حميدرضا شکوهي

دولتمردان، از شخص رئيس جمهور گرفته تا عوامل ديگر مرتبط با دولت، تمايل دارند همه تقصيرها را به گردن عوامل بيرون از دولت بيندازند و خود را مبرا از هر عيب و ايرادي جلوه دهند. جالب اينجاست که عوامل بيروني هم اغلب عواملي مبهم و ناشناخته هستندکه با عباراتي مثل «بعضي ها»، «برخي ها»، «افرادي» و عبارات مشابه آن معرفي مي شوند. دو نمونه بارز آن اظهارات ديروز محمود احمدي نژاد در همايش مشاوران جوان و اظهارات استاندار تهران در نشستي خبري بود که خودگوياي همه تصوراتي است که دولتمردان درباره ديگران دارند. آقاي احمدي نژاد ديروز با اشاره به وضعيت اخير بازار سکه و ارز گفت: «طرف خودش بازار سکه و ارز را خراب کرده و چند صد ميليارد دلا ر بالا مي کشد و بعد دولت را متهم مي کند.» بعد هم گفته: «کسي که 150 ميليارد تومان برده زماني که به او مي گوييم برگرداند، مي گويد به ما تهمت نزنيد اما جايي ديگر 10هزار تهمت مي زند و ککش هم نمي گزد.» استاندار تهران هم گفته: «افرادي که به افزايش قيمت سکه و ارز دامن مي زدند شناسايي شده اند.» او همچنين گفت که عده اي ماموريت دارند دولت را از کار بيندازند.
البته آقاي احمدي نژاد نگفته آن کسي که بازار سکه و ارز را خراب کرده و پول بالا کشيده و آن کسي که 10 هزار -دقت کنيد: ده هزار – تهمت مي زند و ککش هم نمي گزد چه کسي بوده; همانطور که استاندار او هم نمي گويد اين افرادي که به افزايش قيمت سکه و ارز دامن مي زنند يا آنهايي که ماموريت دارند دولت را از کار بيندازند چه کساني هستند. از اين موضوع مي گذريم که اگر اين اظهارات- که مسبوق به سابقه هم هست و بارها از طرف شخص رئيس جمهور و ساير دولتمردان به ويژه در حوزه اقتصاد مطرح شده- واقعيت دارد، چرا اين افراد به جامعه يا حداقل به دستگاه قضايي معرفي نمي شوند؟ يک يادآوري کوچک هم اين است که آقاي احمدي نژاد زماني از وجود ليست مفسدان اقتصادي در جيب کتش خبر داده بود اما هيچ گاه آن ليست را رو نکرد و رئيس دستگاه قضا هم به صراحت اعلا م کرد که ليستي به دستش نرسيده است. پس چرا دولتمردان اينقدر اصرار دارند تقصيرات را به گردن موجودات موهوم بيندازند؟ آيا دولت، در مورد هيچ معضلي، حتي معضل مهم نابساماني بازار ارز و طلا – که عل رغم وعده هاي فراوان هنوز هم به ثبات نرسيده- هيچ تقصيري به گردن ندارد و همه تقصيرات، مربوط به همان موجودات فرضي و نامشخص است؟ به نظر مي رسد اين تاکتيک ها ديگر بيش از حد نخ نما شده است و مردم نمي توانند بپذيرند همه تقصيرات را به گردن «بعضي ها» و «عده اي» بيندازند. هر چند نوشتن در مورد اين موضوع چندان فايده اي در تغيير عملکرد دولت ندارد و دولت در يک سال و نيم باقي مانده از عمرش هم احتمالا همان راه خود را طي مي کند. اما کمترين فايده اين نوشته اين است که حداقل وجدانمان راحت شود که حرفمان را زده ايم تا مبادا فکر کنند ما انداختن تقصيرها به گردن «بعضي ها» و «برخي ها» را باور داريم.