: چون نتایج مسائل فرهنگی زودبازده نیست و ممکن است 10 یا 15 سال طول بکشد تا مساله ای مثل سبک زندگی نتیجه دهد لذا این دیربازدهی باعث می شود تا برخی مسئولین نتوانند از قبال کارهای فرهنگی برای خود تبلیغات انتخاباتی کنند از همین رو بهترن ابزار را در ساخت و سازهای بدون پیوست فرهنگی می بینند.

به گزارش سرویس سبک زندگی بی باک، دومین مناظره کاندیدای ریاست جمهوری با مضوع مسائل فرهنگی و اجتماعی دیروز برگزار گردید. در این مناظره عموم کاندیداها کوشیدند تا از خود رفع اتهام بکنند و دیگری را عامل آسیب های فرهنگی کشور معرفی کنند. علاوه بر روحانی و رضایی، قالیباف نیز نوک پیکان حملات خود را علیه شورای عالی انقلاب فرهنگی نشانه گرفت و مشکل وضعیت فرهنگی شهر تهران را تنها در کم کاری این شورا دانست.

با توجه به تفکری که الان بر کارهای سازندگی مخصوصا در تهران مطرح است باید خود تفکر و گفتمان را مورد بررسی قرار دهیم، نگاه مسئولین در ساخت و ساز شهر تهران یک نگاه خاص است و به نظر می آید کارگزاران شهری معتقد هستند که توسعه به هر قیمتی باید صورت گیرد ولو به تغییر ایدئولوژی منجر شود.

این موضوع در سخنان و مطالب آقای شهردار مشهود است که عنوان می کند؛ در صورتی ما موفق به توسعه در تهران و کشور می شویم که همراه با تغییرات ایدئولوژیکی باشد.

این ایدوئولوژی همان ارزش ها و باورهای دینی ماست. اگر بنا باشد که توسعه ای مبتنی بر تغییر ارزش ها و باورها و اصولمان صورت بگیرد، این همان توسعه غربی است. بنابراین با این تحلیل، توسعه از دیدگاه این آقایان مبتنی بر توسعه غربی است.

: زمانی که این افراد می گویند؛ در صورتی ما در توسعه موفقیم که نظم حاکم بر منطقه را بپذیریم، آیا منظورشان نظم جهانی حاکم بر منطقه و خاورمیانه است که یک بعد آن به رسمیت شناختن وجود اسرائیل و نادیده انگاشتن حق فلسطینی ها است؟! این یعنی در صورتی در توسعه مورد نظر این افراد موفق می شویم که نظم حاکمی را که استکبار بر منطقه تعریف کرده است را بپذیریم و این با مبانی دینی ما سازگار نیست. بنابراین به نظر من سازندگی از دیدگاه شهرداری تهران، مبتنی بر مدل غربی است که بعد از بروز این تفکرات بود که مقام معظم رهبری بحث تکنوکراسی و تکنوکرات ها را عنوان کردند.

برخی کاری ندارند که در فرهنگسرا چکار می کنند؟! بطور مثال در فرهنگسرا خواستند موسیقی بنوازند یا نماز بخوانند یا مثلا نوشیدنی بخورند.
بحث اصلی این است که اول نمازخوان را پیدا باید کرد و بعد مسجد درست کنند.
اول برنامه برای فرهنگسرا تنظیم کنید بعد فرهنگسرا بسازید، ابتدا برنامه فرهنگی را برای پارک ها و زیباسازی شهر و معماری اسلامی و دینی انجام بدهید و بعد ساخت و ساز را شروع کنید. اینکه می گویند در دنیا برج می سازند و دریاچه درست می کنند، پس ما هم برج می سازیم و دریاچه می زنیم درست نیست زیرا چقدر این ساخت و ساز هایی که عامل فرهنگ اسلامی در آن دخیل نیست در آدم سازی و انسان سازی ما مؤثر است؟
مخالف ساخت و ساز نیستیم بلکه مخالف کارهایی هستم که پیوست فرهنگی اش را نایده گرفته اند.

البته این اشکال تنها به شهرداری تهران مربوط نیست بلکه به بسیاری از دستگاه ها مربوط می شود که آیا برنامه ای برای ترویج مسائل فرهنگی دارند یا نه؟ به سرعت کارهای سخت افزاری صورت می گیرد پس نقش مباحث و لوازمات نرم افزاری چه می شود؟

مسئولین شهری تهران اصلا در ساخت و سازها، برنامه فرهنگی ندارند. بعد می گویند؛ برنامه های فرهنگی و نرم افزاری مربوط به حوزه های علمیه و شورای انقلاب فرهنگی است و ما فعلا پل و مترو و دریاچه می سازیم!

این نوع فعالیتها را آمریکا هم حاضر است انجام دهد. شاه هم که شعار بسوی تمدن بزرگ را می داد و می گفت؛ “می خواهم ایران را مثل آمریکا بسازم و سرتاپا فرنگی شویم” همین کارها را اگرچه در مقیاس کمتر انجام می داد.

آنچه الان در کشور ما مهم است و دنیا از آن وحشت دارد؛ ترویج سبک زندگی دینی و ترویج فرهنگ دینی و بومی سازی ساخت و سازها مبتنی بر آداب و رسوم و فرهنگ خودمان است.

متأسفانه توسعه مورد ادعای برخی مسئولین کشور به شکلی صورت می گیرد که افراد خارجی که وارد برخی مناطق و مراکز کشور می شوند می گویند؛ فرهنگ رایج در مراکز عمومی و خیابان های شما با آمریکا و کشوهای اروپایی فرق زیادی ندارد.

: آمریکا نتوانست از لحاظ سیاسی و نظامی بر ما سیطره پیدا کند اما بواسطه عدم اعتقاد برخی مسئولین به مسائل فرهنگی، طوری ساخت و ساز را انجام داده‌ایم که هر کسی می آید می گوید که مردم تهران یا ایران مانند آمریکایی ها زندگی می کنند، تابلوهای شهری، لباس ها، خیابان ها، پارک ها و آبنماها همه یک فرهنگ غیر ایرانی و غیراسلامی که متناسب با روح و فرهنگ مردم ما نیست را نشان می دهد.

خوب است که آقایان مسئول در شهرداری تهران قبل از اینکه بخواهند به فکر سخت افزار باشند، محتوا و نرم افزار را تبیین و سپس محتوای فرهنگی را تعریف کنند و بعد به مسائل سخت افزاری و زیر ساخت های عمرانی بپردازند.

از آنجا که مسائل و کارهای فرهنگی، خیلی دشوار و دیر بازده است و کمتر قابل ارزیابی و سنجش می باشد لذا مسئولین شهرداری تهران به کارهایی روی می آورند که مردم بصورت محسوس و به چشم ببینند و قابل سنجش و ارزیابی باشد. مثلا بتوانند بگویند؛ 25 کیلو متر بزرگراه امام علی(ع) ساختیم، چند کیلو متر تونل توحید و فلان دریاچه را ساختیم. بنابراین مسئولین شهرداری تهران با نگاه حسی گرایانه، لمسی گرایانه، تجربی گرایانه و پوزیتویستی به مسائل شهری وارد می شوند که نتیجه آن دست برداشتن از مسائل فرهنگی می باشد چرا که امور فرهنگی لمسی و حسی نبوده و نتایج آن قابل ارزش گذاری نیست.

عده ای بدلیل اینکه مسائل ساخت و ساز در چشم است و مردم می بیننند و مسئولین راحت می توانند
مردم برای آب و نان و خیابان و درخت مطالبه دارند و در مورد مسائل فرهنگی مطالبه مستقیم بعضا ندارند، مسئولین هم با این بهانه می گویند که مردم چیزی نمی خواهند و چرا ما خود را به درد سر بیاندازیم و وارد مسائل فرهنگی شویم. بنابراین برویم سراغ آنچه که مردم مطالبه دارند مردم هم دریاچه و برج میلاد و تونل توحید می خواهند لذا از این جهت مسائل فرهنگی را به پشت سر می اندازند.

چون نتایج مسائل فرهنگی زودبازده نیست و ممکن است 10 یا 15 سال طول بکشد تا مساله ای مثل سبک زندگی نتیجه دهد لذا این دیربازدهی باعث می شود تا برخی مسئولین نتوانند از قبال کارهای فرهنگی برای خود تبلیغات انتخاباتی کنند از همین رو بهترین ابزار را در ساخت و سازهای بدون پیوست فرهنگی می بینند.

نکته مهم تر این است که در کارهای فرهنگی مدل و الگوی خارجی وجود ندارد و خود مسئولین باید بر اساس بومی سازی، الگوی فرهنگی تهیه کنند لذا حاضر نیستند کارشناس ها بنشینند و وقت بگذارند تا به یک نتیجه مطلوب برسند اما برج سازی و مترو و مدل تونل سازی و مدل دریاچه و پارک الگوی غربی دارد لذا راحت الگو برداری می کنند و با پولهای هنگفتی که در اختیار دارند، اقدام به ساخت و ساز می کنند.

: شهرداری تهران هم مثل برخی جاهای دیگر که می توانند کار فرهنگی کنند، از کارهای فرهنگی فراری است و این باعث رنجش خاطر مقام معظم رهبری و سایر بزرگان و دلسوزان است و همیشه آرزو می کنند ای کاش مسئولین به مسائل فرهنگی می پرداختند. بنابراین ما باید ببینیم که چه اقدامی به مصلحت مردم است و خداوند متعال و امام و شهدا از ما چه خواسته اند بعد از آن شروع به کار کنیم.