گره افتادن در کار و راههای رهایی
گاهي اوقان همه امور زندگي به هم مي پيچد و به هر دري ميزنيم به بن بست مي خوريم و در بهتي عجيب فرو مي رويم که اين چه حکايتي است که چنين ما را متحير کرده است؟ علت اين همه گرفتاري و دربه دري چيست ؟ چگونه مي توان از اين تنگنا خلاصي يافت ؟
در پاسخ به اين پرسش ها بايد مقدماتي را ذکر کنيم که در تبيين شرايطي که اسير آن ها هستيم مي تواند راهگشاي ما باشند .
بعضي از ما انسان ها شبيه به بازيکن فوتبالي مي مانيم که بدون هيچ شناخت و درکي از بازي فوتبال و قوانين آن وارد زمين شده و مشغول به بازي شده ايم ؛ لذا بي هدف به هر طرف حرکت کرده دروازه ي خودي را از رقيب تشخيص نمي دهيم . از زمين خوردن خود ناله ها و شکايتها داريم و از گل خوردن دچار يأس و نا اميدي مي شويم و ….
در حالي که يک بازيکن فوتبال بايد بداند که مدت زمان بازي چقدر است ؟ قوانين و احکام بازي چيست ؟ قدرت رقيب تا چه حد است؟او بايد بداند زمين خوردن لازمه ي بازي است اما خاتمه ي آن نيست ؛ بلکه بايد بلافاصله بلند شده مبارزه را از نو شروع کند . هر گاه بي دقتي کرد و گل خورد بايد در فرصت باقي مانده تلاش کند و رقيب را شکست دهد و ….
دنيا محل بازي ماست و قوانين خاص خود را دارد و تا زماني که به احکام و دستورات نحوه ي بازي در آن آگاه نباشيم واله و سرگردان خواهيم بود و جز شکست نصيبي نخواهيم داشت . ولي فرق اصلي بين دو مثال مذکور اينست که ايفاي نقش در دنيا حقيقتي است که استعدادهاي انسان را شکوفا کرده سعادت يا شقاوت ابدي را به بار مي آورد ؛ ولي بازي در فوتبال تنها سرگرمي و ورزش است .
خداوند مهربان ما را آفريد و در وجود مان استعدادهاي فراواني قرار داد تا در اثر مواجهه ي با سختي ها و مشکلات حرکت صحيح و برنامه ريزي دقيق آن استعدادها شکوفا شود و مدت زمان تلاش و کوشش در اين جهت را نيز ايام عمري قرار داد که بتوانيم بهترين بهره را ببريم .
گاهي اوقات خواسته انسان را دير مي دهند و به تاخير مي اندازند ولي خوب و مناسب و در خور مي دهند بنا بر اين نبايد عجله داشت و نا اميد شد. هر کاري به موقع خود درست مي شود
بعنوان مثال به يکي از قوانين حاکم بر زندگي دنيا اشاره مي کنم : – دنيا دار تزاحم و مشکلات فراوان است . انتظار زندگي کردن بدون سختي و مشکلات انتظاري نا بجا و بدور از واقعيت است . لذا اگر با اين آمادگي با سختي ها و مشکلات روبرو شويم تحمل سختي ها برايمان راحت تر شده و بدنبال حل مشکل مي گرديم
واقعيت ديگر زندگي اينست که:
داشتن مال و ثروت و جاه و مقام دليل بر دوست داشتن خداوند و عزت نيست ؛ از طرفي فقر و عدم برخورداري از جاه و جلال اجتماعي نيز دليل بر خواري و عدم علاقه ي خداوند نسبت به بنده نيست.
« فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيقُولُ رَبِّي أَکْرَمَنِ َو أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيهِ رِزْقَهُ فَيقُولُ رَبِّي أَهانَنِ» (فجر/15)
اما هر گاه خداوند انسان را آزمايش کند و به او اکرام و نعمت دهد مي گويد: پروردگارم گراميم داشت و اما هرگاه او را بيازمايد و روزيش را تنگ گيرد مي گويد: پروردگارم خوارم ساخت ؛ نه هرگز چنين نيست… .
لذا وقتي به زندگي ائمه اطهار ( عليهم السلام ) که بهترين خلق خدا بودند نگاه مي کنيم مي بينيم که سراسر زندگي آنها توام با سختي و مشکلات بود ؛ اما نکته ي قابل توجه در زندگي آن ذوات مقدس و نوراني اين است که آنها در مقابل مشکلات سر خم نمي کردند و از پاي نمي نشستند ؛ بلکه تکليف و وظيفه ي خود را انجام مي دادند يا سختي برطرف مي شد و يا نمي شد ! مهم اينست که سختي ها پله هاي عروج مؤمنند ؛ بايد ياد بگيريم چگونه از اين پله ها بالا برويم .
حکمت الهي ايجاب مي کند که هر کس راه خير و شر را بي هيچ اجباري انتخاب کند :
«انا هديناه السبيل اما شاکرا ً و اما کفورا» ؛ ما انسان را راهنمايي کرديم يا شکر گزار خواهد بود و يا نا سپاس .
– ممکن است مشکلات به وجود آمده از بي کفايتي و عدم تقواي خانواده نباشد بلکه بنا بر حکمت الهي با اين سختي دست به گريبان شده باشند . در اين صورت بدان که مورد توجه خاص خداوند هستيد ؛ چرا که :
هر که در اين درگه مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند
تنها کافي است نيم نگاهي به زندگي حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) و پدر بزرگوار و همسر عزيز و فرزندان دلبندش بياندازيم و ببينيم اينها که گل سر سبد خلقت بودند با چه مشکلاتي دست به گريبان شدند . لذا دستور حضرت حق است که در همه چيز آنها را الگو و رهبر قرار داده و از آنها پيروي کنيم ؛ «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم» ؛ از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنيد .
منظور از بيان اين نکات اين نيست که در مواجهه ي مشکلات دست روي دست گذاشته و تنها تحمل کنيم ؛ بلکه بايد به بهترين وجه ممکن در رفع مشکلات کوشش کرد .
دور گردون ، گر، دو روزي بر مراد ما نرفت دائما يکسان نباشد حال دوران غم مخور
با تکيه بر خداوند که تکيه گاهي مثل او نيست و توسل بر پاکاني که واسطه هاي فيض هستند و همچون آنان در پاکي و طهارت وجود ندارد و نيز با مشورت با صاحب نظران به آنچه تکليفت مي باشد عمل نما و منتظر دستگيري حضرت حق باش .وبدان که اگر گناه در زندگي وارد شود مشکلات را بدنبال دارد،سعي کنيد وظائف ديني را انجام داده واز گناهان بطور کلي دوري نمائيد تا مشکلات حل شود.
راه هاي رهايي از گرفتاري ها
1– گاهي اوقات خواسته انسان را دير مي دهند و به تاخير مي اندازند ولي خوب و مناسب و در خور مي دهند بنا بر اين نبايد عجله داشت و نا اميد شد. هر کاري به موقع خود درست مي شود .
2- قاعده کلي اين است که اگر چيزي زود به دست آيد انسان قدر آن را نمي داند ولي اگر پس از زحمت و سختي و جستجو به دست آيد انسان قدر آن را بيشتر مي داند و در کام انسان لذيذتر و گواراتر است
3- گفتن ذکر نوراني لا حول و لا قوه الا بالله و نيز ذکر : يا فتاح با توجه به معناي آنها در رسيدن به خواسته ها موثر است .
4- سعي کنيد گناهي اگر در زندگي تان هست ترک کنيد و زياد استغفار بگوييد. اين ذکر کليد حل بسياري از مشکلات است و روزي را زياد مي کند.
5- از نماز و روزه کمک بگيريد. ائمه اطهار (عليهم السلام) هنگامه مشکلات نذر روزه مي کردند. و از اين طريق حل مشکل را از خداوند مي خواستند.
6- توصيه مي کنيم با نيت خالص به زيارت امام هشتم عليه السلام برويد و از مقام ولايت ايشان در رفع مشکل کمک بخواهيد و ايشان را واسطه ميان خود و خداوند قرار دهيد.
بي شک مهم ترين عامل در شکل گيري اين موانع و گره ها گناهان و ترک واجبات الهي است که توفيق را از انسان سلب کرده و موجب پيچيده شدن و برخورد امور با موانع مي شود
جمع بندي نهایی در رابطه با موضوع دفع بلا و گره افتادن
1- گره افتادن در کار موضوعي درست است و با اصول و مباني اعتقادي و آيات و روايات هماهنگ و موافق است .
2- معناي گره افتادن در کار هموار نبودن مسير امور و برخورد آنها با موانع و مشکلاتي است که سد راه به نتيجه رسيدن آنها است.
3- عوامل فراواني در ايجاد گره در کارها نقش دارند برخي شناخته شده و برخي ناشناخته هستند ولي مهم آن است که نوعا اين گره ها نتيجه اعمال و رفتار و نيت هاي بد خود ما است و در واقع از ما است که بر ما است .
4- بي شک مهم ترين عامل در شکل گيري اين موانع و گره ها گناهان و ترک واجبات الهي است که توفيق را از انسان سلب کرده و موجب پيچيده شدن و برخورد امور با موانع مي شود .
5- بر همين اساس است که در منابع اسلامي و روايات اهل بيت –عليهم السلام- براي از بين بردن اين موانع و گشودن اين گره ها دستور استغفار و توسل به اهل بيت داده شده و اين معنايش اين است که گناهان مانع ساز مي باشند و بايد با استغفار و طلب مغفرت از خداوند و طلب توجه از انوار اهل بيت عليهم السلام موانع و مشکلاتي را که با گناه و معصيت ايجاد شده از ميان بر داشت و زمينه نزول رحمت و فيض الهي و مهيا شدن توفيق را فراهم ساخت .





