جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
گردنکش اما رنگ پریده از جنس مدالهای انگلیسی
تحركات سفارت انگلیس در اغتشاشات سال گذشته كشورمان، ننگ افزون دیگری بر سابقه دهها سال استعمارگری روباه پیر در ایران و 32 سال فتنهانگیزی انگلیس ملعون در سالهای پس از انقلاب است.
نقش آفرینی استعمار پیر در پیشبرد آشوب در ایران به قدری واضح و آشكار بود كه منوچهر متکی وزیر سابق امور خارجه كشورمان به فاصله 10 روز پس از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری در جمع سفرای خارجی مقیم تهران گفت: «یكی از دخالتهای انگلیسیها در انتخابات ایران اعزام مسافرانی بود که با اهداف خاص اطلاعاتی و امنیتی به ایران میآمدند. تعداد این مسافران به حدی افزایش یافت که پرواز معمولی و کوچک خط تهران – لندن به یک هواپیمای جمبوجت بوئینگ 747 تبدیل شد.»
سمپاشی انگلیسی در کف خیابان
اما انگلیسیها در فضای سال گذشته فقط در بعد رسانهای و اطلاعاتی- امنیتی علیه ایران سمپاشی نكردند، آنها حتی با اعزام نیرو و تقویت آشوبگران در كف خیابان، دخالتهای خود را بروز میدادند.
شاهد این ادعا اظهارات محسنی اژهای وزیر وقت اطلاعات است كه 20 روز پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری طی مصاحبهای گفت: «ازجمله كارهایی كه سفارتخانه انگلیس انجام داده این بود كه تحت پوشش نیروهای محلی، افرادی را در بین اغتشاشگران میفرستاد و مطالب مورد نظر خود را هم به آنها و هم به جامعه القا میكرد.»
قیل و قالی به دنبال هیاهوی انقلابیون نقابدار
سفارتخانه انگلیس حتی بعد از ساکت شدن هیاهوی انقلابیون نقابدار باز هم ساختارشکنان موسوم به جنبش سبز را عامل مؤثری برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامیمیدانست و با ارسال کمکهای آشکار و پنهان به آنان سعی داشت تا آتش زیر خاکستر فتنه را شعلهور کند. علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس کمتر از دو هفته پیش در این باره توضیح داد: «دولت انگلیس دخالت مستقیمیدر تصویب قطعنامههای غیرقانونی متعدد شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامیایران داشت و همچنین نقش این دولت در طرحریزی و ساماندهی فتنه 88 برای ما آشکار و مشخص است.»
بروجردی همچنین با بیان اینکه این دولت همچنان سیاستهای خصمانه خود علیه جمهوری اسلامیایران را ادامه میدهد، گفته بود: «اینکه سفیر این کشور در تهران با گستاخی و بیادبی نسبت به مسائل داخلی ما اظهارنظر میکند یک نمونه از این واقعیت است که انگلستان همچنان رفتارهای گذشته خود را ادامه میدهد.»
سایمون گس در هفتههای گذشته به بهانه روز جهانی حقوق بشر، وضعیت حقوق بشر را در ایران زیر سؤال برد و با انتشار مقالهای توهین آمیز در سایت وزارت خارجه انگلیس، انتقادات مسئولان كشورمان را برانگیخت.
گستاخی و بیادبی به هم آمیخته شد
با این حال انگلستان رفتارهای گستاخانه خود را ادامه داد و بیادبی سفیر این کشور در تهران نیز ادامه داشت تا آنکه اکنون میبینیم گستاخی و بی ادبی به هم آمیخته شده و سایمون گس سفیر استعمار پیر در تهران از سوی ملکه انگلستان نشان «سر» را دریافت کرده است.
طی یک تحقیق کوتاه میتوان به راحتی فهمید که سابقه اعطای این لقب در انگلستان و اهدای نشانهایی از این دست توسط دولتهای سلطهجو به کسانی بوده است که در مسیر سیاستهای استعماری قدم زدهاند و با دخالت در امور سایر کشورها، منافع هوس آلود را پیگرفتهاند.
سلمان رشدی ملعون: «سلمان رشدی» یکی از آن افراد است که سالها پیش از گس توانست لقب سر را از ملکه انگلستان دریافت کند. او کسی نبود غیر از نویسنده کتاب آیات شیطانی. کسی که به پیامبر اسلام توهین کرده بود و طبق فتوای امام (ره) مهدور الدم شناخته شده بود که بر همین اساس هنوز در فرار و ترس به سر میبرد.
ویل راجرز روانی: ناخدا «ویل راجرز» فرمانده ناو وینسنس نیز پس از انجام خیانت هولناک حمله به هواپیمای ایرباس ایران در 12 تیر سال 67 گرچه گفت که «سنگینی این بار را تا پایان عمر به دوش خواهم کشید» اما چندی بعد از این اقدام وحشیانه، دولتمردان امریکا به فرمانده این رزم ناو نشان «لیاقت» دادند. راجرز کسی نبود غیر از قاتلی که در بین کشتهشدگان حادثه ایرباس، 65 کودک را تکه تکه کرده بود. البته بگذریم از آنکه وی بعدها به عاقبت خلبان امریکایی که بر سر هیروشیما بمب اتم فرو ریخته بود، گرفتار آمد و روانه تیمارستان شد.
جان ساورز جاسوس: جان ساورز 63 ساله نیز دارای لقب افتخاری «سر » از ملكه انگلیس است. او تا سال گذشته سفیر انگلیس در سازمان ملل بود و اکنون رئیس سازمان اطلاعات و جاسوسی خارجی انگلیس موسوم به «امای 6» است که اخیراً در یک کنفرانس خبری بیسابقه بر خرابکاری کشورش در پیشبرد برنامههای هستهای ایران اذعان کرد.
مانا نیستانی سایهای از کاریکاتوریست دانمارکی: تصمیم «شبکه بینالمللی مدافع حقوق کاریکاتوریستها» (CRNI) برای دادن جایزه سال ???? شجاعت در کاریکاتور مطبوعاتی به مانا نیستانی به خاطر انتشار کاریکاتور نژادپرستانه و تحقیرآمیز در سال ???? علیه جامعه آذربایجانی در ایران و همچنین اهدای نشان و تقدیر از كاریكاتوریست دانماركی كه با تصاویر توهینآمیز به پیامبر اسلام (ص) در سال 2005 موجب خشم و انزجار مسلمانان شد، از جلوههای آشکاری است که سیاستهای خصمانه دولتهای غربی علیه ایران و اسلام را ثابت میکند.
پروژه ایران هراسی و اسلام ستیزی
همه این موارد در کنار صدها مورد دیگر که فقط اشاره ای کوتاه به تمامیآنها چندین جلد کتاب را تشکیل میدهد، حاکی از یک پیام به جامعه جهانی است که علیه ایران و اسلام عمل کنید تا تشویق شوید و جایزه بگیرید.
این پروژهای است که غرب زیر لوای «ایران هراسی و اسلام ستیزی» سالهاست دنبال میکند و پس از اغتشاشات اخیر تهران نیز این مأموریت را به سایمون گس داد تا وی که در قلب ایران و اسلام به سر میبرد، بتواند آتش بیار معرکه باشد. اما اغتشاشات تمام شد و سفیر هتاک انگلیس هم نتوانست خواستههای دولت متبوع خود را برآورده کند. ناتوانی وی در تحقق اهداف استعماری انگلیس به قدری عمیق بود که گویا اشک ملکه را درآورد و اطرافیان را بر آن داشت تا برای تسکین خاطر او هم که شده، تلاشها و خیانتها و خباثتهای گس علیه ایران را یادآوری کنند تا یک نشان «سر» به آقای سفیر تعلق گیرد و بدین طریق ناکامیها را دور زده باشند و از یک مسیر دیگر حتی بهاندازه ذرهای توفیق قبولی عمل و تأثیر دخالت و خیانت را در چشم جهانیان نشان دهند. انگلیسیها با این اقدام نشان دادند که آنان تمامیکسانی را که به ایران و اسلام خیانت کنند یا لااقل این قصد را در نیت خود بپرورانند و گردنکش در این عرصه باشند، دوست میدارند و «سر» خطابشان میکنند.
نقض حقوق بشر و جنگ نوین نرم
اینگونه اقدامات که البته به استعمار پیر محدود نمیشود و بسیاری از دولتهای مستقر در قلمرو نظام سلطه را در بر میگیرد، نشانگر جنگ دول سلطهجو با ملل مستقل است. این یعنی نقض حقوق بشر در سطوح پنهان. آنان در عین حال که سایر کشورها را به دلیل رعایت قوانین مدنی محکوم به نقض حقوق بشر میکنند، چتر حمایتی خود را بر سر کسانی میگسترانند و به افرادی نشان و مدال میدهند که آشکارا علیه حقوق بشر اقدام کرده و منفور یک جامعه مدنی و دینی هستند. هرچند که رنگ پریدگی این نشانها و هدایا با اعطای جایزه صلح نوبل به افرادی نظیر باراک اوباما، اظهر من الشمس میشود، اما اعطای نشان سر به سایمون گس سفیر هتاک انگلیس در ایران از سوی ملکه انگلستان یکی از مثالهای اخیر و مصداقهای بارز از نقض حقوق بشر و جنگ نوین نرم مدعیان حقوق بشر است.
[ad_2]





