جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تشبیه جالبیه؟نه؟؟؟
لیلی به مجنون که خیلی برای دیدن اصرار می کرده میگه فلان ساعت بیا کنارفلان درخت بیرون شهر که هم رو ببینیم.مجنون میاد ولی لیلی یکم دیر می کنه.مجنون خوابش میبره.بعد که بلند میشه میبینه توی دستش و جیبش چند تا گردو هست.گریه می کنه و به طرف شهر میره.قضیه رو میپرسن.گریه می کنه و میگه.بعد بهش می گن که خوشحال باش لیلی بهت گردو داده.
می گه:نه!
اون میخواست به من بفهمونه که تو که خوابیده ای، بیخود دعوی عشق نداشته باش و تو به درد گردوبازی میخوری!
قضیه ما و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)همینه![برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
[ad_2]




