جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
هرگز خود را با ديگران مقايسه نکنيم!
هرگز خود را با ديگران مقايسه نکنيم!
همه ما انسانها به نوعي در فرايند زندگي و روابط روزمره شخصي و اجتماعي با رويدادها و اختلالاتي مواجه مي شويم. نوع نگرش و برخورد ما با مسائل مي تواند تعديل کننده هيجانات، استرس ها و قضاوت هاي ما در مورد اتفاقات و حوادث يا نوع برخوردمان با ديگران باشد. در اينجا به مواردي اشاره مي کنيم که انجام آن مي تواند سطح آگاهي ما را عميق تر و نوع نگرش ما را نسبت به رويدادها و حوادث تغيير داده، به نحوي که آرامش و فضاي سالم براي خود و ديگران فراهم آوريم:
هرگز خود را با ديگران مقايسه نکنيم
اين مقايسه غيرمنطقي و غير عادلانه است و به جايي نمي رسد مگر تضعيف عزت نفس ما. هر يک از ما عوامل وراثتي، شرايط اجتماعي و دوران کودکي متفاوتي دارد. مهارت هاي تحصيلي و تجربه زندگي هر شخص با ديگري تفاوت دارد. بنابراين چگونه مي شود مقايسه اي واقعي بين خود و ديگري انجام دهيد؟ هر روز کارهايي مي کنيم که شايد کم اهميت به نظر برسد، اما در واقع بسيار اهميت دارند مشکلاتي که بر آنها چيره مي شويم، چالش هايي که با آنها روبه رو مي شويم، کارها و رفتار محبت آميزي که با ديگران داريم، شيوه ارتباط اجتماعي با ديگران و… انباشت روزانه اين کارهاي کوچک است که در نهايت ما را به شکل آنچه هستيم، درمي آورد. يک حسن جويي راستين و سالم از خود، در ما توانايي رشد را آزاد کرده و به ما انگيزه تغيير و رشد مي دهد.
قدر موهبت سلامتي را بدانيد
يکي از مسئوليت هاي ما نسبت به خود، تلاش در جهت رسيدن به وضعيت سلامتي است. سلامتي يک انتخاب است، يک شيوه زندگي است. سلامتي در واقع هماهنگي بدن، ذهن و روح مي باشد. سلامتي يک نگرش و حالت مثبت ذهن است. ارزش قائل شدن براي خويشتن، براي ديگران و براي محيط زيست است. بايد بگوييد من مسئوليت سلامتي خودم را به عهده مي گيرم. مي توانم با بدنم بيشتر دوست باشم و اين کار را از راه آموختن احترام به اين جنبه و خودم و مراقبت مهرآميز از آن انجام دهم. مي توانم از بيگانگي از بدنم که ريشه در ناهماهنگي برنامه ريزي ذهني دارد، رها شوم و در مورد خود دوباره برنامه ريزي کنم. ياد بگيرم که به جاي چسبيدن به تصوير منفي ناتوانايي ها، ضعف ها، شکايت ها و… به شيوه مثبت بر امور چيزهاي بي شماري که براي خود داريم، تمرکز کنيم.
براي خودتان وقت بگذاريد
ما نياز داريم که در زمان هايي خود را رها کنيم. بيشتر اوقات ما بدون اين که دليل آن را درک کنيم، آشفته هستيم. حتي هنگامي که به خواب مي رويم. جسم و ذهن مان آسوده نيست، چرا که ما تنش هاي روز را با خود حمل مي کنيم و از اين رو خواب راحتي نداريم، صبح روز بعد با احساس خستگي و سستي بيدار مي شويم و احساس شادابي و توانايي روبه رو شدن با چالش هاي يک روز تازه را نداريم. اين وضعيت روز به روز ادامه مي يابد و تنش ها هم انباشته مي شود تا سرانجام خود را به شکل بيماري هاي فيزيکي بروز مي دهد. از اين رو نگران کارها نباشيد، خداوند فاعل يکتا است. اگر اراده و خواست خدا اين است، پس بگذاريد کارهاي او از طريق شما انجام پذيرد. پس آرام باشيد به او تکيه کنيد و بگذاريد هر نفسي که برمي آوريد، پيشکشي به او باشد.
نگرش مثبت را در اولويت قرار دهيد
سعي کنيد منظور خود و آنچه را مي خواهيد يا نمي خواهيد به نحوي مثبت بيان کنيد و نه به شيوه اي منفي، مثلا در عوض مبارزه با چاقي يا لاغر کردن تصوير ذهني آنچه مي خواهيد باشيد (مثلا شخصي با اندام موزون) ايجاد کنيد يا درعوض سعي براي ترک سيگار، خود را يک انسان آزاد از دود مجسم کنيد. هر روز با خود تامل کنيد که ذهن خود را بيشتر در چه راهي به کار مي گيريد؟ اغلب آنچه موجب تيرگي روابط اجتماعي مي شود و مساله مي آفريند، اين است که طرف ذهن خود را بر معايب و کاستي هاي ديگري متمرکز مي کند. اگر نسبت به شخصي خشمگين مي شويد، ذهن خود را بر صفاتي از او که مي پسنديد، متمرکز کنيد و بگذاريد طرف مقابل همان چيزي باشد که هست. همين پديده در مورد روابط با کودکان نيز درست است. هميشه مچ آنها را هنگام انجام کار غلط نگيريد. گاهي به آنها در حال انجام کارهاي درست توجه کنيد و تحسين و تشويق نماييد.
گذشت و رحمت را فراموش نکنيد
زندگي عبارت است از يک سلسله رويدادهاي ساخته و پرداخته اي که ما خود آنها را آفريده و به آن چسبيده ايم به کينه هاي کهنه و قديمي، قضاوت هاي عجولانه خود مي چسبيم و عادت به سرزنش ديگران داريم. در مورد احساس خشم از رفتار ديگران نسبت به خود، هرچند رفتار آنها بد باشد لازم است بياموزيم که مساله را از ديدگاه ديگري ارزشيابي کنيم. آنها تحت شرايط زندگي خود همان کاري را کردند که به قولي، به عقل شان رسيده است. اگر از رفتار آنها کينه به دل گرفته ايم. اين چيزي است که ما خود انتخاب کرده، دردل جا داده ايم و به اطراف حمل نموده و همان چيز را به جهان خارج منعکس مي کنيم. گذشت و رحمت به معني رفع سوءتفاهم و اصلاح برداشت اشتباه آميز است. هنگامي که کسي را به لحاظ زياني که ممکن است به ما رسانده باشد مي بخشيم، در واقفع به او مي گوييم:« من ديگر به شما اجازه نمي دهم که هويت يا پندار و کردار مرا در آينده کنترل کني.» هنگامي که به مساله دقيق مي شويم، خواهيم ديد که در واقع ما چيزي يا کسي را نمي بخشيم، بلکه تنها تصميم مي گيريم که چگونه با رفتار ديگران برخورد کنيم. هنگامي که تصميم به سرزنش گرفتيم، در واقع به ديگران اجازه داده ايم که به ما صدمه بزنند. مي توان گفت گذشت و رحمت والاترين پيروزي انسان است، زيرا روشن بيني واقعي را عمل متجلي مي سازد و به اين دليل است که پيشوايان و آموزگاران بزرگ معنوي و اخلاق، توانايي آدمي در گذشت و رحمت را يک اصل آموزنده و چراغ راهنما در راه زندگي مي دانند.
منبع: نشريه راه موفقيت شماره 19
[ad_2]




