َشایعه

خانه » َشایعه

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

َشایعه

[align=center]شایعه[/align]

زني شايعه اي درباره همسايه اش را مدام تكرار كرد. در عرض چند روز، همه محل داستان را فهميدند. ‏شخصي كه داستان درباره او بود عميقاً آزرده و دلخور شد:cry:. بعداً، زني كه آن شايعه را پخش كرده بود متوجه ‏شد كه كاملاً اشتباه مي كرده. او خيلي ناراحت ش:cry:د ونزد خردمندي پير رفت و پرسيد براي جبران اشتباهش چه ‏مي تواند بكند.‏

پيرخردمند گفت: « به فروشگاهي برو و مرغي بخر و آن را بكش. سر راه كه به خانه مي آيي پرهايش را ‏بكن و يكي يكي در راه بريز» زن اگر چه تعجب كرد، آنچه را به او گفته بودند انجام داد.‏

روز بعد، مرد خردمند گفت: «اكنون برو و همه پرهايي را كه ديروز ريخته بودي جمع كن و براي من ‏بياور» زن، در همان مسير، به راه افتاد، اما با نا اميدي دريافت كه باد همه پرها را با خود برده. پس از ‏ساعتها جستجو، با تنها سه پر در دست، بازگشت.‏

[align=center]خردمند پير گفت: « مي بيني؟ انداختن آنها آسان است اما باز گرداندنشان غير ممكن است. شايعه نيز چنين ‏است. پراكندنش كاري ندارد، اما به محض اين كه چنين كردي ديگر هرگز نمي تواني كاملاً آن را جبران ‏كني».:happy:[/align]‏

:rose::rose:

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا