[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]

پنج شنبه 15 دی 90 , ساعت 5:58 صبح – وبلاگ ندایی از درون

فیلم شجاع دل brave heart را دیده اید؟! یکی از مناظرش جالب است: جنگی بین اسکاتلندی ها و انگلیسی ها در گرفته. این جنگ برای انگلیسی ها بسیار مهم است. پیاده نظام دو سپاه به هم میرسند… وضعیت برای انگلیسی ها جالب نیست… با دستور پادشاه انگلیس، تیراندازان انگلیسی شروع به پرتاب تیر به میدان نبرد می کنند، جایی که هم سربازان خودشان هستند و هم جنگجوهای اسکاتلندی. در واقع پادشاه انگلیس وقتی میبیند که در جنگ پیاده نظام شکست خواهد خورد، کارت رو شده را میسوزاند… .

هاشمی رفسنجانی پس از مناظره تاریخی بطور کامل اعتبارش را در نزد مردم از دست میدهد. به رهبری نامه می نویسد تا اعتبارش به او بازگردانده شود اما امام خامنه ای در جوابش می فرماید: ملاحظه خاصی ندارم! با فتنه پس از انتخابات و روشن شدن نقش هاشمی در آن، عمر او در عالم سیاست داخلی به پایان میرسد، سراشیبی این اتفاق با شکست از احمدی نژاد در سال 84 آغاز شده بود… شاید بتوان روز تاریخی 9 دی را لحظه ای دانست که خودش هم فهمید دیگر نمی تواند در “صحنه سیاسی مستقیما” وارد امور شود… .

**هاشمی و فرزندانش دهها کار کوچک و بزرگ می کنند اما آقایانی که در حمله به موسسه ایران می گویند خودم حکمم! پس از گفتن جملاتی مانند “حکومت رجاله ها” و “نظام فرعونی” باز هم انگار نه انگار! و بیخیال میشوند! استدلالشان شاید این باشد که: خدا اینها را زده! به هر حال هیچ اتفاقی در دستگاه متولی نمی افتد!

**ناگهان و پس از گذشت دهها ماه، به رگ غیرتشان برمیخورد و خبر از محاکمه فائزه میدهند! اینبار دیگر خیلی هم طولش نمی دهند! سایت هاشمی هم پس از صدها و حتما هزاران توهین بالاخره ***** میشود… اکنون یک سوال پیش می آبد: چه اتفاقی افتاده؟!

حامیان دولت اسلامی پس از توهین رفسنجانی به امام خامنه ای(سکوت رهبری در برابر انحراف جایز نیست که اتفاقا مشخص کرد احمدی نژاد از خط چه کسانی منحرف است ولی کوردلان ندیدند) در حالیکه همه ساکت بودند، علیه این توهین بر می خیزند.
در حالیکه انتظار اینست که مدعیان سینه چاکی ولایت که ولایت فقیه را در یک قراداد به نام خودشان زده اند هم به این سخنان اعتراض کنند، همه ساکت میشوند! مدعی میشوند چون حامیان دولت اسلامی “در آینده شاید بخواهند یک دوقطبی ایجاد کنند”(تحلیلی که بی بی سی به آقایان یاد داد تا پس از بی بی سی مثل طوطی تکرار کنند- نکته: بی بی سی برای آقایان لطفا بخش های آموزشی بیشتری پخش کند چون هنوز آماتورند!) پس در برابر خط و نشان کشیدن هاشمی برای رهبری ساکت میشوند. آقایانی که متخصص شناخت خطرات برای اسلام و انقلاب هستند و متخصص پیشگویی و ربط مسائل به یکدیگر، خودشان را میزنند به آن راه و ساکت میمانند! از قرار معلوم خطوط قرمز برخی بر حسب شرایط و اگر به ضررشان باشد کاملا تغییرپذیر است! کسانی که پس از نامه هاشمی به رهبری دهها ساعت سخنرانی کردند و ولایت و… را خط قرمز خود مینامیدند، اینبار خود را به کری زدند… . جالب است که برای یک مدعی انحصاری ولایت فقیه کامنت گذاشتم که پس کی میخواهید حرف بزنید؟! گفت رهبری هر وقت خودشان لازم ببینند، با یک خطبه او را پایین می کشند! گفتم احسنت به ولایتمدارانی که مانند یهودی ها که به حضرت موسی گفتند با خدایت برو با آنها بجنگ، می گوید خود رهبری باید… .

***روزنامه ای که آن را انحرافی می خوانند تنها روزنامه ای است که تمام قد جلوی پرده دری هاشمی می ایستد؛ مدعیان نگران میشوند که چه باید بکنند؟! اگر هاشمی را که 7+8 پس از تایید او تشکیل شده به خاطر نامه مورد ملامت قرار دهند، یعنی موضع هاشمی را قبول ندارند و سوال پیش می آید چرا رهبری در مورد شدیدترین خطر برای اسلام سکوت کرده؟! و این انحراف احمدی نژادی ها از رفسنجانی نیست که او ناراحت است و امام خامنه ای شاکله دولت را مطلوب میداند؟! و اگر سخنی نگویند که اینهمه ادعا را دیگر چه کسی باور می کند؟! آنها در یک وضعیت بحرانی قرار میگیرند…

اصولگرایان مدعی باید بتوانند بین سکوت در برابر اهانت هاشمی به رهبری و حرف نزدن یک راهی پیدا کنند… و پیدا می کنند! بجای اینکه خود آنها صحبت کنند، کارت سوخته هاشمی وجود دارد! هاشمی هم راضی است! ناگهان یک دستگاه که وظیفه سنگینی هم بر عهده داشته اما ماهها در قبال توهین های خاندان هاشمی هیچ کاری نمیکرد، یک شدت انقلابی پیدا می کند: سایت حاج آقا ***** میشود! به شکل حیرت انگیزی فائزه خاتون نه تنها دادگاهی میشود، بلکه محکوم هم میشود! پاسپورت خانواده مهدی هاشمی را ادر دادگاه مصادره می کنند! و…

بگذارید بهتر بگویم: وقتی آن دستگاه محترم با آن مدیریت قوی و انقلابی(تیکه نیست، دوست ندارم ***** شوم!) چنان شدت عملی را انتخاب می کند، آیا باز هم لازم است که اصولگرایان اتخاذ موضع کنند؟!

برای بهتر باور کردن این اتفاقات، یاد این جملات آقایان بیفتید: در دعواها نه هاشمی را قبول داریم و نه احمدی نژاد را!

به نظر شخصی من این قضیه(سوزاندن یک کارت رو شده)را تا زمانی تندتر خواهند کرد که فشار روی اصولگرایان به خاطر سکوت در برابر اهانت هاشمی وجود داشته باشد… البته تا جایی که … اجازه بفرمایند…

نوشته شده توسط [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]| [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]

[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]

یکشنبه 11 دی 90 , ساعت 6:43 صبح

نمی دانم از فاخته چیزی شنیده اید یا نه؟! یک پرنده که به علت نوع خاص بزرگ کردن جوجه اش بسیار معروف شده. این پرنده هنگام تخم گذاشتن لانه ای را انتخاب می کند که در آن تخم های پرنده های دیگر هم وجود دارند! پس از تخم گذاشتن هم کلا بیخیال نگهداری از بچه اش میشود و لانه پرنده را ترک میکند. به تدریج جوجه ها سر بر می آورند و همراه آنها جوجه فاخته هم از تخم خارج میشود. دو حالت ممکن است رخ دهد: یا جوجه فاخته زودتر از دیگر جوجه ها به دنیا بیاید یا اینکه پس از آنها به دنیا بیاید(حالت اول معمولتر است). از اینجا به بعد خیلی جالب میشود! در حالت اول، جوجه فاخته به محض به دنیا آمدن با دست و پا زدن دیگر تخم ها را از لانه بیرون می اندازد و اگر قبل از او از تخم خارج شده باشند(حالت دوم)، جوجه های دیگر را با توجه به جثه بسیار بزرگترش نسبت به دیگر جوجه ها به بیرون می اندازد تا فقط و فقط خودش بماند. در واقع جوجه فاخته مطلقا تحمل هیچ رقیبی در محبت یا تغذیه را برای خودش را ندارد… .

اکنون به این مثال رنگ انسانی و سیاسی میدهم: در یک کشور، انتخاباتی بسیار مهم در راه است، انتخابات ریاست جمهوری. این انتخابات به عرصه یک جدال ایدئولوژیک بزرگ تبدیل میشود: از یکسو اصلاح طلبان و از سویی عدالت طلبانی که ولی فقیه عادل نظرش به نظر آنها نزدیکتر است. تا پیش از انتخابات همه مسیرها فقط و فقط به یک دوگانه بزرگ میرسد. لحظه تاریخی فرا میرسد و در مناظره نقاب ها می افتند تا دیگر ((هیچ حجتی بر کسی باقی نماند که نمی دانستم)). و سرانجام انتخابات و 24 میلیون و نیم در برابر حدود 14 میلیون مخالف و 5 میلیونی که به هر دلیلی(چه مشکلات غیر مترقبه و چه عدم تمایل به شرکت در انتخابات) شرکت نکرده اند در صحنه مشخص میشوند. با القائات شکست خوردگان و کشورهای گرگ صفتی که منتظر فرصت هستند، جامعه دوپاره میشود. جو فوق العاده رادیکالی شکل میگیرد. با مدیریت امام خامنه ای و امام عصر(عج) و حضور موثر برخی و تصمیم هوشمندانه دکتر احمدی نژاد -که مخالفان خودش را از مخالفان نظام جدا کرد- فتنه به پایان میرسد. حالا ما یک جامعه داریم که هنوز هم آثار دو شقه شدن در آن کاملا هویداست. هر چند در 9 دی این شکاف تا حدی پر میشود، اما هیچ گاه به طور کامل پر نمیشود.

13 میلیون رای به کسی در حالیکه که رهبری نظرش روی شخصی دیگر است، نشان دهنده وضعیت جالبی نیست. دکتر احمدی نژاد تمام سعی خودش را میکند که به آن 13 میلیون بگوید که من رئیس جمهور همه هستم، حتی رئیس جمهور شمای مخالف. من یکطرفه عمل نخواهم کرد تا شما رنجیده خاطر شوید و از همه مهمتر((او سعی می کند که از رفتن این 13 میلیون یا هر چند میلیون به دامان کسانی که ثابت کردند دلشان برای اعتلای این سرزمین نمیسوزد جلوگیری کند.)) این 13 میلیون در قضایای پس از انتخابت ثابت کردند که با اینکه بی بی سی را میشناسند، ولی حاضرند به آن اطمینان کنند. این یک زنگ خطر است که اقلیتی هستند که می توانند سربزنگاه های مهم به راحتی تحت تاثیر بیگانگان قرار بگیرند و حتی((امنیت ملی)) را با تهدید مواجه کنند. احمدی نژاد از خودش مایه میگذارد تا به این دسته از مردمی که به شدت با او مخالفند بفهماند که ((ما آنطور که برای شما تصویر سازی کرده اند نیستیم…))

این اقلیت را اگر جذب نکنیم، اقلیتی هستند که چشم امید بیگانگان هستند.
آنها دشمن نیستند، خودی هستند ولی با ما اختلاف نظر دارند. تا وقتی نتوانیم این اقلیت بزرگ را جذب کنیم، دشمن همیشه برای این طیف که به دلایلی به نظام اعتماد کامل را ندارند، نقشه ها میکشد…

احمدی نژاد وارد یک کار مقدس میشود، برای اینکه به این طیف بگوید که ما آن چنان که میخواهند بگویند، دشمن نیستیم و اتفاقا ما هم به شما مانند یک خانواده علاقمندیم. سخنان امام خامنه ای در این باب فوق العاده زیبا هستند…

اما احمدی نژاد در این راه با یک مشکل بزرگ روبرو میشود: فاخته ها! طیفی از مذهبی ها که در انتخابات به پیروزی رسیدند و دیگر تحمل توجه به هیچ قشر دیگری را ندارند.
افکار این طیف آنقدر مانند جوجه فاخته خودخواهانه است که به رئیس جمهور کل ملت می گویند: یا باید ما را انتخاب کنید، یا اینها(!) را! فرض کنید که شما پدری هستید برای خانواده. یک فرزند بزرگتر دارید که مشکل حادی ندارد و فرزندی دارید کوچکتر از او که به دلیل عدم داشتن ارتباط مناسب با شما و… با دوستانی ارتباز دارد که با تفکرات اصولی شما کلا مخالفند. حال حتی اگر بخواهیم که عدالت داشته باشیم و به هر دو به یک میزان نگاه کنیم، آیا این ظلم نیست؟! مگر باید به کسانی که وضعیت گوناگونی دارند به یک سطح رسیدگی کرد؟! اتفاقا شما اگر بخواهید عادل باشید، باید به فرزندی که بیشتر در معرض لغزش قرار دارد رسیدگی بیشتری کنید…

اما شما با طیفی از مذهبی های تندرو طرف میشوید که اصلا این مساله برایشان قابل درک نیست… آنها اصرار دارند که دیگران را از دایره توجه شما دور کنند. اگر وزرای محبوبشان به هر دلیلی مورد استفاده قرار نگیرند(مانند لنکرانی) قیامت می کنند و حتما دنبال یک مقصر میگردند. اگر استانداری را قرار دهی که با مشی سیاسی آنها جور در نمی آید، یک اهرم فشار ایجاد می کنند. و در جالبترین آنها اگر یک استاندار را که حق عزل و نصبش با توست به هر دلیلی(هر دلیلی مثل ناهماهنگی با مجموعه دولت یا…) تغییر بدهی، در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن می کنند که: چرا من را برداشتی! تو حق اینکار را ندشتی! و…

در این بین این فاخته های جوان از اینکه فقط آنها مورد توجه قرار بگیرند دلسرد شدند، رو می آورند به دیگران. تصور آنها از رئیس جمهور در واقع رئیس حزب اللهی هاست که باید همه چیزش باب میل آنها باشد… و اینگونه آنها از احمدی نژاد حیران میشوند و دنبال یک عده مثل خودشان میگردند. چه چیزی مسئله را تشدید میکند؟! اینکه قدرت طلبان در گوش این آدم های ساده می خوانند که: اینها دنبال رای این جماعت هستند! و اینگونه این قشر به راحتی فریب میخورد و باورش میشود که همه اینها برای رای است!

[IMG]http://up5.*************/images/y9arpa9hsudf7dljet2s.jpg[/IMG]

یک بازی جدید برای این قشر تند مزاج میسازند: جبهه متحد یا جبهه پایداری؟!

**کم کم نوبت انتخابات بعدی میشود. صاحبان زرو زور و تزویر که خودشان را چند سالی به فرد پیروز انتخابات چسبانده بودند، میبینند که باید مسیرشان را جدا کنند چون دیگر اصلا نمیشود این احمدی نژاد را تحمل کرد. بعد از چند سال استفاده از اسم احمدی نژاد که برای آنها کرسی مجلس هشتم و اعتبار پیروزی در انتخابات دهم ریاست جمهوری را رقم زد، حالا تازه میگویند که گروه خون ما از اول به احمدی نژاد نمیخورده! این جماعت تصمیم میگیرند از احمدی نژاد عبور کنند، اما به یک کپی از او نیاز شدید دارند. پس چکار می کنند؟! برای این قشر تند مزاج “جبهه پایداری” را علم می کنند و می گویند بیایید که ما خالصیم! اما نمی توانند خیلی تابلو بگویند که این یک بازیست! پس دعوای زرگری جبهه پایداری و جبهه متحد را تا جایی که بتوانند کش میدهند و با این نقشه ماهرانه تقریبا همه را میفریبند(من هم تا حدی فریب خوردم). جبهه پایداری ها همگی مانند طبل بسیار پر و سر و صدا حرف میزنند و از آنطرف متحدی ها هم جواب میدهند. اما با آغاز موسم ثبت نام، نقشه دیگر رو میشود: شاید این اولین نشانه بود که جلالی رئیس دفتر آیت الله مصباح اعلام کرد از کرمان کاندید میشود و اسمش در لیست جبهه متحد هم هست! بعد کم کم گفتند که شاید لیست در یکجاهایی با جبهه متحدی ها مشترک هم باشد، و در انتهای بازی اعلام کردند که: شاید 90% لیست پایداری با لیست متحد یکی باشد!

بگذارید تفسیر سیاسی اش کنم: در یک بازی بین طیف های مختلف جناح راست، تصمیم میگیرند که برای عبور از احمدی نژاد و همچنین به دست آوردن طیف مذهبی تند مزاج، 10% از صندلی ها مجلس را قربانی کنند(نه بطور کامل، بلکه با یک رقابت سوری بین پایداری و متحد). آنها با یک تیر دو نشان خواهند زد: هم برای همدیگر در مکانهای مختلف تبلیغ کرده اند و هم رای کسی که با آنها نمیسازد را شکسته اند.