جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تو آدم متینی هستی؟
تو آدم متینی هستی؟
![]()
ما به رفتارمان در جمع بیشتر دقت میکنیم تا در خلوتمان ولی اصل قضیه این نیست.
ما به رفتارمان در جمع بیشتر دقت میکنیم تا در خلوتمان. متانت، سنگینی و وقار را با رفتارمان در برابر دیگران محک میزنیم؛ وقتی میشنویم فلانی آدم سنگینی است یعنی او در جمع جلفبازی در نمیآورد، کارهای خلاف عرف نمیکند، رفتارهای سبکسرانه حاکی از بیخردی و ناپختگی از او سر نمیزند و مبادی آداب است.
همه اینها درست است ولی اصل قضیه این نیست. اصل ماجرا به خلوت بر میگردد. مقصود از خلوت، خانه خالی و شب و تنهایی نیست. مقصود همه آن جنبههایی از شخصیت ماست که از دید دیگران پنهان میماند. اغلب ما ظاهری آرام از خود نشان میدهیم ولی درونمان غوغاست! گاهی برای خودم پیش آمده، دوستی را دیدهام و همین طور که داشتم به سمت او پیش میرفتم تا دست بدهیم و روبوسی کنیم یادم افتاده او درباره من غیبت کرده و بد گفته است. همان لحظه به خودم گفتم: «وای بر تو! داری باهاش دست میدی و روبوسی میکنی و عیب پنهانیاش پیش چشمت است.» یا اینکه؛ داشتم با طرف روبوسی میکردم و دلم به خاطر مسئلهای که باعث حسادت من به او شده، چرکین بوده است. همینجور که صورتش را میبوسیدم، به این دورویی خودم خودم تف و لعنت میفرستادم.
یک لحظه تصور کنید که اگر طرف مقابل از آنچه در دل ما میگذرد باخبر شود ذرهای حرمت برایمان میماند؟ فکر کنید اگر دستگاهی بود که صحنه روبوسی ما با هم را فیلمبرداری میکرد و از آنچه در همان لحظه در دل و ذهن ما نسبت به یکدیگر میگذشت هم فیلم میگرفت و هر دو را با هم نشان میداد، چه بلبشوی مضحکی را میدیدیم. آن وقت در این بلبشوی مسخره و کاریکاتور دو چهره، جای «سنگینی و متانت و وقار» کجاست؟ هیچ جا! سنگینی و متانت و وقار در چنین موقعیت دو گانهای هیچ جایی ندارد. این است که میگویم ضبط و ربط احوال درونی، اصل است. کسی که درونش از غیبت دیگران فارغ است، در دلش آن چنان آرامشی حس خواهد کرد که چه بخواهد چه نخواهد رفتارش آرام و طبیعی از آب در میآید.
زهیر توکلی5rooz.com
[ad_2]




