جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
نیازی به عربده کشی در مجلس نیست رفتار روحانی در مقابل کامرون هوشمندانه و درست بود.
نطق کامرون در مجمع عمومی اگرچه با هیاهو و شاخ و برگ زیادی در صدا و سیما و مجلس همراه بود لیکن بهتر است عین سخنان او را یکبار مرور کنیم.
Earlier today I met with President Rouhani.
We have severe disagreements.
Iran’s support for terrorist organisations, its nuclear programme, its treatment of its people.All these need to change.
من امروز، پیش از این، با پرزیدنت روحانی ملاقاتی داشتم. ما با یکدیگر در باب حمایت از سازمان های تروریستی، برنامه هسته ای، و نحوه رفتار (ایران) با مردمش اختلاف نظر های جدی داریم. لازم است که همه این ها تغییر کند.
اگر چه در همین گفتار کوتاه موضع خصمانه و خوی مداخله جویانه وی هویداست اما چنین رفتاری در عرف بین الملل چندان دور از ذهن نیست و این انتظار که با ملاقاتی کوتاه,استراتژی یک کشور به کل منقلب شده و رفتارها به یکباره تغییر کنند نیز ساده لوحانه است.
چنین موجهاتی برای اولین بار و یا اخرین بار نخواهد بود و اتفاقی رایج است برای مثال
[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]رهبر چین آقای هو جین تائو آمد به آمریکا. طبق عرف معمول بعد از ملاقات با اوباما دو تائی آمدند بیرون و هر یک پشت تریبون خودش با ارباب رساتنه ها به گفتگو پرداخت. اوباما ضمن تشکر و خیر مقدم و غیره گفت ما روابط بسیار گرمی با چین داریم و امیدواریم باز هم این روابط گسترده شود. اما مسئله نقض حقوق بشر در چین برای ما یک دغدغه است و چین باید برای بهتر شدن مناسبات این مسئله را حل کند. خب، این برخورد برای ما ایرانی ها غیر قابل هضم است. یا باید دوست هم باشیم یا باید توی سر هم بکوبیم. اگر کسی با ما اینطوری حرف زد خیانت مرتکب شده. اما ببینید رئیس جمهور چین چه برخوردی کرد.
آقای “هو” هم ضمن تشکر از مهمان نوازی آمریکائی ها و توصیف روابط در بهترین سطح ممکن گفت آمریکا کشور دوست ما و نزدیکترین شریک اقتصادی ماست. ما هم امیدواریم که روابط باز هم گسترش پیدا کند. شرط آن این است که آمریکا از عادت دخالت در امور داخلی کشور های دیگر از جمله کشور من دست بردارد. بعد هم دو تائی دست دادند و ، با لبخندی بزرگ بر لب، دو هزار تا عکس گرفتند و برگشتند سر کارشان که در دراز مدت یکی پدر دیگری را در بیاورد.
…………………….
البته روحانی میتوانست ضمن نام بردن از کامرون پاسخی محترامانه مثل متن ذیل به او بدهد:من امروز با آقای کامرون ملاقات کردم. اختلاف نظر ما در برخی زمینه جدی است. ایشان در مورد ترورسیم و خطرات آن صحبت های زیادی کردند. ما معتقدیم که علت العلل ظهور افراط گرائی و در پی آن تروریسم در این منطقه دخالت غرب در زندگی مردم این منطقه و بخصوص سیاست های استعماری انگلستان و حمایت آن کشور از حکومت های دست نشانده خود در منطقه بوده است. این سیاست انگلستان در منطقه باید عوض شود. اگر نشود، اولا مردم منطقه نهایتا آن کشور را مجبور به تغییر روش خواهند کرد، منتها خسارات زیادی به منافع انگلستان وارد خواهد شد، و ثانیا تا انگلستان سیاست های عقب مانده و به روز نشده خود را تغییر ندهد نباید امیدی به ریشه کن شدن تروریسم داشتاما روحانی روش دیگری در پیش گرفت که در جای خود کاملا قابل دفاع است و در ادامه توضیح خواهم داد.
مقدمتا عرض کنم در جلسه ای که بین روحانی و کامرون تشکیل شده بود کامرون به شکلی بی ادبانه و برخلاف عرف دیپلماتیک پای چپش را روی پا راست انداخت و احتمالا روحانی دون شأن خود دانست که در تلافی, همین رفتار او را تکرار کند(البته ظریف از خجالتش درآمد و به عنوان مقام رده پائین تر جوابش دندانشکن تر جلوه کرد)من معتقدم که روحانی نظیر همین رفتار را در سخنرانیش تکرار کرد و بجای گرته برداری از کامرون و بدون اینکه نامی از وی برده باشد سنگین ترین اتهامات را به او و کشورش وارد کرد که این اتهامات نه فقط به افشاء و بزرگنمایی عاملیّت غرب(به سرکردگی امریکا و انگلیس) در تولید تروریسم افراطگرای امروزی پرداخت بلکه گریزی به تاریخ زد و قرنها خوی استعمارگری ایشان و تداوم چنین ارده ای را تا به امروز به رخ آنها کشید.
لذا روحانی در سخنرانیش ضمن اینکه تا حد قابل قبولی ادب را رعایت کرده بود بسیار کوبنده و بدون هیچ ملایمتی غرب را به چالش(بخوانید به لجن)کشید
یکبار دیگر بخشهایی از سخنرانی روحانی را آورده ام تا با دقت بیشتری از نظر بگذرانیم.من از منطقهای میآیم که بخشهای مهمی از آن در آتش تندروی و افراط میسوزد. ………و هدف واحدی دارند: «نابودی تمدن، اسلامهراسی و ایجاد زمینه برای مداخله مجدّد بیگانگان در منطقه».
…….افراطیگری، مسألهای جهانی است. برخی از کشورها در پیدایش آن مؤثر بوده و در مبارزه با آن ناکام. و اکنون ملتهای ما، تاوان آن را پس میدهند. غربستیزی امروز، فرزند استعمارگری دیروز است.
………….غربستیزی امروز، واکنش به نژادپرستی دیروز است. برخی از سازمانهای اطلاعاتی، تیغ را به دستِ زنگی مست دادهاند و او نیز همه را از دم تیغ میگذراند. همه آنان که در ایجاد و تقویت این گروههای تروریست نقش داشتهاند، باید به اشتباهات خود در پدیدار شدن افراطیگری اعتراف کنند و نه تنها در پیشگاه گذشته که در برابر آینده نیز عذرخواهی کنند.
……… من در شگفتم این گروههای آدمکش، خود را گروه اسلامی مینامند و شگفتآورتر آنکه رسانههای غربی نیز در همراهی با آنان، این نام مجعول را که تنفر همه مسلمانان را برمیانگیزد، تکرار میکنند؛(اشاره مستقیم به BBC) غافل از آنکه مسلمانانی که هر روز خدای خویش را به صفت رحمانیت یاد میکنند و از پیامبر خویش درس عطوفت و محبت آموختهاند، این افتراءها را، بخشی از پروژه اسلامهراسی میشمارند.
اشتباهات راهبردی غرب در مسایل منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز، این نقطه از جهان را به بهشت تروریستها و افراطیون بدل کرده است. تجاوز نظامی به افغانستان و عراق و مداخلاتهای نادرست در تحولات سوریه نمونههای روشنی از این راهبرد غلط در منطقه خاورمیانه است. اتخاذ رویکردهای غیرمسالمتآمیز و تجاوز و اشغال نظامی، از آنجا که معیشت و حیات مردم عادی را هدف قرار میدهد، پیامدهای روانی و رفتاری متعددی را در پی دارد که امروز، بُروز آن را بصورت خشونت و آدمکشی در منطقه خاورمیانه و آفریقا، مشاهده میکنیم؛ که حتی برخی شهروندان سایر نقاط جهان را هم، با خود همراه کرده است. خشونت همچون یک بیماری مسری، در حال سرایت به سایرِ نقاطِ جهان است. ما همواره معتقد بودیم که دموکراسی، با کولهپشتی، نمیآید؛ دموکراسی، محصول رشد و توسعه است، نه جنگ و تجاوز. دموکراسی یک کالای صادراتی نیست که از غرب به شرق تجارت شود. در یک جامعه توسعه نیافته، دموکراسی وارداتی، به دولتِ ضعیف، منتهی میشود و دولت ضعیف هم، به شدت آسیبپذیر.
وقتی پای ژنرالها به منطقه باز شد، انتظار نداشته باشید دیپلماتها به استقبال آنان بروند. وقتی جنگ شروع شد، دیپلماسی به پایان میرسد. وقتی تحریم آغاز شد، نفرتِ عمیق از تحریمکنندگان هم، شروع میشود. وقتی فضای خاورمیانه امنیتی شد، پاسخ آن هم امنیتی میشود.
منافع کشورهای غربی در این منطقه، در گرو به رسمیت شناختن باورها و خواست مردم منطقه در قالب نظامهای مردمسالار است.
تجربه پیدایش القاعده، طالبان و گروههای افراطی اخیر، نشان داد که نمیشود از گروههای افراطی، برای مقابله با کشورهای مخالف، استفاده کرد، و پس از آن، از عوارض پیدایش این افراط، در امان ماند.
……..خاورمیانه، تشنه توسعه است، و خسته از جنگ. این حق طبیعی مردمانِ سرزمینهای حاصلخیزِ خاورمیانه است که از زندگی توأم با صلح و رفاه، برخوردار باشند. در گذشته، استعمار این حق را از آنان سلب کرد و اکنون سایه جنگ و خشونت، امنیت آنان را تهدید میکند. در منطقه ما، سیاستمداران، و نخبگانِ معتدلی وجود دارند که مورد اعتماد ملتهای خویشاند. آنان، نه غربستیزند و نه غربگرا. به نقش استعمار در عقبافتادگی ملتهای منطقه، آگاهند اما از نقش ملتهای خویش در راه توسعهیافتگی نیز، غفلت نمیورزند؛ غرب را از خطاهایش مبرا نمیدانند، اما به غفلتهای خویش نیز توجه دارند. ……….؛ صدای آشنای یک افغانِ خسته از جنگ؛ عراقی قربانی افراطگری؛ سوری هراسانْ، از تروریسم؛ و لبنانی نگرانْ، از خشونت و فرقهگرایی. سخن ما این است که این اشتباه راهبردی است که اگر برخی کشورها با ادعای رهبری ائتلاف در پی ادامه برتری جویی در منطقه ما باشند.
……اگر در منطقه خاورمیانه، هماهنگی و همکاری بیشتر و گستردهتری میداشتیم، هزاران انسان بیگناه فلسطینی در غزه، قربانی تجاوز رژیم صهیونیستی نمیشدند.…… طرح مسأله سلطه ایران بر کشورهای مسلمان منطقه، افسانهای بیش نیست که در قالب پروژه ایرانهراسی در سالهای اخیر برآن دمیده شده است. آنها که در این شیپور میدمند، نیاز به جعل دشمنی موهوم دارند تا تنشها را تداوم دهند و با تشدید تضادّ و تفرقه، منابع توسعه ملتها را به انحراف کشند. رویکرد اصولی ما، پایان بخشیدن به توهم ایرانهراسی و زمینهسازی برای مشارکت راهبردی با همسایگان است.
حالا خودتان قضاوت کنید که آیا روحانی در قبال رفتار بی ادبانه کامرون منفعل بود؟پ ن : نوشته حاضر از محتوای بحثهایی در فوروم دیگری استخراج شده که لینک مورد نظر در متن آمده است.
[ad_2]




