جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
پايان نامه خرگوش
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچهتمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد. روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟ خرگوش: دارم پايان نامه مينويسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟
خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوشچطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مينويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نميخورند.
خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال منبيا. خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي ازلانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همين حال، گرگي از آنجا رد ميشد. گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟
خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يکخرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.
گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفاترو چاپ کني؟
خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟ بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت وبه کار خود ادامه داد. حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها واستخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.
درگوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خودبود.ـ پايان
———— ——— –
نتيجه
هيچ مهم نيست کهموضوع پايان نامه شما چه باشد
هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پاياننامه تان داشته باشيد
آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شماکيست؟!!!!منبع:ببخشید یادم رفته بود save کنم
[ad_2]




