پرنده ای از بهشت …

عمارة بن زید به امام نقی الهادی علیه السلام عرض کرد:آیا می توانی به آسمان صعود کنی و چیزی بیاوری که در زمین نیست تا یقین پیدا کنیم؟
پس امام به هوا برخاست. من به او نگاه می کردم تا از دیدم پنهان شد. سپس برگشت و با خود پرنده ای طلایی آورد که در گوش هایش گوشواره ی طلا و در منقارش درّ بود. در حالی که می گفت:

هیچ معبود به حقی جز خدا نیست، محمّد پیامبر خدا و علی ولیّ خداست.

امام نقی علیه السلام فرمود: این یکی از پرندگان بهشت است.
سپس رهایش کرد و او برگشت.


دلائل الامامة: 413 ح 5، مدینة المعاجز 7: 442 ح 23.