ایران، پکستان و عربستان – که در جهت صلح و تفاهم برگزار شده بود. – حضور جامعه تشیّع را در واقعیّت سیاسی – فرهنگی و نظامی، به نمایش گذاشت و طرح به رسمیّت شناختن مذهب جعفری را در قانون اساسی افغانستان می توان یکی از ابتکارات ایشان به حساب آورد.
اقامه اولین نماز عبادی – سیاسی جمعه در کابل را نیز می توان از جلوه های مبارزات و فعّالیّت های خستگی ناپذیر این شخصیت دانست. آقای اشراق حسینی می گوید:
«آیت الله فاضل (ره) در نظر داشت دانشکده علوم سیاسی در کابل بسازد تا در پرتو آن، فرزندان امّت شیعه را کادرسازی سیاسی نماید و پروژه خاتم الانبیاء که یکی از ابتکارات این مرد بود از جامعیّت خاصی برخوردار بود. ایشان می فرمود: این حوزه علمیّه را بخاطر آن ساختم و طرحش را تهیّه نمودم که با جامع الازهر مصر رقابت کند. زیرا هدف از تأسیس این پروژه که عبارت است از:
1 – تدریس مقاطع مختلف تا دروس خارج فقه و اصول.
2 – تدریس رشته های جدید بر اساس نیاز جامعه.
3 – محور دار التقریب مذاهب باشد و فقه مقارن، درس گفته شود و ده ها هدف دیگر را در این طرح گنجانیده بود.»(9)
احداث پروژه خاتم الانبیاء را با مساحت 000/ 100 متر مربّع با ملحقات آن از قبیل خوابگاه طلّاب، کتابخانه، مسجد، حسینیّه، حمّام،
صفحه 22
باشگاه ورزشی و بازارچه، روی دست گرفته بودند. هدف آیت الله فاضل (ره) از ایجاد طرح بزرگ خاتم الانبیاء در شهر کابل، سامان بخشی به اوضاع درسی و معیشتی طلّاب و تقلیل ضریب مهاجرت آنها به ایران و پکستان، تدریس دروس سطوح عالیه خارج فقه مقارن ( جعفری – حنفی) اساس گذاری عملی تقریب بین المذاهب اسلامی و سر انجام رشد فرهنگ عمومی جامعه، بوده است.(10)ایشان با وجود مشکلات اقتصادی، مدرسه علمیّه توحید را در شهر مقدس قم در تاریخ 1364 تأسیس و با برنامه های آموزشی مناسب به پرورش طلّابی مشغول شدند که از مناطق محروم و شهرهایی که شیعیان در اقلیت به سر می برند، همانند، شهرهای بدخشان و پنجشیر و غیره روی به حوزه می آوردند. مدرسه علمیّه خاتم الانبیاء در مشهد مقدس یکی دیگر از اقدامات بسیار ثمر بخش آیت الله فاضل (ره) بود که با برنامه های متنوع، تعداد بسیاری از جوانان رابا معارف اسلامی آشنا کرد و تحویل جامعه داد.
خدمات اجتماعییکی از شاهکارهای اجتماعی آیت الله فاضل (ره) ایجاد دارالایتام بود و با توجه به مسئولیّت های خطیر سیاسی – فرهنگی که ایشان داشت، لحظه ای از خدمت به توده های محروم و خانواده های شهداء و ایتام… غافل نبود و در همین راستا مؤسّسه خیریّه خاتم الانبیاء و دارالایتام را در کابل و برخی از شهرهای جمهوری اسلامی ایران راه اندازی نمود. زیرا که او از متن دردها، رنج ها و محرومیت های جامعه قد برافراشته بود. آقای اشراق حسینی در این زمینه، می گوید:
«در کابل وقتی یتیمی به او مراجعه می کرد، خود ایشان کفش ها را به پای بچه ها می کرد و اندازه گیری می نمود، هر گاه که شماره کفش با پای یتیم ها اندازه نبود، عوض می کرد و با تواضع
صفحه 23
خاصی می گفت: فرزندم! خوب است؟»(11)
مانند جدش امیرالمؤمنین (ع) یتیمان و مستمندان را چون پدر مهربان بود و با مهربانی در جمع آنها می نشست و اگر قادر بر حلّ مشکلات محرومین نبود، احساس همدردی خویش را خالصانه ابراز می داشت.
ویژگیهای اخلاقیخصوصیات اخلاقی آیت الله فاضل (ره) از جهات مختلف شایسته بررسی و مطالعه می باشد و از مصاحبه با دوستان، هم دوره هایشان و شاگردان آن مرحوم، پیداست که وی از صفات نیک زیادی بهرمند بوده و ما در این فرصت کم، برخی از صفات او را از زبان دوستان و همسنگریهای فرهنگی – سیاسی اش می شنویم.
1 – تعبدآنچه را که نخستین شایستگی او می توان به حساب آورد، تقوی و یا پایبندیش به دستورات دینی بود. این صفت از همان اوان جوانی در زندگیش درخشش و جلوه ای خاص داشت. یکی از بستگانش می گوید:
«در همان دوران جوانی که بیش از بیست سال از عمر شریفش نگذشته بود، تقیّد خاصی به برنامه های دینی داشت، در هیچ شرایط غسل جمعه و نماز شب او ترک نمی شد.»(12)
نیایش خالصانه آن مرد فرزانه که از ژرفای دل مملو از عشق سرچشمه می گیرد، او را اسوه تقوی و عمل صالح قرار می دهد. مرحوم آیت الله فاضل (ره) بسیاری از ادعیه را از حفظ داشت و با تلاوت قرآن که محرم تنهایی اش بود، در سراسر زندگی، الهام می گرفت .
صفحه 24
2 – دوستی اهلبیت (ع)یکی از نقطه های بارز شخصیت معنوی ایشان، دل پک و روح مالامالش از محبت اهلبیت عصمت بود. در پیچ و خم زندگی به ولایت اتّکا می نمود و معضلات خویش را با کمک دو نیروی معنوی – توکل و توسّل – حل می کرد. معظم له می گفت:
«فرزندان من و اخوی – آیت الله مصطفوی – می دانند که از اول زندگی با ولایت شروع نمودم و از اول اهل ولایت بودم. من در نجف در دوران حکومت بعث اذعان داشتم، ماندن در جوار مولی علی (ع) بستگی به عنایت خود مولی دارد. با تمام فشارهایی که از سوی بعثیهای از خدا بی خبر، بر حوزه علمیه می رفت، آن ولایت بود که سالیان درازی از هر گونه آسیب و گزندی برای من امان داد و تا پایان دوران تحصیلات در آن حوزه بزرگ در پناه ولایت، پناه داده شدم و از درسهای مراجع بزرگ بهره کافی گرفتم، به شما و هر کس دیگر توصیه می کنم که یگانه راه رسیدن به پیروزی، ولایت و توسلات به اهل بیت می باشد.»(13)
وی حتی در سختیهای آخر حیات خویش و با توجه به آنکه توان شرکت در محافل مذهبی و توسل به اهلبیت را نداشت و شرایط بدنش مقتضی نبود، دوست داشت در توسلات حضور یابد. یکی از دوستان نقل می کند که:
«دو شب قبل از رحلت آن عالم ربّانی، دستور فرمود تا روضه مادرش زهراء3 خوانده شود. از آنجایی که شرایط جسمی اش اجازه پائین آمدن از پله ها را نمی داد، گفت: مرا ببرید پشت پنجره هایی که مشرف به زیرزمین خانه است. وقتی خود را کنار روزنه رسانید، سر را به دیوار گذاشت و از ته دل به مظلومیت فاطمه زهراء3 اشک می ریخت.»(14)
صفحه 25
3 – بر خورد نیکودر معاشرت های اجتماعی بسیار، با تواضع وفروتنی رفتار می نمود و در برابر تندی دیگران عکس العمل نشان نمی داد و با متانت خاص و گذشت که سیره پیشوایان اسلام است، از کنار مسایل می گذشت. آیت الله آصفی می فرماید:
«ایشان در مجموع، فرد بسیار مؤدّب، بااخلاق، بزرگوار و دوست داشتنی واز لحاظ تقوی بسیار عالی بود.»(15)
آیت الله عالمی بلخابی هم می فرماید:
«آیت الله فاضل (ره) گذشته از شخصیّت علمی که داشت، مردی آرام، فکور، دلسوز جامعه، خوش گفتار و در رفتار اجتماعی باوقار بود و در دفاع از حقوق فرهنگی و سیاسی تشیّع، عظمت و اقتدار خود را حفظ می نمود. در برخوردها با اخلاق نیکویش همه را مجذوب می ساخت، حتّی کسانی را که دید مثبت نسبت به علماء نداشتند.»(16)
این شخصیّت دینی، مردی متفکر و اسلام شناس بود. همچنین آقای محقّق می گوید:
[ad_2]




