بي خيال تحريم ها و قطعنامه ها
استوار ايستاده اي
و خم نمي شوي
جز براي اداي نماز

تو آن پرنده اي
كه تمام صيادها
برايت قفس ساخته اند

تو آن نخل تناوري
كه با موريانه هاي هيچ تحريمي
از پاي در نمي آيد

قطعنامه ها و تحريم ها
لطيفه هاي بي مزه اي هستند
كه تنها
سطل هاي زباله را پر مي كنند.

تو آن قدر خوشبو هستي
كه بوي گند قطعنامه هاي سازمان ملل
مشامت را نمي آزارد.

به تو تكيه مي كنم
كه بزرگتر از تاريخي
و مي شود
در سايه سارت بزرگ شد.

دنيا تعظيم كرده است
تو قد افراشته اي
ميهن گلهاي محمدي!

شب انديشان
چراغ خانه ات را خاموش مي خواهند
«ميهمن آفتابي» من!

به تماشاي سربلندي‌ات آمده اند
سر بزيران تاريخ
كه از گورهاي خويش فراري شده اند.

در خيزشي شگرف
مي سازمت
باشكوه تر از شهر آفتاب
با قدرتي
به همت مردان انقلاب

روبروي نامت
گل سرخي شكفته مي شود
وقتي
پرچم خوش رنگ تو بالا مي رود

هر برگي مي شكفد
پرچمي ست
كه سربلندي بي بديل تو را
فرياد مي كشد.

خورشيد فردا
از شانه هاي تو طلوع مي كند
ايران من!

نامت را كه مي شنوم
كلاهم را صاف مي كنم
و به احترامت مي ايستم
در صفي از موج هاي از جنگ برگشته

تنها نه من
از شكوه تو مي گويم
كه اين
ميراث تمام عاشقان ميهن است..

عبدالرحیم سعیدی راد