جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
یه روز یه ترکه، یه رشتیه و یک لره…
یه روز یه ترک
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.
یه روز یه لره بودکریم خان زند
ساده زیست ، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.
یه روز یه کرده بود،
صلاح الدین ایوبی
که تو جنگ های صلیبی جلوی سپاه متجاوز غرب ایستاد.
یه روز یه ترکه بود،
شاه عباس صفوی
پرتقالی هارا از جنوب ایران بیرون کرد.
یه روز یه نیشابوری بود،
عطار نیشابوری
وقتی مغول ها به ایران حمله کردند،کتاب شعر را بست و زره به تن کرد و شهید عرفان شد.
یه روز یه ترکه بود،
بابک خرم دینتا پای جان جلوی سلسله ی بنی عباس ایستادگی کرد.
یه روز یه مشهدیه بود،
ابومسلم خراسانی که…
یه روز ما همه با هم بودیم.. ،ترک و رشتی و لر و اصفهانی و
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به همدیگه می خندیم،؟!!!
و اینجوری شادیم !!!!.. ؛
این از فرهنگ ایرونی به دور است.آخه این نسل جدید ،نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند
پس با هم بخندیم نه به همدیگه.
از خودمون شروع کنیم و ترک کنیم این عادت بد رو ..
.اگه موافقید ، این رو به همه کسانی که می شناسید فوروارد کنید .
[ad_2]




