خواندن نمازاول وقت ، نماز شب و قرآن را هر گز فراموش نمي كرد

خانه » خواندن نمازاول وقت ، نماز شب و قرآن را هر گز فراموش نمي كرد

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

خواندن نمازاول وقت ، نماز شب و قرآن را هر گز فراموش نمي كرد

شهيد محمد عاشوري در سال 1344 و خانواده اي روحاني ومذهبي ديده به جهان گشود . پدر يكي از فعالان و مبارزان سياسي آن دوره بود . محمد در سن هفت سالگي وارد مدرسه شد . تا كلاس دوم راهنمايي ادامه داد و بعداز آن در سال 1357 وارد حوزه درس آيت الله مدني ( ره) شد…


پاي به جبهه گذاشتن من بخواست كسي نبود , بجز كسي كه چنين راهي ( راه امام حسين (ع) به ما نشان داد . ما هم اين راه را طي مي كنيم . جبهه نيز دانشگاه مي باشد كه معلم در آن حسين مظلوم (ع) و كتاب آن قرآن مي باشد . من رفتم به جبهه تا با خونم درخت اسلام را آبياري كنم و درخت اسلام را تنومند كنم تا ريشه اسلام در سر تا سر جهان رشد كند . مردم از ميوه هاي آن استفاده كنند و راحت زندگي كنند . حال سخنم با دوستان و كساني است كه وصيت نامه مرا مي خوانند . از شما تمنا دارم امام را تنها نگذاريد . كسي كه شما را از بند اسارت نجات داد . كشور ما را آزاد و مستقل كرد . اسلام را دوباره زنده نمود . هرگز وي را تنها نگذاريد . مساجد را خالي نكنيد . همچنين دعاها ، مخصوصا دعاي كميل و خواندن نماز اول وقت ، صبر و بيداري در دين را فراموش نكنيد . اما شما پرورش دهنده گان اين روح و جسم من ، شما پدر و مادر عزيز . اگر زحمات شبانه روزي شما نبود بنده به اين حد از رشد و تكامل الهي نمي رسيدم . اگر نصيحت خير خواهانه و سعادتمندانه شما نبود چنين سعادتي شامل حالم نمي شد . از شما برادران غيور مي خواهم سلاح بر زمين افتاده مرا نگذاريد برزمين بماند . سلاح مرا بدست بگيريد و بر فلب دشمن بتازيد . اگر جنازه من برنگشت هيچ ناراحت نباشيد . هر شب جمعه بر سر قبر شهداء شهر برويد و براي همه ي شهداء اسلام فاتحه بخوانيد. بگذاريد پيكر تكه تكه ام در جنوب يا غرب كشور با بادهايي كه بوي رشادت و حماسه مي دهند بدست امام عصر (عج) به خاك سپرده شود زيرا در اصل روح ماست كه به معشوق خود ( الله ) مي رسد .

شهيد دومين فرزند من مي باشد . به ما و نامادري خود بسيار احترام مي گذاشت. به فقرا كمك مي كرد . هيچ وقت نماز شبش را ترك نمي كرد . درآمدي كه از كميته امداد عايدش مي شد به رزمندگان جبهه و جنگ اهدا مي كرد . هنگام اعزام به جبهه كلاس سوم راهنمايي بود و داراي روحيه اي عالي و شهادت طلبانه اي بود . خبر شهادتش را از طريق همرزمانش مطلع شدم . از اين كه پسرم در راه قرآن و دين شهيد شده است بسيار خوشحال شدم .مردم نبايد ارزش هاي اسلامي را پايمال نكنند . به اين ارزشهاي بدست آمده احترام بگذارند . زيرا براي بدست آوردن اين ارزشها هزاران هزار جوان را فدا كرده ايم . ياد و خاطره همه ي شهداء گرامي باد .

روايت عشق :
شهيد يكي از ياران با وفاي جبهه و جنگ بود . در تاريخ 25/8/60 جهت اعزام به جبهه از كنگان به سوي بوشهر حركت كرديم . بعد از ظهر همان روز به بوشهر رسيديم . شب را در بوشهر گذرانديم . يادم مي آيد شهيد عاشوري قبل از اذان صبح از خواب بيدار مي شد و كليه رزمندگان را از خواب بيدار مي كرد تا نماز صبح را بجا آورند . بعد از آن براي اينكه بچه را به خود نزديك تر كند كلاس هاي قرآن و احكام براي آنها داير مي كرد . ساعت 10 صبح به سوي شيراز حركت كرديم و 8 صبح روز بعد به شيراز رسيديم . در طي سفر شهيد عاشوري در اتوبوس نوحه سرايي مي كرد و بچه را با جبهه و جنگ آشنا مي كرد . ما 2 روز در شيراز مانديم و روز سوم به سوي اهواز حركت كرديم . براي آموزش ديدن يك ماه در اهواز مانديم . بعد از آموزشي در تاريخ 9/9/60 ساعت 10 شب عمليات محرم شروع شد . در كنار شهيد عاشوري بودم . واقعا مثل يك كوه استوار بود . دلاورانه جنگيد . مثل طوفاني كه برگهاي خزان را مي ريزد . عراقي ها را از پاي در مي آورد . همه مديون شهيد عاشوري بوديم . عمليات بصورت كاملا موفقيت آميز بود و منطقه از وجود عراقي ها پاك سازي شد .
همرزم شهيد ( يوسف بحريني )
شعري از شهيد محمد عاشوري
خرابه است اينجا نه سوسنگرد
به هر گوشه جايي از توپ و تانك
اگر هست مخروبه اين شهر خون
هم ايران اسلامي است اين زمين
اگر پاره پاره تر از اين شود
به صداميان گونه اي كافران
پس هر كلوخ و بين هر درخت
دليلي كه اين ملك ملك خداست
يكي آنكه با آنهمه ساز و برگ
شكستي كه جا مانده از ماشين و تانك
كه پيروزي شير مردان ما
دليلي است روشن كه ما پاينده ايم

سوسنگرد 25 /12 /1360
اين شعر را در يكي از مدرسه هاي راهنمايي اهواز نوشته ام
محمد عاشوري

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا