خطاب حق به همه انسان‏ها در رابطه با هدايت‏

خانه » خطاب حق به همه انسان‏ها در رابطه با هدايت‏

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

خطاب حق به همه انسان‏ها در رابطه با هدايت‏

خطاب حق به همه انسان‏ها در رابطه با هدايت‏

منابع مقاله:
کتاب : تفسير حكيم جلد چهارم
نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

مسلمان و مؤمن همه جا و همه وقت را بايد ميدان عرصه تبليغ حق و اقرار به حقايق، و اظهار واقعيات بداند و به اين معنا يقين داشته باشد كه در تمام موقعيت‏هاى اظهار دين و اقرار ايمانى و بيان حقايق حضرت حق او را يارى مى‏دهد و در اين جنگ فرهنگى دشمن را به دست دوست مغلوب و مقهور مى‏كند، و اين جنگ مأموريتى الهى است كه بر عهده همه مؤمنان آگاه به دين گذارده شده، و داراى پاداش بسيار عظيم است. مؤمن براساس اين آيه شريفه ميگويد:
آمَنَّا بِاللَّهِ‏
ايمان آوردم به وجود مقدسى كه مستجمع جميع صفات كما ليسه و اوصاف جمال و جلال و اسماء حسنى است.
ايمان آوردم به ذات مباركى كه آفريننده پرده هستى و همه نقوش ظاهر و باطن است.
ايمانن آوردم به آن خدائى كه ايجاد و ابداع فقط و فقط ويژه اوست و بر هر كارى و بر هر چيزى تواناست.
ايمان آوردم به كسى كه مالك و مربى و پروردگار جهانيان است و همه موجودات زنده سر سفره او نشسته و هر يك در خور خود روزى خور اوست.
ايمان آوردم به محبوبى كه جز او مالكى در همه هستى وجود ندارد، و ذره ذره هستى، همه موجودات بالا و پستى مملوك حضرت او هستند.
ايمان آوردم به وجود مقدسى كه كارگردانى عالم خلقت فقط به دست اوست و در هيچ زمينهاى شريك و يا رو مددكار ندارد.
ايمان آوردم به آن حقيقتى كه تمام جريانات غيب و شهود به اراده اوست، و سراسر هستى از علم و حكمت و عدالت و رحمت او موج مى‏زند.
ايمان آوردم به خداوندى كه هر موجودى را آفريد او را در طريق هدايت مخصوص به او قرار داد، و بر اثر هدايتش موجود را به طرف كمال و رشد مطلوبش سوق داد.
ايمان آوردم به آن هستى بخشى كه براى هدايت انسان پيامبران را برگزيد و به آنان كتاب نازل كرد، و به قبول كنندگان هدايت وعده پاداش، و به طاغيان و ياغيان وعده عذاب و عقاب داد.
ايمان آوردم به معبودى كه جز او شايسته عبادت شدن نيست و هر قدرتى و هر نيروئى و هر بت زنده‏اى و هر بت جاندارى در برابر او باطل و فانى و محو و نابود است.
ايمان آوردم به پروردگارى كه جز او معبودى وجود ندارد، و حول و قوتى جز او نيست، و همه صفاتش عين ذات و ذات مقدسش بى‏نهايت، و اراده و علم و رحمتش به همه جا و همه چيز احاطه دارد.
وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا:
ايمان آوردم به قرآن مجيد، كتاب حكيم، فرقان عظيم كه براى هدايت ما بندگان بر قلب عرشى و ملكوتى محمد (عليهما السلام) نازل شده است.
ايمان آوردم به كتابى كه چشمه خوشگوار علم، منبع حكمت، درياى رحمت و مايه درمان دردهاى روان و باطن و پرورش دهنده عقول و مربى نفوس است.
ايمان آوردم به كتابى كه معجزه جاويد پيامبر، و تصديق كننده نبوت حضرت ختمى مرتبت، و نور پر فروغ حضرت حق در خيمه حيات انسان است.
ايمان آوردم به كتابى كه در حقانيت و وحى بودن هيچ شك و ترديدى وجود ندارد، و كتابى است كه براى اثبات حق بودنش و اين كه وحى الهى است كه هيچ دستى جز اراده حق در به وجود آوردنش در كار نبوده، از همه جن و انس دعوت به مقابله به مثل نموده و با فرياد رسا اعلام كرده اگر در وحى بودن من شك داريد. آيه يا سوره‏اى يا همانندم را بياوريد، ولى از زمان نزول تا اين زمان كه بشر به پيشرفت‏هاى شگرف علمى نائل شده دعوت قرآن براى مقابله به مثل بى‏پاسخ مانده و تا قيامت هم بى‏پاسخ خواهد ماند.
ايمان آوردم به قرآنى كه بيان‏گر توحيد ناب، و توضيح دهنده مسائل آفرينش، و روشن كننده راه و روش مستقيم، و عامل وحدت امت‏ها، و هدايت‏گر گمراهان، و توضيح دهنده سرگذشت واقعى پيشينيان براى عبرت گرفتن قاريان است.
ايمان آوردم به كتابى كه درياى رحمت خدا، و مشعل هدايت حق، و نظم دهنده به زندگى انسان، و تأمين كننده خير دنيا و آخرت، و سفره پر بركت حضرت رب‏العزه، و مايه شرف و كرامت انسان، و زمينه‏ساز عدالت در همه شئون زندگى، وجراغ پر نور فرارى دهنده ظلمت‏ها، و شفاى سينه‏ ها، و وسيله رسانيدن انسان به مقام قرب و لقا و رضايت الله و جنت الله است.
ايمان آوردم به كتابى كه گوشه‏اى از حقايقش، و دورنمائى از فلسفه واقعياتش به اين صورت در يكى از حكمت‏هاى اميرمؤمنان كه خود قرآن عينى و تجسم عملى قرآن و شاهد بر نزول آن و شاهد بر نبوت رسول اسلام است بيان شده است:
خداوند ايمان به خود را به معناى واقعى ‏اش جهت پاك شدن قلوب از شرك، و نجات انسان‏ها از اسارت بت‏هاى جاندار و بى‏جان واجب و فرض نمود، و نماز را براى پاك شدن بندگان و رهائى آنان از تكبر و خود بزرگ بينى مقرر فرمود، و زكات را موجب رزق و روزى قرار داد، و صوم و روزه را آزمايش براى اخلاص ورزى مردم بر عهده آنان گذاشت، حج را كه گردهمائى مؤمنان متمكن در روزهاى معين است، و نقطه ديدار مسلمانان مستطيع از همه نقط عالم براى تقويت دين معين نمود، و جهاد را مايه عزت و ارجمندى و پيروزى اسلام، و امر به معروف را بخاطر اصلاح عموم، و نهى از منكر را براى بازداشتن سبك مغزان از كارهاى بيهوده و زيان‏ آور، و صله رحم را براى فراوانى نفرات، و قصاص را براى حفظ خون‏ها، و اقامه حدود را براى بزرگداشت محرمات، و حرمت شرب خمر را براى حفظ عقل، و دورى از دزدى را براى پابرجائى پاك‏ دامنى، و ترك زنا را براى حفظ نسب، و ترك لواط را براى ازدياد نسل، و شهادات در دادگاه‏هاى عدل را براى پشتوانه حق بر ضد انكارها، و ترك دروغ را بخاطر شرافت راستى و سلام را امانى از خطرات، و امامت و رهبرى به حق را براى نظام حيات امت و فرمانبردارى را براى بزرگداشت مقام امامت برعهده همگان واجب نمود. «1»
ايمان آوردم به كتابى كه خلاصه و نتيجه همه كتاب‏هاى آسمانى، و ارائه دهنده اسلام كامل و جامع و تمام كننده نعمت بر انسان تا روز قيامت است.
ايمان آوردم به كتابى كه نور است و منور كننده قلب و جان و راه‏گشاى مشكلات و نجات دهنده بشر از مهالك دنيا و آخرت است.
وَ ما أُنْزِلَ إِلى‏ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ …
ايمان آوردم به آنچه از حكمت و معارف و وسايل هدايت و مايه رشد و تكامل انسان به قهرمان توحيد حضرت ابراهيم و بنده مخلص خدا حضرت اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شده، و ايمان آوردم به آنچه از حقايق به موسى و عيسى و همه انبيا براى نجات انسان از شرك و بت پرستى، و از چاه ضلالت و گمراهى، و براى اصلاح عمل و اخلاق آدمى عطا شده است، و من مانند يهود و نصارى گرايش به دين ساخته شده هوا و هوس ندارم، بلكه ايمان دارم كه ميان پيامبران در اهداف والايشان و اين كه همه آنان به اسلام وحى شده خدا كه عبارت از توحيد و يكتاپرستى و احكام و قوانين بر وفق مصالح دنيا و آخرت انسان است هيچ تفاوت و فرقى نيست، و همه را از آدم تا خاتم معبوث شده حق مى ‏دانم، و قائل به پايان گرفتن نبوت به موسى يا به عيسى نيستم، و اين‏ تفرقه در دين را ابداً قبول ندارم و با همه وجود تسليم خدا و فرمان‏هاى حكيمانه او هستم.
اين حقايق كه اقرار به آن و ابلاغش واجب است دين هر مؤمنى و راه و روش هر انسان مسلمانى و هر با انصافى است، دينى كه چشم ‏پوشى از آن براى يك لحظه جايز نيست و سكوت از ابلاغش حرام و تقويتش در هر دوره و در فشار هر نوع سختى و ناراحتى واجب عقلى و شرعى است.

خطاب حق به همه انسان‏ها و به ويژه يهود و نصارى در رابطه با هدايت‏
از آنجا كه هدايت حقيقتى و آئين واقعى ايمان به خدا و وحدانيت او و نفى شرك از حريم آن ذات مقدس، و ايمان به كتاب‏هاى نازل شده بر انبيا و تصديق نبوت پيامبران و تسليم بودن در برابر خدا و همه خواسته‏هاى اوست و جز اين راه حقى و صراط مستقيمى وجود ندارد، حضرت حق خطاب به يهود و نصارى و همه انسان‏ها فرموده:
كه راه همه شما به هر رنگ و كيفيتى كه باشد باطل است، و همه از گردونه هدايت خارج و در گمراهى و ظلالت به سر مى‏بريد، چنانچه آنان هم به همان حقايقى كه شما ايمان آورديد ايمان بياورند.
قطعاً هدايت يافته و در صراط مستقيم الهى قرار گرفته‏اند، و جهان جايگاه يك امت متحد و منسجم و همدل و هم‏راز خواهد شد، و همه مفاسد و فتنه‏ها و كشمكش‏ها خاتمه خواهد يافت، و امنيت و عافيت سراسر گيتى و خيمه حيات انسان را فرا خواهد گرفت، و اگر از اين حقايق و مايه‏هاى خير دنيا و آخرت اعراض كنند و روى برتابند جز اين نيست كه در چاه خطرناك نفاق، دوئيت، نزاع و ستيز قرار داشته و هر يك منبعى از شر و فساد و ظلم و ستم و مايه‏اى براى ايجاد تفرقه و قطعه قطعه شدن دين و ملت خواهند بود، ولى اى رسول من با توجه به اين كه لبه‏ى تيز حملات همه آنان نبوت و رسالت توست، و نمى‏خواهند جهان از پرتو تو و اسلام الهى روى آرامش ببينند، و در اين فكرند كه از آب گل‏آلود ماهى بگيرند، و ديگران را در جهل و بى‏خبرى نگاه دارند، و در وادى ضلالت حيران و سرگرانشان كنند و سپس به غارت گنجينه‏هاى معنوى و مادى آنان برخيزند ما نخواهيم گذاشت در سطح جهان موفق شوند، بلكه شر و زيان آنان را از تو برمى‏گردانيم كه خدا شنواى هر صدا و هر راز و رمز و هر پيمان و قراردادى از هر كسى نسبت به هر چيزى است، و به همه امور و ترفندهاى دشمن نابكار آگاه و داناست.
اينان بدانند كه جنگ با خدا و ستيز با پيامبر، و دشمنى با اسلام هرگز پيروزى ندارد، و مطمئن باشند كه نصرت و يارى خدا شامل پيامبر و مؤمنان است.

رنگ خدائى‏
تصديق توحيد، و يگانه دانستن معبود، و نفى هر عيب و نقص از او، و بندگى و عبوديت براى او، و باور داشتن نبوت همه پيامبران، و ايمان به همه كتاب‏هاى آسمانى صبغة الله و رنگ خدائى است.
قرآن از اسلام و دين الهى به تعابير مختلفى ياد كرده كه مفهوم و معناى همه آنها يكى است:
«فطرة الله، صبغة الله، كلمة الله، دين الله، صراط الله، هدى الله، نور الله، حبل الله، سبيل الله.»
راستى چه آئين و دينى نيكوتر از آئين خداست؟
اى يهود و نصارى و اى همه كسانى كه به عقل و فطرت پشت كرده و از رنگ الهى اعراض كرده‏ايد ما فقط و فقط حضرت الله معبود واقعى را عبادت مى‏كنيم و دين ما همان اسلام خدا و آئين همه پيامبران است، و با دركى كه به توفيق حق از دين داريم، تحت تأثير تبليغات پوچ و بى‏اساس شما قرار نمى‏گيريم.

پی نوشت :

______________________________


(1)- نهج‏البلاغه حكمت 252.

پایگاه عرفان

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا