جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
معنای وحدت وجود از منظر علامه میرزا ابوالحسن شعرانی
معنای وحدت وجود از منظر علامه میرزا ابوالحسن شعرانی
معنای وحدت وجود این است که در عالم یک حقیقت موجود است و آن خداست، و موجودات دیگر قابل اینکه به آنها چیز گفته شود نیستند.
گاهی مجازاً و گاهی حقیقةً این بیان در عرف و استعمال گفته می شود مثل اینکه جبرئیل فریاد زد: ” لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار”؛ یعنی در عالم یک جوانمرد پیدا نمیشود مگر علی، و یک شمشیر نیست مگر ذوالفقار. با اینکه در این ظاهر این سخن غلط به نظر می آید؛ چون مرد جوان در عالم بسیار است و شمشیر هم زیاد است، ولی چون گوینده می خواهد علی و ذوالفقار را بزرگ کند می گوید در مقابل علی هیچکس جوانمرد نیست، یا اگر ذوالفقار شمشیر است شمشیرهای دیگر آهن پاره است.
هلو هلوی مشهد، آب آبِ شاه، سیب سیبِ دماوند، به بهِ اصفهان به های دیگر به نیست، با اینکه به های دیگر هم به است و لیکن به خوبی بهِ اصفهان نیست. در این صورت ممکن است شخصی بگوید:
موجود در عالم یکی است آنهم خداست اینها دیگر موجود نیست؛ زیرا موجود آن است که اثر داشته و کار از او ساخته باشد.
وقتی مقایسه می کنیم می بینیم که موجودات دیگر کاری نمیتوانند بکنند مگر به اذن خدا، حتی من که سخن بگویم یا چیز بنویسم به قدرت و توانایی است که خدا عطا کرده و مردی که غذا می خورد و راه می رود و کسب می کند و کارهای دیگر به اذن و اراده خداست، و با اینکه به اذن و اراده حق است هیچ کار از ما برنمی آید جز کارهای معدودی؛ امّا اثر وجودی حضرت حق بسیار است چنانکه آسمانها و زمین و کواکب و کوهها را آفریده و شب و روز را تغییر می دهد و می برد و می آورد، آسمان و خورشید به این بزرگی را در گردش آورده، مردم را روزی می دهد حیات می دهد، آسملان و زمین را نگاهداری می کند، و هکذا سایر امور که خداوند به قدرت کامله خود انجام می دهد، صحیح است بگوییم:
او حقیقةً موجود است و سایرین وجود ندارند و هیچند “کسراب بقیعةٍ یحسبه الظمآن ماءً” یا “کلّ شیء هالک الّا وجهه” این معنی تا اندازه ای بد نیست و صحیح است ولی مشبّه به هایی که ما ذکر کردیم تمام مجازی بودند، مثلاً “به فقط به اصفهان است” مبالغه است، و لیکن دربارۀ حق تعالی که موجود حقیقةً اوست و دیگران نیستند یکنوع حقیقت است؛ یعنی در نظر دقیق عرفانی و برهانی باریک که منوّر به نور بصیرت باشد حقیقةً غیر خدا در عالم هیچ نیست، اگر چه به نظر اهل ظاهر موجودات عدیده به نظر می آید و این سخن را مجاز می پندارند، و لیکن اهل معرفت هیچ چیز را نمی بینند جز خدا که “ما رمیت اذ رمیت و لکنّ الله رمی” و حضرت امیر(علیه السلام) می فرماید: “ما رأیت شیئا الا و رأیت الله قبله و بعده و معه”( یقین ندارم که کدام یک از سه لفظ را فرموده).
هزار و یک کلمه، ج4، ص244، کلمۀ354
[ad_2]





