جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
آه ای تـنها ترين مرد زمين
آه ای تـنها ترين مرد زمينصوتی:[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
كوفه ويك مسجدی بس سوت وكور
مسجد و محراب خـالی از حضورقبله و سجّا ده ی پر خون شده
مهر وتسبيح علی، گلگون شدهردّ خـونی داغ از مســجد روان
دل به دنـبالش سراسيمه دواناز که است این ردّ خون و تا كجاست؟
گر چه تا اين خانه اما تا خداست!پشت در غوغا شده از طفل و پير
دست هر يك كـا سه لرزان شــيريا علی ای مهربان بابای ما
اين غـذای اندك فردای ماكاسه شيری را كه دادی پس بگير
پس بگـير از آن بنـوش اما نميـرداخل خانه هـوای ديگـرست
لحظه های آخرين حيدرستخانه ای كه خشت خشتش كاگلی
شاهـد غـم هـای غـمگـين عـلیخانه ای كه خاك آن از رنگ خون
گوشه اش مرغابيان سرنگـونگوشه ای يك جفت كفش پينه دار
از خجالت در غلافـش ذوالـفقارگوشه ای يك دختر و يك دسته مو
گوشه ای با خود حسن در گفتگوگوشه ای خون خدا روی زمين
گوشه ای ماه شـب امّ الــبنـينگوشه گوشه لحظه ها سرد وغريب
گوشه ای مشغـول كار خود طبيبرنگ او از رنگ حيدر زرد تر
آهِ او از جـسم حيـــدر سردتـرچيست در زخم سر او ای طبيب
آب كرده پــيـــكر او ای طبيـبتـيغ تا اعـمـاق این سر رفته است
كاسه كاسه خون ز حيدر رفته استچشم يك عالم به دستت ای طبيب
نسخه ی تو ناله ی امّن يجيب؟!آسمان را بر سرش مرهم كنی
حاش لله درد او را كم كـنیسالها پـيش عمر او شـد خاتمه
لحظه ای كه پيش چشمش فاطمه…تا سخن از ياس و ميخ و تخته شد
ازهمان شب خون حيدر لخته شددر مدينه پشت در جان كنده بود
فاطمه جان داد و حيدر زنده بودازهمان شب لحظه ای چشمش نخفت
پشت در فـزت و ربّ الــكعبه گــفتدرد او درمـان نگـيرد با طبيب
جمع كن دارو و مرهم را طبيببس كن اين بيهوده درمان و تلاش
سـدّ راه وصل دو عاشق مباش……………..
شــد سـحر اما مــؤذن خـواب بود
خواب بود و جنس خوابش ناب بودعكس ماه امشب نـيامد روی چاه
چاه بی آب است يا خوابست ماه؟!مرهـم هر درد كــوفه درد داشت
سينه اش مثل شكوفه درد داشتآه ای تـنها ترين مرد زمين!
باز برخيز ای اميرالمؤمنيندادِ دنـيا بـعد تــو بـــيداد شد
بغض ِعالم وا شد و فرياد شديا علی رفتیّ و خرما سنگ شد!
يا علی رفتی دل ما تنگ شد!شيره ی خرما پراز خون يا علی!
نخل ها شد بيد مجنون يا علی!يا علی ای كعبه پيشت سينه چاك
فرقت از اين كينه ی ديرينه چاكتـاج عـالم خاك پــای قـنبرت
عرش اعلا گوشه ای ازمنبرتزندگی بی تو مثال مردگيست
تا قيامت بعـد تو بايد گريستچيست اين ماه مريض پشت ابر؟
كوچه ها خاموش ودرها سنگ قبر!آب كـوفه تا قـيـامت خـونی است
كوچه هايش تا ابد طاعونی استكوفه دل را می خورد مثل جذام
كوفه حــيدر می فروشد به قطامكوفه حتی يك نفرعاشق نداشت
مهربا نــی ِ علی لايق نــداشتکوفه! ای شهر حقير درد خيز
تو بخواب و تا قيامت برنخيزكوفه امشب كوفه هرشب دربلاست
كوفه نامـش از همان شب كربلاست
[ad_2]




