انجمن های گفتگوی مذهبی و علمی نورآسمان

خانه » انجمن های گفتگوی مذهبی و علمی نورآسمان
آگاه‌سازی‌ها
پاک‌کردن همه

گوشه ای از سیمای یهود در قرآن

1 ارسال‌
1 کاربران
0 Reactions
338 نمایش‌
رهی
(@رهی)
عضو Moderator
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 47
شروع کننده موضوع  

گوشه ای از سیمای یهود در قرآن

گوشه ای از سیمای یهود در قرآن-img
 
 
 
 به فرموده قرآن: مسلماً یهود و مشرکان را دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت، ولی آنها را که می گویند مسیحی هستیم نزدیک ترین دوستان به مؤمنان می یابی. این به خاطر آن است که در میان آنها افرادی دانشمند و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبر نمی ورزند.

 

مقدمه

تاریخ بنی اسرائیل و یهود هرگز خالی از لجاجت و شرارت نبوده است. اصرار بر خواسته ناروا از حضرت موسی(ع) برای دیدن خداوند، روی آوردن به گوساله پرستی، دو بار افسادی که قرآن به آن اشاره فرموده است، تا برسد به دوران پس از ظهور اسلام که بیشترین خیانت ها وتوطئه ها را منحرفان یهود علیه اسلام و مسلمین روا داشتند و بعد از رحلت رسول خدا(ص) جنایت های آنها به اوج خود رسید.

همه اینها در صورتی است که یهود قبل از بعثت رسول خدا(ص) طبق کتب مذهبی خود پیش بینی و انتظار ظهور اسلام را داشتند؛ اما از آنجا که اسلام، راه های منافع نامشروع آنان را می بست و نیز به مخاطره افتادن منافع مالی شان که به شدت وابسته به زندگی مادی دنیوی بودند _ به گونه ای که قرآن کریم در آیه 96 سوره مبارکه بقره آنان را «حریص ترین مردم» معرفی کرده است_ از همان زمان تا کنون که 14 قرن می گذرد از هیچ گونه نیرنگ و دسیسه و توطئه ای علیه اسلام و مسلمین دریغ نکرده ا ند. قرآن آنها را به خاطر این خصسصه ناپسند به کرات سرزنش کرده است.

نگاه اجمالی به چهره یهود در قرآن:

در قرآن کریم در هشت آیه نام یهود و ده بار در ده آیه نام هادوا یعنی همان یهود آمده است. مهم ترین صفات زشتی که به یهودیان منحرف نسبت داده شده اند، عبارتند از:

1) در نشر اکاذیب فعالند: «سَمَّاعُونَ لِلْکذِبِ»

2) در نفوذ و جاسوسی قوی هستند: «قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ» «سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِین»

3) در تحریف عقاید و احکام و جعلی ساختن مانند روایات کعب الاحباری قوی هستند: «یحرِّفُونَ الْکلِمَ عَنْ مَوَاضِعِه»

4) کینه و عداوت شدید دارند نسبت به مسلمانان و پیامبر اکرم(ص): «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ»

5) یهود در ایجاد حرب و نار فعالند: «کلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطفَأَهَا اللَّه»

6) یهود در نشر فساد اخلاقی فعالند: «یسعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فسَادًا»

7) یهود در آرزوها و حرص به مال و زندگی فعالند

8) پایه گذار ربا هستند. رباخواران بزرگ بانک و بورس ها بیشتر با فکر آنها مدیریت می شود.

9) یهود مغرور و پرادعا به ناحق خود را فرزندان خدا و برگزیدگان خاص می دانند.

10) یهود در اختلاف افکنی بین قوم ها فرهنگ ها و ادیان و مذاهب و ایجاد نفرت قوی هستند.

11) تمام تلاش یهود منحرف کردن مسلمین شیعه هست.

12 ) یهود شبهه افکن در قرآن و دین و ولایت هستند.

13) یهودیان با سحر و جادو و اجنه خبیث و شیاطین در صدد تسخیر نفوس هستند. یهود صهیونیست همکاران اصلی ابلیس در نبرد حق و باطل هستند.

 

مروری بر اهم آیات مربوط به یهودیان منحرف:

در قرآن آیات متعددی به سرگذشت یهود اشاره فرموده است که مطرح کردن تمام آنها یک کتاب مستقل را می طلبد. آنچه مطرح می شود نمونه ای از آیاتی است که اوصاف و ویژگی های کلی آنها را بیان می فرماید که رفتار و اعمال آنها ریشه در همین اوصاف دارد.

یکم: قساوت قلب:

قرآن کریم از این سنگدلی یهود این گونه سخن می گوید: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فهِیَ کالْحِجارَةِ أَوْ أَشدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ منْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ[1]

دوم: ثروت اندوزی و حرص به مال و قدرت:

قرآن کریم حقیقت حال یهود و شدت علاقه آنان را به زندگی مادی دنیا، این گونه توصیف می کند: «وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلی حَیاةٍ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا یَوَدُّ أَحدُهُمْ لَوْ یعَمَّرُ أَلْف سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ یُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِما یَعْمَلُونَ؛[2] آنان (یهودیان) را حریص ترین مردم حتی حریص تر از مشرکان بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت (تا آنجایی ) که هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود. در حالی که این عمر طولانی او را از کیفر و عذاب (الهی) باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بیناست.»

سوم: رباخواری:

ربا یکی از محرمات الهی است، که انسان های حریص به دنیا گرفتار آن هستند. با اینکه در شریعت موسی و عیسی(ع) ربا منع شده بود، باز هم یهودیان به آن عمل کرده و اموال خود را به این وسیله آلوده می کردند. قرآن کیفر این رفتار ناپسند ایشان را عذاب دنیوی و اخروی دانسته و می فرماید: «فبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طیِّباتٍ أُحلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ کَثِیراً وَ أَخْذِهِمِ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَکلِهِمْ أَموالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ مِنْهُمْ عذاباً أَلِیماً؛[3] پس به سزای ستمی که از یهودیان سر زد و به سبب آن که (مردم را) بسیار از راه خدا باز داشتند، چیزهای پاکیزه ای را که به آنان حلال شده بود حرام گردانیدیم و (به سبب) ربا گرفتن شان با آنکه از آن نهی شده بودند و به ناروا مال مردم خوردن شان و ما برای کافران آنان عذابی دردناک آماده کرده ایم.»

چهارم: لجاجت یهود:

لجاجت و سرسختی بنی اسرائیل به اندازه ای بود که حتی از گفتن جمله «قولُوا حطَّةٌ...؛[4] بگویید خداوندا گناهان ما را بریز»؛ امتناع ورزیدند و به جای آن کلمه نامناسبی را به استهزا گفتند. برای همین قرآن کریم می فرماید: «فَبَدَّلَ الذَّینَ ظَلَمُوا قُولاً غیْرَ الَّذی قیلَ لَهُمْ؛[5] اما کسانی که ستم کرده بودند، (آن سخن را) به سخن دیگری غیر از آنچه به ایشان گفته شده بود تبدیل کردند.»

در مجمع البیان در ذیل همین آیه نقل شده است؛ گروهی از بنی اسرائیل به جای کلمه «حطة» به معنی «ریزش گناهان» از روی مسخره گفتند «حنطة» یعنی گندم. خداوند متعال هم به سبب این گونه لجاجت ها آنها را به عذاب دردناک خویش گرفتار کرد. البته لجاجت و بهانه جویی های بنی اسرائیل فراوان است که بخشی از آن در سوره بقره آمده است:

«یا أَیهَا الرَّسُولُ لا یحزُنْک الَّذِینَ یسارِعُونَ فِی الْکفْر:[6] ای پیغمبر! غمگین مباش از آنان که به زبان اظهار ایمان کنند و به دل ایمان ندارند و به راه کفر شتابند و اندوهناک مباش از آن یهودانی که جاسوسی کنند و سخنان دروغ (و فتنه خیز به جای کلمات حق) به آن قومی که (از کبر) نزد تو نیامدند می رسانند. کلمات حق را بعد از آنکه به جای خود مقرر شدند، تغییر دهند.»

پنجم: ملعون بودن و از رحمت خدا دور بودن:

«لُعِنَ الَّذِین کفرُوا مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَی لِسَانِ دَاوُودَ وَ عِیسَی ابْنِ مَرْیمَ ذَلِک بِمَا عَصَوا وَّکانُوا یعْتَدُون:[7] ﺍﺯ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺍﻭوﺩ ﻭ ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﻟﻌﻨﺖ ﺷﺪﻧﺪ. ﻟﻌﻨﺖ ﺷﺪﻧﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ [ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺍﻧﺒﻴﺎ] ﺳﺮﭘﻴﭽﻲ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ [ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ ﺍﻟﻬﻲ] ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ.»

«در اینکه چرا تنها نام این دو پیامبر (ع) برده شده است؟ مفسران احتمالاتی داده اند. گاهی گفته می شود علت آن این است که سرشناس ترین پیامبران بعد از موسی(ع) این دو پیامبر بودند و گاهی گفته می شود که بسیاری از اهل کتاب افتخار می کردند که فرزندان داوودند. قرآن با این جمله اعلام می کند که داوود از کسانی که راه کفر و طغیان پیش گرفتند، متنفر بود.

بعضی گفته اند که این آیه اشاره به دو واقعه تاریخی است که خشم این دو پیامبر بزرگ را برانگیخت و جمعی از بنی اسرائیل را نفرین کردند، داوود در مورد ساکنان شهر ساحلی ایله که به «اصحاب سبت» معروفند و سرگذشت آنها در سوره اعراف آمده است و حضرت مسیح(ع) در باره جمعی از پیروان خود که بعد از نزول مائده آسمانی باز هم راه انکار و مخالفت را پیش گرفتند، لعن و نفرین کردند.[8]

در ذیل این آیه برای عصیانگران از بنی اسرائیل که در زمان ما در واقع همان صهیونیست های یهودند نه تمام یهودیان (چون آیه «مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ» دارد که من تبعضیه است و گروهی از یهود را معرفی می کند ) وصف تعدی را بیان می کند. طبق برخی آمار، جمعیت یهودیان دنیا، چیزی حدود ۱۵ میلیون نفر تخمین زده می شوند که بیش از ۸۵ درصد آنها در آمریکا و فلسطین اشغالی ساکن هستند.

نکته جالب تر اینکه صهیونیسم و یهودیت اصلاً معادل هم نیستند و حتی در میان آنها نسبت به جنایت های رژیم صهیونیستی شکاف وجود دارد. «صهیونیسم» یک حزب و تشکیلات سیاسی است که با ابزار ظالمانه و نامشروع، اهداف غاصبانه ای را تعقیب می کند و نگاه نژادپرستانه دارد.[9] جمله آخر آیه فوق «ذلِک بِما عَصَوا وَ کانُوا یعتَدُونَ» به این مطلب اشاره دارد که این اعلام تنفر و بیزاری به خاطر آن بود که آنها گناهکار و متجاوز بودند.

ششم: عدم نهی از منکر:

«کانُوا لَا یتنَاهَوْنَ عَن مُّنکرٍ فَعَلُوهُ لَبئْسَ ما کانُوا یفعَلُونَ؛ ﺁﻧﺎﻥ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺯﺷﺘﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻰﺷﺪﻧﺪ ﺑﺎﺯﻧﻤﻰﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰﺩﺍﺩﻧﺪ.»[10] به علاوه آنها به هیچ وجه مسئولیت اجتماعی برای خود قائل نبودند و یکدیگر را از کار خلاف نهی نمی کردند و حتی جمعی از نیکان آنها با سکوت و سازشکاری، افراد گناهکار را عملاً تشویق می کردند.[11]

در تفسیر این آیه روایاتی از پیامبر(ص) و ائمه اهل بیت(ع) نقل شده که بسیار آموزند هاند. در حدیثی از پیامبر(ص) می خوانیم: «لَتَأَمُرُنَّ بِالمَعْرُوْفِ(١) وَلَتَنْهَوُنَّ عَنِ المُنْکرِ، وَلَتَأَخُذُنَّ عَلَی یدِ الْسَّفِیهِ، وَلَتَأطُرُنَّهُ عَلَی الحَقِّ أَطْرَاً، أَوْ لَیضْرِبَنَّ اللهُ قُلُوْبَ بَعْضِکمْ عَلَی بَعْضٍ، ثُمَّ لَیلْعَنَکمْ کمَا لَعنَهُمْ؛ حتماً باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و دست افراد نادان را بگیرید و به سوی حق دعوت کنید، والا خداوند قلوب شما را همانند یکدیگر می کند و شما را از رحمت خود دور می سازد؛ همان طور که آنها (یهودان) را از رحمت خویش دور ساخت.»[12]

هفتم: دوستی با دشمنان دین:

«ترَی کثِیرًا مِّنهُم یتَوَلَّونَ الَّذِینَ کفَرُوا لَبِئسَ مَا قَدَّمَت لَهُمْ أَنفُسُهُم أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَیهِم وَفِی الْعَذَابِ هُم خَالِدُونَ؛[13] ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻰﺑﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻛﻔﺮ ﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ. ﻗﻄﻌﺎً ﺑﺪ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﻔﻮﺱِ [ﻃﻐﻴﺎنگرﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﻗﻴﺎﻣﺖ] ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻴﺶ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ [ﻭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺁﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ] ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﺸﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻋﺬﺍﺏ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪﺍﻧﺪ.»

بدیهی است که دوستی آنها ساده نبود، بلکه دوستی آمیخته با انواع گناه و تشویق آنان به اعمال و افکار غلط بود. در باره اینکه منظور از «الَّذِینَ کفَرُوا» در این آیه چه اشخاصی هستند بعضی احتمال داده اند منظور مشرکان مکه اند که یهود با آنها طرح دوستی ریخته بودند و بعضی احتمال داده اند که منظور جباران و ستمگرانی بودند در عذاب الهی - که یهود در اعصار گذشته طرح دوستی با آنها می ریختند.

حدیثی که از امام باقر (ع) در این زمینه نقل شده نیز این معنی را تأیید می کند آنجا که می فرماید: «یتوَلَّوْنَ الْمُلُوک الْجَبَّارِینَ وَ یزَینُونَ لَهُمْ أَهْوَاءَهُمْ لِیصِیبُوا مِنْ دُنْیاهُم؛[14] این دسته کسانی بودند که جباران را دوست می داشتند و اعمال هوس آلود آنان را در نظرشان خوب جلوه می دادند تا به آنها نزدیک شوند و از دنیاشان بهره گیرند.»

هیچ مانعی ندارد که آیه اشاره به هر دو معنی بلکه اعم از آنها باشد.

«وَ لَوْ کانُوا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِی وَ ما أُنْزِلَ إِلَیهِ مَا اتخَذُوهُمْ أَوْلِیاءَ وَ لکن کثیراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ:[15] و اگر ایمان به خدا و پیامبر(ص) و آنچه بر او نازل شده می آوردند (هرگز) آنها را به دوستی اختیار نمی کردند، ولی بسیاری از آنها فاسق اند.»

هشتم: مغضوب الهی بودن:

اعمالی از پیش برای معاد خود فرستادند، اعمالی که نتیجه آن، خشم و غضب الهی بود و در عذاب الهی جاودانه خواهند ماند: «لَبئسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ» و در آیه دیگر مفصل تر جریان مطرح شده است. «وَإِذ قُلْتُم یا مُوسَی لَن نَّصبِرَ عَلَی طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّک یخْرِجْ لَنَا ممَّا تنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدنَی بِالَّذِی هوَ خیرٌ اهبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَکم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِک بِأَنَّهُمْ کانُوا یکفرُونَ بآیاتِ اللَّهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ الْحَقِّ ذَلِک بِمَا عَصَوا وَّکانُوا یعْتَدُونَ[16]: ﻭ [ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ای بنی اسرائیل!] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻴﺪ ﺍﻱ ﻣﻮﺳﻲ! ﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮ ﻳﻚ ﻧﻮﻉ ﻏﺬﺍ ﺻﺒﺮ ﻧﻤﻰﻛﻨﻴﻢ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻰﺭﻭﻳﺎﻧﺪ ﺍﺯ ﺳﺒﺰﻱ ﻭ ﺧﻴﺎﺭ ﻭ ﺳﻴﺮ ﻭ ﻋﺪﺱ ﻭ ﭘﻴﺎﺯﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺁﻣﺎﺩﻩ کند. [ﻣﻮﺳﻲ] ﮔﻔﺖ: ﺁﻳﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻏﺬﺍﻱ ﺑﻬﺘﺮ، ﻏﺬﺍﻱ ﭘﺴﺖ ﺗﺮ ﺭﺍ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻴﺪ؟ [ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﺎﺭﻭﺍﻳﻲ ﺩﺍﺭﻳﺪ] ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻱ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻳﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﺪ، ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ [ﺩﺍﻍ] ﺧﻮﺍﺭﻱ ﻭ ﺑﻴﭽﺎﺭﮔﻲ ﻭ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺯﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺧﺸﻢ ﺧﺪﺍ ﺷﺪﻧﺪ. ﺍﻳﻦ [ﺧﻮﺍﺭﻱ ﻭ ﺧﺸﻢ] ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﺧﺪﺍ ﻛﻔﺮ ﻣﻰ ﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ ﻣﻰﻛﺸﺘﻨﺪ. ﺍﻳﻦ [ﻛﻔﺮﻭﺭﺯﻱ ﻭ ﻛﺸﺘﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ] ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ [ﺍﺯ ﻓﺮﻣﺎﻥِ ﻣﻦ] ﺳﺮﭘﻴﭽﻲ ﻭ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ [ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ ﺣﻖ] ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ.

نهم: دشمنی شدید با مسلمانان:

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمنُوا الَّذِین قالُوا إِنَّا نَصاری ذلِک بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یسْتَکبِرُونَ:[17] مسلماً یهود و مشرکان را دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت، ولی آنها را که می گویند مسیحی هستیم نزدیک ترین دوستان به مؤمنان می یابی. این به خاطر آن است که در میان آنها افرادی دانشمند و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبر نمی ورزند.

 

توطئه ها و پیمان شکنی یهود در زمان پیامبر اکرم(ص):

«یهودیان یثرب»، به ویژه سه طایفه بنی نضیر، بنی قَیْنُقاع (بنی قین قاع) و بنی قُریظه، معروف بودند. که پیامبراکرم(ص) علاوه بر پیمان نامه عمومی، پیمان جداگانه ای نیز با سه طایفۀ فوق منعقد ساخت؛ پیمان نامه ای که نمایندگان آنان، حُیِّی بن اخطب، مخیریق و کعب بن اسد، متن آن را امضا کردند.[18] برخی از مفاد این قرارداد به قرار زیر بود:

  1. با دشمنان مسلمانان همکاری نکنند.
  2. هیچ ضرری به پیامبر و مسلمانان نرسانند.
  3. اگر برخلاف قرارداد عمل کردند، پیامبر حق هرگونه مجازات آنها را دارد.[19]

ولی باز یهودیان با پیمان شکنی، دست به مخالفت وتوطئه زدند.

 

انگیزه های مخالفت یهود با اسلام:

برخی از مهم ترین انگیزه های مخالفت و توطئه های یهود علیه اسلام و مسلمین را می توان چنین برشمرد:

  1. تفکر نژادپرستانه، و قوم خود را قوم برگزیده خدا پنداشتن.[20]
  2. به خطر افتادن موقعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی یهودیان:

«یا أیّها الّذینَ آمنوا إن کثیراً مِن الأَحبارِ و الرُّهبان لَیأکُلونَ أموالَ النّاسِ بالباطلِ و یصُدُّونَ عن سبیلِ اللهِ والّذینَ یَکنِزونَ الذَّهبَ و الفِضَّةَ و لایُنفِقونَها فی سبیلِ اللهِ فَبَشِّرهُم بِعَذابٍ أَلیمٍ:[21] ای کسانی که ایمان آورده اید. بسیاری از دانشمندان یهود و راهبان، اموال مردم را به ناروا می خورند و [آنان را] از راه خدا بازمی دارند و کسانی که زر و سیم را گنجینه می کنند و آن را در راه خدا هزینه نمی کنند، ایشان را از عذابی دردناک خبر ده.»

  1. حسادت:

«وَدَّ کثیرٌ مِنْ أهلِ الکتابِ لو یَرُدُّونَکم مِن بعدِ ایمانِکم کفّاراً حسَداً من عندِ أنفُسِهِم من بعدِ ما تبَیَّنَ لهم الحقُّ؛[22] بسیاری از اهل کتاب پس از اینکه حق بر ایشان آشکار شد، از روی حسدی که در وجودشان بود، آرزو می کردند که شما را بعد از ایمانتان کافر گردانند.

  1. مال اندوزی، دنیاطلبی و منفعت پرستی.
  2. مخالف بودن بسیاری از عقاید، احکام و برنامه های یهود با مفاهیم قرآنی.
  3. تغییر برخی دستورهای دینی یهود که از ابتدا مسلمانان بدان عمل می کردند.[23]
  4. تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه.[24] که در تمام دوره سیزده ساله مکی و هفده ماه پس از هجرت،[25] به سوی «بیت المقدس» نماز گزارد؛ اما پس از آنکه یهود، دشمنی خود را آشکار ساخت و نماز گزاردن پیامبر به سوی بیت المقدس را دستاویزی برای تبلیغ آیین خود و ضعف دین اسلام قرار داد و از دیگر سو، آن را شاهدی برای برتری آیین یهود بر اسلام و تقدم یهودیان بر مسلمانان پنداشت و با این کار، پیامبر(ص) را آزرده خاطر ساخت،[26] در ذیحجه سال دوم هجرت فرشته وحی فرمان «تغییر قبله» را ابلاغ کرد: «قد نرَی تَقَلُّبَ وَجهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبلَةً تَرضیها فَوَلِّ وَجهَکَ شَطرَ المَسجدِالحرامِ و حیثُ ما کُنتُم فَوَلّوا وُجوهَکم شَطرَهُ و إِنَّ الّذینَ أُتوا الکتابَ لَیَعلَمونَ أَنهُ الحقُّ مِن رَبِّهم و ما اللهُ بغافِلٍ عمّا یَعمَلون:[27] ما [به هر سو گردانیدن رویت در آسمان را نیک می بینیم. پس [باش تا] تو را [به سوی] قبله ای که بدان خشنود شوی، برگردانیم. پس روی خود به سوی مسجدالحرام کن و هر جا بودید، روی خود را به سوی آن بگردانید. در حقیقت، اهل کتاب نیک می دانند که این [تغییر قبله] از جانب پروردگارشان [به جا و] درست است و خدا از آنچه می کنند، غافل نیست.»

 

برخی از مهم ترین شیوه های مخالفت یهود با اسلام عبارتند از:

  1. نپرداختن قرض ها و امانات مسلمانان و در تنگنا قرار دادن آنها؛[28]
  2. شبهه افکنی و طرح ایرادها و سئوال های انحرافی و حرکات عوام فریبانه؛[29]
  3. درخواست های نامعقول و غیرمنطقی؛[30]
  4. تلاش برای تضعیف پایه های ایمان مسلمانان؛[31]
  5. ایجاد تفرقه میان مهاجر و انصار و زنده ساختن اختلاف بین اوس و خزرج.[32]

 

 

 

پی نوشت ها:

[1] بقره / 74.

[2] بقره / 96.

[3] نساء / 160.

[4] بقره / 58.

[5] بقره / 59.

[6] مائده / 41.

[7] مائده / 78.

[8] تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، دار الکتب الا سلامیه، هفتم، 1370، ج. 5، ص. 43.

[9] https://www.google.com /url ?sa=t&

[10] همان / 79.

[11] تفسیر نمونه، ج. 5، ص. 44.

[12] نهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئی) هاشمی خویی، میرزا حبیب الله، مترجم: حسن زاده آملی، حسن و کمره ای، محمد باقرمحقق / مصحح: میانجی، ابراهیم. ناشر: مکتبة الإسلامیة، تهران، ج. 12، ص. 11؛ تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه و در تفسیر قرطبی، ج چهارم، ص 2250، نیز حدیثی به همین مضمون از ترمذی نقل کرده است.

[13] مائده / 80.

[14] بحار، ج. 9، ص.82؛ مجمع البیان، ذیل آیه مورد بحث تفسیر نمونه، ج. 5، ص. 46.

[15] مائده / 81.

[16] بقره / 61.

[17] مائده / 82.

[18] همان طوری که بیان خواهیم کرد، بعدها پیامبر اسلام(ص) این سه قبیله را با استناد به نقض این پیمان، مجازات کرد.

[19] اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ص 69 ؛ تاریخ یعقوبی، ابن واضح، ج. 2، ص. 43.

[20] یهودیان انتظار داشتند رسول خدا (ص) از نسل حضرت اسحاق(ع) باشد، ولی همین که دریافتند وی از نسل حضرت اسماعیل(ع) است، بنا را بر مخالفت نهادند. (ر. ک: بقره / 89.)

[21] توبه / 34.

[22] بقره / 109؛ نساء / 54.

[23] مانند نسْخِ روزه روز دهم محرّم و جایگزینی با روزه ماه رمضان توسّط رسول خدا(ص).

[24] ر.ک: بقره / 144.

[25] مورخان بر حسب اختلاف، تاریخ تغییر قبله را هفت تا هجده ماه پس از هجرت می دانند. (وفاء الوفاء، سمهودی، ج. 1، صص. 364 - 361.

[26] از طعنه های همیشگی یهودیان به مسلمانان تا قبل از تغییر قبله، آن بود که: «شما به سوی قبله ما نماز می گزارید». این مسئله، مسلمانان و شخص رسول خدا(ص) را آزرده خاطر می ساخت.

[27] بقره / 144.

[28] عمران / 75 و نیز 181.

[29] آل عمران / 69 و71.

[30] آل عمران / 183 - نساء / 153.

[31] آل عمران / 99.

[32] آل عمران / 99 - نساء /37.

 

منبع : ماهنامه پاسدار اسلام، خرداد و تیر 1403، شماره 491 و 492 , پاسدار اسلام، خرداد و تیر 1403، شماره 491 و 492

 

و من الله توفیق ...


این موضوع در 1 سال قبل توسط رهی اصلاح شد

   
پاسخنقل‌قول

 

پیمایش به بالا