جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
مقام فاطمه(سلام الله علیه) در غامض علم الهي
مقام فاطمه(سلام الله علیه) در غامض علم الهي
روايت داريم كه امام عسكري(علیه السلام) به نقل از پدران بزرگوارشان ميفرمايند كه رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «هنگامي كه آدم و حوّا داخل بهشت فردوس اعلي شدند، چشمشان به خانمي افتاد كه بر بساطي از بساطهاي بهشت نشسته و بر سرش تاجي از نور، و در دو گوشش دو گوشواره از نور است، و از نور جمالش بهشتها نوراني است، آدم پرسيد: محبوبم جبرائيل! اين خانمي كه بهشتها از نور جمالش برافروخته و نوراني است، كيست؟
جبرائيل گفت: او فاطمه، دختر محمّد، پيامبري از فرزندان تو است كه در آخرالزمان ميآيد. سپس آدم پرسيد: اين تاجي كه بر سرش هست، چيست؟ عرض كرد: شوهرش عليبنابيطالب است، پرسيد: دو گوشوارهاي كه بر دو گوشش آويخته شده چيست؟ عرض كرد: دو فرزندش حسن و حسين هستند. سپس آدم فرمود: محبوبم جبرائيل! «أَخُلِقُوا قَبْلي»؛ آيا ايشان قبل از من خلق شدهاند؟ عرض كرد: «هُمْ مَوْجُودُونَ في غامِضِ عِلْمِ اللهِ قَبْلَ اَنْ تُخْلَقَ بِأَرْبَعَةِ آلافِ سَنَةٍ» يعني آنها چهارهزارسال، پيش از آفرينش تو، در فشردة علم الهي موجود بودهاند.
در روايت فوق ميفرمايد:«هنگامي كه آدم و حوّا داخل بهشت فردوسِ اعلي شدند»؛ اين بهشت غير از آن بهشتي است كه در آن آدم و حوّا به شجرة ممنوعه نزديك شدند، چون اوّلاً؛ روايت، تعبير «فردوس اعلي» دارد، در حالي كه آن بهشتِ داراي شجره ممنوعه، بهشت برزخ نزولي است و آن را تعبير به فردوس اعلي نميكنند.
ثانياً؛ بايد بين مشاهده شوند و مشاهدهكننده سنخيت باشد، پس چگونه ممكن است آدم و حوّايِ بهشت برزخي در بهشتِ فردوسِ اعلي، وجود نوري متمثّل فاطمه(سلام الله علیه) را مشاهده كنند، به خصوص كه در ادامة روايت از مقام حضرت زهرا(سلام الله علیه) با هزار مرتبة وجودي بالاتر از مقام آدم و حوّا خبر ميدهد كه بحث آن خواهد آمد.
روايت ميفرمايد: از نور جمال فاطمه(سلام الله علیه) بهشتها نوراني بود. پس اگر كسي به نور فاطمه(سلام الله علیه) نزديك شود، بهشتها برايش نوراني ميشود. شما در مسير بندگي خود بهشتها ميسازيد، بهشتِ توكّل، بهشتِ روزه، بهشتِ صبر، … حالا اگر خواستيد روزه و توكّل و صبر و عباداتتان در اين دنيا نوراني شود و در آن دنيا بهشتِ روزه و توكّل و صبرتان نوراني گردد، بايد با معرفت و محبّت به حضرت زهرا(سلام الله علیه) به اين اعمال بپردازيد.
در ادامه روايت هست كه آدم از جبرئيل پرسيد، اين خانم كه بهشتها را با نور جمالش بر افروخته، كيست؟ يعني وجود مقدس حضرت آدم(علیه السلام) در آن حدّ نبودهاند كه خودشان در آن مقامِ شهود، فاطمه(سلام الله علیه) را بشناسند مگر به كمك جبرائيل، اين نشانة علوّ مقام حضرت زهرا(سلام الله علیه) است. باز آدم ميداند كه آن تاج و گوشوارهها در آن مقام رمز و رازي دارد و حكايت از حقايقي در وجود فاطمه(سلام الله علیه) ميكند و لذا ميپرسد: تاجي كه بر سر اوست چيست؟
و جبرئيل عرض كرد: شوهر او عليبنابيطالب است، يعني مقام ازدواج با علي(علیه السلام) و ماندن بر عهد شوهري چون علي(علیه السلام)، در عالم نور و معنويت، صورت تاجي است با آن خصوصيت و خبر از شكوه معنوي براي آن حضرت است. گوشوارههاي حضرت در آن عالم، صورت زحماتي است كه در تربيت امام حسن و امام حسين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كشيدند.
اين زينتها در آن عالَم صورت يك نحوه شخصيت معنوي است و حكايت از معنويت عالي فرد دارد، به طوري كه قرآن ميفرمايد:«خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»؛ يعني زينتهاي خود را در مساجد كسب كنيد، چون زينت حقيقي ما، زينت روح ما است، و زينت روح، معنوياتي است كه در مساجد به دست ميآيد و لذا زينتهاي عالم غيب، صورت اعمال و نيّات معنوي دنيا است.
سپس آدم سؤال كرد: آيا اينان – يعني فاطمه و علي و حسنين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) – قبل از من خلق شدهاند؟ عرض كرد: اينان چهارهزار سال قبل از آفرينش تو، در فشردة علم الهي موجود بودهاند. همچنانكه عرض شد، تقدّم در عالم غيب، تقدّم بالشَّرف است و اين حكايت از مرتبة وجوديِ برتر آن حضرت دارد، مثل نوري كه از چراغ صادر ميشود، آن نوري كه اوّل از چراغ صادر ميشود، شدّت نورانيتش نسبت به نورهايي كه در مراتب بعدي قرار دارند بيشتر است، لذا اين روايت خبر از تعالي مرتبه وجودي آن حضرت ميدهد،
آن هم مراتبي بسيار عالي كه تعبير چهارهزار سال از آن شده است و مشخص شد به همان اندازه كه درجة وجودي آنها بالاتر است و تجرّد آنها بيشتر است، احاطه و تأثير آنها بر عالم مادونِ خود بيشتر است و حاكي از ولايت كامل تكويني آنها نسبت به عالم مادون خود است.
فرمود: در غامض علم الهي موجود بودهاند، يعني در مرتبة وحدتي از علم خدا كه هنوز صورت كثرت نيافته، موجود بودهاند و اين از عجيبترين مسائل معارف الهي است حالا شما حساب كنيد ارتباط با حضرت زهرا(سلام الله علیه) از طريق معرفت و محبّت به او چه نوري را به بشريت ميرساند. متوجّه باشيد كه اينها خانوادة كرماند و سائل را ردّ نميكنند و اگر كسي طالب تجلّي انوار مقدس آنها بود، او را محروم برنميگردانند، آنها تصرّف ميكنند و تصرّف آنها، انسان را آسماني ميكند.
قلبي كه غذايش تسبيح و تحميد و تهليل و تقديس است، اگر به ما نظر كند، چگونه قلب ما مفتخر به تسبيح و تحميد و تهليل و تقديس خداوند ميشود! خدا ميداند. مسلّم آن قلب به چيزهايي ميرسد كه با هزاران هزار كتاب و استاد نميتوان به آنجاها رسيد.
پس توجّه به مقام نوري حضرت زهرا(سلام الله علیه) در جان ما هست، بايد موانع را برطرف نمود، به همين جهت روايت ميفرمايد: «اَلنِّظافَةُ نِصْفُ الايمان»؛ يعني نصف ايمان با از بين بردن حجابهاي دنيايي و نفساني حاصل ميشود و نصف ديگرش خود به خود به لطف الهي محقّق ميگردد.
مثل اين است كه براي تشعشع نور آفتاب در اتاق بايد فقط شيشهها را پاك كنيم و اين نصف كار است، نصف ديگرش تجلّي نور آفتاب است كه خود به خود محقّق ميشود و ما نمي توانيم نور آفتاب را هم به اتاق بكشانيم، به همين جهت روايت ميفرمايد: نصف ايمان به عهدة شما است كه عبارت است از بين بردن حجابهاي نفساني و اخلاق رذيله، نصف ديگر آن كه عبارت باشد از تجلّيات انوار الهي بر قلب انسان، به لطف الهي محقّق ميشود
و اين روايت شريف اين سؤال را جواب ميدهد كه چه كار كنيم تا انوار اهلالبيت بر قلب ما تجلّي كند. در جواب ميگوييم شما نميخواهد كاري بكنيد، خداوند آنچه بايد بكند را كرده است، شما موانع تجلّي اين انوار را برطرف نماييد، در آن حال ميبينيد چقدر با آنها آشناييد!
beneshane.blogfa.com
[ad_2]




