جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
معيار انتخاب شغل از ديدگاه ائمه (ع)
۰۳ اسفند ۱۳۸۹
آيتالله مجتبي تهراني در جديدترين درس اخلاق خود ضمن بررسي و بيان معيارهاي انتخاب شغل از ديدگاه ائمه اطهار (ع) دلايل حرام بودن و كراهت داشتن برخي مشاغل را بيان كرد.
آنچه در پي ميآيد، گزيدهاي از جلسه بيستموششم مبحث «غيرت مؤمن» است كه در درس اخلاق آيتالله مجتبي تهراني، از سوي اين مرجع تقليد و استاد اخلاق مطرح شده است. اين سخنان با عنوان «تربيت در محيط شغلي» به تازگي بر روي خروجي پايگاه اطلاعرساني اين مرجع تقليد به نشاني [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] قرار گرفته است.
* مروري بر مباحث گذشته
بحث ما در گذشته راجع به تربيت به معناي “روش رفتاري دادن ” بود و عرض كرديم كه انسان به طور معمول، در چهار محيط روش ميگيرد. اين يادگيري از محيط خانوادگي شروع شده، در محيط آموزشي ادامه مييابد، در محيط سوم يعني فضاي رفاقتي و چهارمين محيط كه محيط شغلي است، كامل ميشود. همچنين عرض كرديم فضاي پنجميداريم كه حاكم بر هر چهار محيط است.
بحث ما راجع به سه محيط اوّل به طور تقريباً مختصر، تمام شد و من فكر ميكنم همه رؤوس مطالب را گفتم. از امشب ميخواهم وارد بحث محيط چهارم يعني محيط شغلي شوم. من قبل از آنكه وارد بحث دربار محيط چهارم شوم، بايد تذكري را عرض كنم كه هر چند تكراري است، ولي لازم و مفيد است؛ من ميخواهم مصبّ بحث و اصل مطلب كاملاً روشن شود.
* تأثير تربيتي تدريجي است
روشهايي را كه انسان ياد ميگيرد، غالباً يا از طريق ديداري است، يا گفتاري و يا رفتاري. انسان معمولاً از اين سه راه، روش ميگيرد. يعني اين امور در قوه خيال انسان تأثير ميگذارد و انسان الگو برداري كرده و يك نوع رفتار را ياد ميگيرد. من قبلاً توضيح دادهام كه انسان با ديدار، گفتار و همچنين كردار، روش ميگيرد، امّا اين امر در صورتي است كه آن عمل تكرار شود. اگر عملي تكرار شد، به تدريج براي انسان به صورت ملكه در آمده و ما اسم آن را “روش ” ميگذاريم. روش يعني چه؟ يعني همان ملكهاي كه بر اثر تكرار عمل براي انسان حاصل شده است. اين تذكري بود كه قبلاً گفته بودم ولي جا داشت كه در اينجا دوباره تكرار كنم.* 3 بحث محوري پيرامون محيط شغلي
بحث محيط شغلي يك بحث بسيار گستردهاي است. اگر ما بخواهيم وارد آن شويم، بحث خيلي مفصل خواهد شد، من هم نميخواهم كه اينگونه وارد آن شوم و فقط فهرستوار رؤوس مسائلي را كه داراي جنبهها و نقشهاي اساسي هستند، عرض ميكنم. اگر بخواهيم درباره شغل بررسي كنيم، بايد بگوييم كه گاهي بحث ما در ارتباط با نفس شغل و خود شغل است كه به انسان روش ميدهد؛ يك وقت هم بحث پيرامون محيط شغلي است. اين دو، با هم فرق دارند و هر كدام تأثير خودشان را بر روي انسان ميگذارند. شغل من يك تأثير بر روي من دارد و محيط كاريام نيز تأثير ديگري دارد. من همه اينها را توضيح خواهم داد.
گاهي هم هست كه جداي از شغل و محيط شغلي، مراجعاتي در محيط كاري هست كه اين را هم بايد از موارد قبلي تفكيك كرد. حالا من اشارتاً عرض كنم كه ممكن است شغل خوب باشد، ولي در محيطي باشد كه آن محيط مناسب نباشد و نقش تخريبي داشته باشد. ممكن است شغل خوب باشد، محيط هم خوب باشد ولي مراجعاني كه به آنجا مراجعه ميكنند، افراد مناسبي نباشند.
اينكه من اين سه مورد را تفكيك كردم براي اين است كه اينها هر كدام بحث خاص خود را دارد. ما بايد ابتدا به سراغ خود شغل برويم، بعد هم محيط و بعد هم مراجعهها مثل مشتريهايي كه به آدم مراجعه ميكنند. در ادارات هم همينطور است كه مراجعه كنندگاني هستند كه در روشگيري انسان تأثيرگذار هستند. اين مسائل، از امور مبتليبه روز همه ما است.* تأثير شغلها از نظر تربيتي
اما اوّل؛ نفس شغل و حرفه. ما در اسلام راجع به حرفهها احكام متفاوتي داريم. مثلاً حرفههايي هست كه حرام هستند و برخي حرفهها مكروهاند و … ما به سراغ حرفههاي حرام نميرويم. بحث در مورد آنها معلوم است و لازم نيست بگوييم چه آثار تخريبي بر روي تربيت انسان ميگذارند. اگر هم بخواهيم به جنبههاي فقهي اين مشاغل بپردازيم، بايد مكاسب محرمه بگوييم كه اينجا جاي اين حرفها نيست. لذا بحث ما در مورد شغلهاي غير حرام است.* بررسي انواع شغلهاي غير حرام
ما ميبينيم كه شارع مقدّس، از بعضي مشاغل به نوعي تنزيه كرده و به اصطلاح آنها را به عنوان شغلهاي مكروه معرفي نموده است. مثلاً گفته است كه فلان شغل، مكروه است. يك دسته از مشاغل و حرفهها را هم ميبينيم برعكس ترغيب كرده و گفته است كه مستحب است. هر دو مورد اشكال شرعي ندارد ولي يكي مكروه و ديگري مستحب است. چرا اينطور است كه نسبت به يك شغل، تنزيه شرعي وجود دارد و به يكي ترغيب شده است؟ چون من دارم كلي بحث ميكنم، لذا اوّل پاسخ را به صورت كلي ميگويم و بعد بعضي از مصاديق را نيز با روايات توضيح ميدهم.* دليل كراهت داشتن برخي شغلها
در همان رواياتي كه درباره نهي از بعضي شغلها و حرفهها وارد شده است، اشارهاي هم به جهت حكم هم وجود دارد. مثلاً در رواياتي اينطور آمده است كه شما به دنبال اين حرفه نباشيد و به نرويد سراغ آن نرويد، در ادامه هم به جهت اين كراهت اشاره كردهاند كه دليل اين حكم آن است كه اين شغل، بر روي روح شما نقش تخريبي دارد. بهطور كلّي نقش تخريبي يك حرفه نسبت به روح انسان، دليل كراهت داشتن آن شغل است. اين همان نكتهاي است كه ما در باب تربيت ميگوييم كه انسان بايد مواظب چيزهايي كه بر روي روش و ملكات او تأثير ميگذارند باشد؛ لذا چون اين شغلها بر روي روح انسان اثر منفي گذاشته و به آدميملكه و روشي ميدهد كه زشت است، به ضرر انسان بوده و مكروه است.
عكس اين قضيه هم در شرع وجود دارد كه شارع بعضي از مشاغل را تحسين كرده و گفته است كه فلان شغل و حرفه نه تنها نقش تخريبي ندارد، بلكه سازنده است. آن وقت نقش تخريبي و سازندگي مشاغل نسبت به روح انسان، هر كدام ابعادي دارد كه من الآن به آنها نميپردازم و اگر بخواهيم مباحث را خرد كنيم، بايد دهها جلسه بلكه بيشتر بياييم و مورد به مورد مشاغل را بررسي كنيم و با معارفمان تطبيق بدهيم.* آثار تخريبي شغل
جهت كلّي اين تنزيهها و ترغيبهاي شرعي نسبت به مشاغل و حرفهها، اين است كه شارع نسبت به آثار تخريبي و يا سازندگي اين حرفهها بر روي روح انسانها نظر داشته است، لذا برخي از شغلها را مورد تحسين قرار داده است، چون براي انسان نقش سازندگي داشته و برخي از حرفهها را مذمّت كرده است، چون نقش تخريبي داشته است. توجه كنيد كه بحث ما در مورد خود شغل است، مراحل بعدي را بعداً بررسي ميكنيم. اين كلي قضيه بود.
[ad_2]




