علّامه سیّد عارف حسین حسینی

خانه » علّامه سیّد عارف حسین حسینی

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

علّامه سیّد عارف حسین حسینی

نام هاي ديگر: عارف حسینی،حسینی، سیّد عارف حسین ،
موطن: پاراچنار پیشاور پاکستان
نام پدر : سید فضل حسین
تاريخ وفات: 1408قمری

زندگینامه ها:

منبع :

آفتاب پاراچنار

از آن زمان که حیات پر فراز و نشیب آدمی قامت بر افراشت و کتاب تکوین خدایی در نظام هستی گشوده شد، پیوسته جویندگان راه کمال و فضیلت پا به عرصه وجود گذاشته اند تا با حضور خویش در عینیت جامعه، قافله بشری را به منزل برسانند.

جامعه متمدن بشری، مرهون زحمات خالصانه دانشمندانی است، که سروش آزادی، خودشناسی و اقتدار فرهنگی – سیاسی را از وراء مرزهای مادی الهام گرفتند و در پرتوش خدمات تحسین انگیز، بر جای بنهادند. این نوشتار، جهت معرفی چهره علامه شهید سیّد عارف حسین حسینی، است آن سرو و نخلی، که برای بقاء دین، مجد و عظمت جامعه دینی پکستان، فدکاری فراوانی نمود و سر انجام توسط عناصر ضد دین و تفکر انقلاب اسلامی به درجه رفیع شهادت نایل آمد، حیات پر بارش در جامعه مسلمان پکستان، مشعل فروزان هدایت گردید، شهادت او سبب استحکام باورهای دینی و افشای چهره دشمنان اسلام شد.
تولد

پیشاور مرکز استان سرحد پکستان است که، به کشور افغانستان،

صفحه 82

مرز دارد و در شمال غربی آن فرمانداری است به نام «پاراچنار» که حدود 200 کیلومتر از پیشاور فاصله دارد و در 10 کیلومتری پاراچنار روستای مرزی واقع شده است به نام «پیوار» در این روستای مرزی سه قبیله زندگی می کنند به نام های «غندی خیل»، «علی زائی» و «دویرزائی» که شهید سید عارف حسین حسینی از قبیله دویرزائی «پیوار» می باشد جمعیت شیعیان «پارا چنار» قریب به 200 هزار نفر می رسد.

در سال 1320 هجری شمسی، شهید حسینی، در یکی از خانواده های مذهبی و روحانی قبیله مذکور، دیده به جهان گشود.
تحصیل

از آنجایی که سید عارف حسین حسینی از بقایای سلسله مردان علم و کمال بود، مسیر پک آن نیک مردان را پیمود. نخست تحت تعلیم و تربیت پدرش که سید فضل حسین میان بود، قرار گرفت و از سرچشمه تقوا و کمال وی سیراب گشت. با آماده شدن شرایط سنی وارد مدرسه ابتدائی و سپس راهنمائی گردید و با استعداد سرشاری که داشت، سریع مراتب تحصیل را پشت سر نهاد.

به عنوان شاگرد ممتاز، راهی دبیرستان پاراچنار گردید و در سال 1343 ش. دوره دبیرستان را با موفقیت به پایان رسانید، پس از اخذ دیپلم بر اساس رغبت زیادی که به فراگیری علوم آل محمد (ص) داشت وارد حوزه علمیه جعفریه پاراچنار شد و نزد استاد حاجی غلام جعفر لقمان، در مدت کوتاهی ادبیات عرب را فرا گرفت و به مرحله سطوح عالی رسید.

و جهت فراگیری بیشتر علوم دینی در سال 1346 راهی حوزه علمیه نجف اشرف گردید، همان ایام مصادف بود با تبعید حضرت امام (قدس سره) و سلطه جائرانه سوسیال بعثی ها، در عراق که دشوارترین دوره در عمر حوزه علمیه نجف اشرف بود. و با وجود موانع متعدد و فقر اقتصادی، شهید عارف حسین حسینی (ره) نخست در مدرسه علمیه «بشریه» و سپس مدتی بعد در مدرسه علمیه دارالحکمه سکنی گزید.
اساتید

این شهید عالیقدر گامهای نخستین تعلیم و تربیت را نزد پدرش مرحوم سیّد فضل حسین میان بر داشت و سپس برای طی نمودن مدارج بالاتر علمی از محضر حاجی غلام جعفر لقمان ادبیات عرب را خواند و تا

صفحه 83

لمعه رساند و سپس راهی نجف اشرف شده و نزد اساتید:

– آیت الله سیّد اسدالله مدنی: شرح لمعه را.

– سیّد مجتبی لنکرانی: رسایل را و نزد.

– آیت الله مرتضوی: مکاسب را تا خیارات خواند.

و در حوزه علمیه قم، قبل از انقلاب اسلامی نزد اساتید بزرگ، کتابها و درسهای ذیل را فرا گرفت.

– آیت الله شهید مرتضی مطهری: درس فلسفه.

– آیت الله فاضل لنکرانی: جلد اول کفایه.

– آیت الله جعفر سبحانی: جلد دوم کفایه.

– استاد ستوده: باقی مانده خیارات مکاسب.

– آیت الله محسن حرم پناهی: درس عقائد اسلامی.

– آیت الله ناصر مکارم شیرازی: خارج اصول.

– آیت الله شیخ جواد تبریزی: خارج فقه و…و بهره فراوان کسب نمود.(1)
فعالیت های سیاسی

شهید سید عارف حسین حسینی(ره)در ایام اقامت در نجف اشرف در کنار مردان عمل و اسوه مبارزه قرار گرفت. اولین آشنایی ایشان با شخصیت محبوب امت اسلام، امام خمینی(قدس سره) بود. این آشنایی آغاز تحول فکری و سیاسی در زندگی این شهید بود.

در اول برخورد با امام(قدس سره) مجذوب گشته و تحت هدایت پیامبرگونه ایشان قرار گرفت در متن وقایع سیاسی وارد گردید. یکی از هم درسهای وی می گوید: «در عصر حکمیت بعثی ها، از آنجایی که آیت الله العظمی حکیم (ره) با دیدگاه های حزب بعث مخالف و آنرا بعنوان نگرش انحرافی و مخالف تفکر دینی معرفی می کرد با وکنش دولت بعثی مواجه شده، ایشان را در کوفه، در محاصره قرار دادند و فعالیت وی را محدود ساختند. مردم عراق نیز از آیت الله العظمی حکیم(ره) پشتیبانی نکردند؛ روحانیت نجف تصمیم گرفتند که به دیدار ایشان از نجف به کوفه بروند.

من و شهید عارف حسین حسینی(ره) با اتوبوس شهری عازم کوفه و در کنار مسجد کوفه از اتوبوس پیاده شدیم. منزلی که آیت الله العظمی حکیم اقامت داشت در کنار فرات بود. و در مسیر ما کلانتری بود. نیروهای پلیس جلوی ما را گرفته و مانع از حرکت ما به طرف بیت

صفحه 84

معظم له، شدند. در این فرصت چند تن از طلاب «بصری» وارد درگیری با پلیس شدند، من و شهید عارف حسینی خود را به درون منزل ایشان رسانیدیم و پس از سخنرانی آیت الله العظمی حکیم از منزل خارج شدیم. همین که مقابل کلانتری رسیدیم، دیدیم پلیس با چوب هایی که در دست دارد، طلاب را می زند. شهید حسینی جلوتر از ما حرکت می کرد، و من پشت سر ایشان بودم، که ناگهان یکی از نیروهای پلیس دست دراز کرد تا عمامه مرا از سرم بردارد، شهید عارف حسین حسینی(ره) با مشت محکم به سینه او زد و نقش بر زمینش ساخت. تعدادی از مردم کوفه که در قهوه خانه نشسته بودند، با دیدن این صحنه بیرون آمده و به حمایت از نیروهای پلیس شتافتند و پنج نفر از آنها آمده، اطراف شهید حسینی(ره) را گرفته و او را با عبایش پیچیده، به داخل کلانتری بردند و زندانیش ساختند.»(2) و در مورد فعالیت های سیاسی شهید حسینی(ره) در عراق یکی از فرزندانش چنین می گوید: «به دلیل شرکت در فعالیت های انقلابی و شرکت در تظاهرات، در اعتراض به ظلمی که نسبت به آیت الله العظمی حکیم (ره) اعمال می شد، دستگیر و حدود یک ماه زندانی و سپس توسط بعثی های جابر از عراق اخراج گردید.» (3)

و پس از اخراج از عراق به پکستان رفت و به فعالیت های علمی – سیاسی خود پرداخت و نفوذ گسترده در بین اقشار امت مسلمان پکستان پیدا نمود. در سال 1353 دوباره جهت فراگیری بیشتر علوم اسلامی، راهی نجف اشرف شد و با ندادن اجازه ورود به کشور عراق، ناگزیر مقیم حوزه علمیه قم گردید و در کنار تحصیل به فعالیت های سیاسی نیز مشغول شد. ورود شهید حسینی (ره) به حوزه علمیه قم همزمان بود، با گسترش نهضت جهانی امام خمینی(قدس سره) . این شهید هم خود در تظاهرات شرکت می کرد هم دیگر طلاب پکستانی، سکن حوزه علمیه قم را،ترغیب می نمود. و از اینرو طلاب غیر ایرانی، بخصوص طلاب پکستانی، تحت مراقبت شدید ساوک قرار گرفتند. و به همین سبب شهید حسینی را پس از شناسایی، دستگیر و از ایران اخراج نمودند.

شهید سید عارف حسین حسینی(ره) پس از ورود به پکستان بیکار نماند و برای بیداری توده های پکستان چهره سفک شاه ایران را معرفی کرد و از نهضت اسلامی امام خمینی(قدس سره) که در حال پیروزی بود، حمایت نمود. در کتاب زندگینامه شهید حسینی، آمده است:

«شهید حسینی (ره) حضرت امام خمینی (قدس سره) را، بعنوان ولیّ امر

صفحه 85

مسلمانان و رهبر جهان اسلام برای مسلمانان پکستان معرفی کرد و علی رغم مخالفت ها، با قاطعیت تمام، راه خود را ادامه داد و همواره در پی نشر افکار بلند و انقلابی رهبر مستضعفان جهان، تلاش می کرد تا آنجا که به پشتیبانی از نهضت و انقلاب اسلامی ایران، راه پیمایی دویست کیلومتری را تدارک دید و به همراه چند هزار نفر از مردم «پاراچنار» بسوی «پیشاور» حرکت کرد. در پیشاور با تشکیل یک اجتماع عظیم، از حضرت امام امت و انقلاب اسلامی، اعلام حمایت کرد. این حرکت که در نوع خود، در تاریخ پکستان بی نظیر بود، موجب آگاهی توده ها، نسبت به حقانیت انقلاب اسلامی گردید.» (4)
زمینه سازی انقلاب اسلامی

این شهید برای شروع تحول فرهنگی – سیاسی در ساختار جامعه پکستان اقدامات حساب شده ای را انجام داده و شیعیان پکستان را از ماهیت حکومت نظامی ضیاء الحق آگاه ساخت. در این باره، آمده است که: «در ششم جولای 1986 ایشان اعلام کرد که: ما وارد سیاست خواهیم شد. زمانیکه ضیاء الحق، دیکتاتور معروف پکستان بود، هیچ کس جرأت نمی کرد علیه ضیاء الحق قیام کند حتی «بی نظیر بوتو» که نخست وزیر بود، نمی توانست بر علیه او ابراز عقیده کند. شهید حسینی(ره) در اوایل رهبری علناً با حکومت ظالم ضیاء الحق مخالفت کرد. از طرف دولت پیشنهادهای زیادی برای مذکره شد و می خواستند شهید حسینی راه سازش را در پیش گیرد اما شهید حسینی آنرا به هیچ وجه قبول نکرده در سال 1980 دولت قوانینی به تصویب رساند که در آن حقوق شیعیان تضییع شده بود و شیعیان را در اقلیت قرار داده بودند. آن زمان که رهبر شیعیان پکستان مفتی جعفر حسینی(ره) بود اعلام کرد که همه شیعیان جهت اعتراض به این قانون، در «اسلام آباد» تجمع کنند. دولت اعتراض مردم را قبول نکرد و شیعیان به دبیرخانه (که نخست وزیری و مجلس سنا در آن واقع است.) حمله کردند و یکی از شیعیان در این راه شهید شد. و نتیجه آن (اعتراضات) به تصویب رسیدن قرار داد بین شیعیان و دولت بود.

یکی از محرّکین اصلی و از کسانی که در این جریان فعالیت زیادی داشت، شهید عارف حسینی بود و بعد از دستگیری مفتی جعفر

صفحه 86

حسینی(ره) شهید حسینی فعالیت خود را شدت بخشید.» (5) شهید عارف حسینی پس از انتخاب به رهبری، قلمرو فعالیت های انقلابی خود را گسترش داد.او محو مفاسد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در پکستان در یک حرکت بنیادی در بافت کلی جامعه پکستان می دانست و از این جهت انقلاب اسلامی را در پکستان تنها راه حل آن به حساب می آورد و چنین عقیده داشت:

«حل تمام این مشکلات از راه یک انقلاب اسلامی خواهد بود، مانند انقلاب اسلامی که در ایران بر پا شد و دشمن هم امروز به حقانیت آن اعتراف دارد، کنون آمریکا با اینکه میلیونها دلار صرف کرده است در دل محرومان و مظلومان جهان جای ندارد و علی رغم همه مخالفتهای قدرتهای استکباری، دل محرومان و مظلومان جهان، مالامال از محبت به انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(قدس سره) است.»(6)

رابطه دوستانه شهید حسینی (ره) با رهبران جمهوری اسلامی حکایت از وفاداری وی نسبت به انقلاب اسلامی ایران دارد. در واقع علامه عارف حسین حسینی (ره) زبان گویای انقلاب اسلامی در شبه قاره هند بود.(7)
خدمات اجتماعی

این شهید عالی مقام، جهت گسترش معارف آل محمد(ص) مرکز آموزشی و عبادی زیادی را در شهرهای مختلف پکستان بنا نهاده است و ما در این مجال کوتاه به چند مورد آن اشاره می کنیم:

دار المعارف اسلامیه: در این کانون آموزشی، با برنامه های سنتی و جدید به پرورش فرزندان مسلمان می پرداخت، تدریس رشته های نو و پاسخگویی به نیاز جامعه بر اساس شرایط زندگی اجتماعی عصر، همانند اقتصاد، علوم سیاسی و آموزشهای اعتقادی جریان داشت. در کشوری که تقابل فرهنگی به صورت سیار و پر پیچ و خم رواج داشت، چنین حوزه های معارف دینی، نقش حساس و مؤثری ایفاء می کردند و با پاسداری از حریم مکتب، رسالت خویش را به انجام می رساندند. و پس از شهادت این عارف دلسوز اسلام، اسم این مرکز دینی – علمی تغییر یافته و کنون بنام جامعه شهید عارف الحسین الحسینی (ره) خوانده می شود. با توجه به عدم امکانات اقتصادی لازم در مناطق شیعه نشین، این حوزه دینی، بسیار زیبا و به شیوه جدید ساخته شده و از امکانات لازم

صفحه 87

بر خوردار است. این حوزه علمیه در شهر پیشاور جامعه اهل البیت «انوار المدارس» در منطقه ای واقع شده است بنام (اورکزئی) که قبایل آزاد زندگی می کنند و تحت نظارت نماینده سیاسی دولت مرکزی اداره می شود. این مکان علمی نیاز طلاب همانند، خوابگاه، مدرس و مسکن مدرسین را بر طرف می سازد و مسجدی بسیار مجلل را در کنار این مدرسه ساخته است.

مساجد: علامه شهید (ره) علاوه بر فعالیت های سیاسی به آباد سازی مرکز عبادی نیز می پرداخت. ایشان برای ایجاد مساجد در مناطق دور افتاده و محروم، برنامه ریزی وسیعی داشت و موفق شد در مناطق ایالت سرحد سند و بلوچستان این برنامه ها را پیاده کند، گرچه دشمنان اسلام به ایشان فرصت ندادند و او را از ملت گرفتند ولی او در مدت کوتاهی به ساخت و تأسیس مساجد متعددی موفق شد که عبارتند از:

– مسجدی در منطقه بنگش.

– مسجدی در منطقه کچی.

– مسجدی در ستر سام.

– مسجدی در شبلان واقع در منطقه «کرم».

– مسجدی در «پیوار» زادگاهش.

– مسجدی جامع در مرکز اورکزئی بنام کلایا.

– مسجدی در بخش علی زائی.

– مسجدی در سرازئی.

– مسجدی در اندخیل «اورکزئی».

– مسجد با شکوهی در قصبه در کرمان در چهار مایلی پاراچنار.

– در مناطق بلوچستان پکستان، سه مسجد جامع تأسیس کرده است.

– مسجدی در آزاد کشمیر. امروز این مساجد مرکز اسلام شناسی هزاران تن از مسلمانان این مناطق بحساب می آید.

حسینیه: در مؤمن آباد بنگش.

در منطقه سترسام و مناطق دیگر حسینیه های متعددی را بوجود آورده است.

درمانگاه: در شهرستان پاراچنار و در حاشیه شهر درمانگاهی به نام «شفاخانه علمدار» به همت ایشان ساخته شد، در این درمانگاه علاوه بر وسایل درمانی و امکانات مورد نیاز بیماران، سی تخت برای بستری

صفحه 88

شدن بیماران می باشد. پزشکان ماهر با وسایل و ابزار پیشرفته به معالجه بیماران می پردازند.

در شهر کراچی: برای معالجه افراد فقیر و بی پول درمانگاهی به نام «العصر» به دستور مستقیم ایشان تأسیس گردید و هم کنون در خدمت مردم محروم این شهر قرار دارد.» (8)
ویژگیهای اخلاقی

شهید عارف حسین حسینی (ره) علاوه بر برجستگی های علمی و سیاسی، از صفات اخلاقی خوبی برخوردار بود. و از همین جهت خیلی زود توانست در قلوب مسلمانان پکستان جا نماید و خدمات شایسته ای را به انجام برساند و ما طبق این مبحث به مواردی از آن اشاره می نماییم:

تعبد: تقیّد به برنامه های دینی و عبادی در هر شرایط در او ملموس بود؛ فرزندش چنین می گوید: «به اعتقاد من رمز موفقیت شهید عارف در حفظ اخلاص و تعبد ایشان بود. قبل از رهبری هم این خلق و خوی در ایشان بود، حفاظت و مداومت بر نماز شب ایشان قابل تحسین بود. گاه مسافرتهای طولانی داشت، مثلاً هفده ساعت در مسافرت بود، اما با این حال از نماز شب غافل نمی شد و در طول 24 ساعت شبانه روز 3 الی 4 ساعت خواب داشت و با آن خستگی زیاد، نماز شب را ترک نمی کرد. در همه حال در سفر و حضر بر اقامه نماز شب تکید فراوان داشت. سجده های طولانی داشت و همچنین به دعای کمیل بسیار علاقمند بود و هر شب جمعه دعای کمیل می خواند.»(9)

یکی از دوستان دوران نجف شهید حسینی درباره روح تعبد ایشان اظهار می دارد: «در همان جوانی که با هم در حوزه علمیه نجف بودیم، تقوی و پرهیزکاری از سیمایش پیدا بود و هر گاه به زیارت قبر مولی الموحدین امام علی (ع) مشرف می شد و زیارت نامه می خواند، تا آخر زیارت نامه یکنواخت اشک می ریخت. چنان با هیجان و سوز دل بود، که اطرافیانش را نیز منقلب می ساخت.» (10)

تواضع: شهید عارف حسین حسینی (ره) از نظر تواضع کم نظیر بود. چه قبل از انتخاب به رهبری و نیز پس از آن، برخوردش بسیار شایسته و با همه نزدیکان دوستانه بود و خود را بالاتر از اطرافیان به حساب نمی آورد. یکی از دوستان شهید درباره تواضع ایشان چنین می گوید: «دو قضیه از تواضع شهید عارف حسین حسینی (ره) به نظر من آمده است:

صفحه 89

1 – یکی اینکه وقتی بنده در مدرسه ایشان (پیشاور) به عنوان مدرس اعزام شده بودم، گاهی بنده به عنوان امام جماعت، نماز جماعت می خواندم. ایشان هم گاهی که در پیشاور بودند و در حوزه علمیه حضور داشتند در نماز جماعت شرکت و به بنده اقتداء می کردند. با اینکه بنده یک طلبه کوچک و ایشان قائد ملت جعفریه کشور پکستان بود.

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا