جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
معصيت خدا و خروج از فطرت
معصيت خدا و خروج از فطرت
فطرت انسانى ، فطرت هدايت و ايمان به خداى تعالى است . آنچه انسان را از اين فطرت خارج مى كند، معصيت خداى تعالى و اطاعت از شيطان است ؛ شيطان داخلى كه هوى و هوس خود انسان است ، يا شيطان خارجى كه هوى و هوس ديگران است ؛ هر دو آدم را از فطرت بيرون مى كند: ثم كان عاقبه الذين اساوا السواى ان كذبوا بايات الله و كانوا بها يستهزون (111). عاقبت افراد معصيت كار، اين شد كه خدا را انكار كردند، معاد را انكار كردند، گفتند: همه دروغ است . اين نتيجه عصيان است .
مجاهد و ثبات بر فطرت
اگر به وسيله اطاعت خدا، در راه او مجاهد كردى ، همچون مجاهداتى كه انبيا و اوليا و صلحا كردند، اين مجاهد، شما را در فطرت نگه مى دارد. چون خدا به مجاهد وعده داده است كه اگر من را در برابر شيطان يارى كردى ، من هم تو را يارى مى كنم : ان تنصرو الله ينصركم (112). اگر همه بخواهند تو را به زمين بزنند نمى توانند؛ چون خدا مى خواهد تو بالا بروى . اگر در راه خدا مجاهد كردى ، يارى خدا را مى بينى . اگر در يك روز، صد مرتبه نصرت حق بكنى ، صد مرتبه نصرت خدا را مى بينى . اين همان است كه امام حسين (عليه السلام ) مى گويد: عميت عين لا تريك (113)؛ كور باد چشمى كه خدا را نبيند. راه ديدن ، هدايت ويژه است و آن ، غير هدايت عمومى است . اين هدايت ويژه ، رابطه بين مجاهد و خداى تعالى است . هر شخص كه در راه حق مجاهده كرد و خدا را يارى كرد، خدا او را نصرت مى كند. برويد تجربه كنيد. و اين ، غير از آن هدايت عمومى است . اين هدايت ، مخصوص به مجاهد فى سبيل الله است ؛ چه جهاد نفس و چه جهاد در جبهه . هر كه اين مجاهده را بكند، اين هدايت نصيب او مى شود.
عمده دليلى كه انبيا را در برابر دنياى آتش زا و در برابر توطئه هاى شيطان حفظ كرد، نصرت خداست . تو نيز اگر مى خواهى مورد نصرت خدا باشى ، به طورى كه شبهه نكنى كه آيا خدايى هست يا نه ، برو مجاهده در راه خدا كن . آن جا كه از همه وسايل بيچاره شدى و تنها هستى و همه قصد اعدام تو را دارند، خدا به فرياد تو مى رسد، همان جا آتش را گلستان مى كند؛ ولى اين مربوط به مجاهد است ، نه هر كس ديگر. تو بايد به توفيق الهى ، اطاعت هوى و هوس را تعطيل كنى و اطاعت خدا را بكنى ، تا پشت سر آن ، نصرت خدا را ببينى . اين كمك هدايت مخصوص به شماست و نصيب ديگرى نمى شود. فرياد مى زنيد كه : ما شبهه داريم ، ما ترديد داريم ، ما وجود مبداء را نمى فهميم . نمى خواهيد بفهميد! اگر مجاهد باشيد، وجود مبداء را مى فهميد. هر كه مجاهده كند، اين معنى را مى فهمد. در جايى كه قوم و عشيره اى ندارى و با يك دسته دشمن روبه رو هستى ، همان جا خداى تعالى اعمال قدرت مى كند و مى فهمى كسى كه تو را نجات داد، خداى تعالى بود؛ ولى شرطش اين است كه مجاهده كنى ، وگرنه از اين طريق محروم هستى .
اين همان طريقى است كه تمام انبيا و اوليا به وسيله آن در برابر دنياى پر شر و شور محفوظ ماندند. خيال نكن آنچه دلت مى خواهد به درد تو مى خورد! آنچه دلت مى خواهد، جهنم است . نمى دانى هوى و هوس آدم را به كجا مى برد. قدرى از اين هوى و هوس صرف نظر كن ! قدرى از تخيلات صرف نظر كن ! وجدان مجاهد، نصرت الهى را باور مى كند، كسى نيست كه نصرت خدا كند و خداى تعالى او را نصرت نكند. بنابراين ، معصيت خدا موجب انحراف فطرت است و مجاهده در راه او، نجديد رابطه مى كند؛ به طورى كه شبهه از درون شما مرتفع مى شود. در بيابان تاريك كه هيچ كس نيست ، خدا به داد تو مى رسد. دستگاه هستى ، دستگاه دقيقى است .
بازگشت به فطرت
اما چه كنيم تا انسان به فطرت خود بر گردد و انسان شود؟ تزكيه ، تهذيب و توبه در دستگاه خدا، راه بازگشت به فطرت است . اگر مرد كارى هستى و بتوانى تزكيه كنى ، بتوانى آلودگيها، جهالتها، حسدها و توطئه ها را از خود دور كنى ، ان شاء الله به فطرت هم مى توانى رجوع كنى . در اين وقت يك انسان مى شوى . آدم وقتى معصيت خدا كرد از آن مرتبه انسانيت بيرون آمد: فاءزلهما الشيطان عنها فاءخرجهما مما كانا فيه (114)، ولكن آدم توبه كرد و به حالت اول برگشت . ان شاء الله ما هم تائب شويم و توبه نصيبمان شود و انسان شويم . با نبود انسانيت گرفتاريها خيلى زياد است . وقتى بهشتى مى شوى كه انسان شوى . مادامى كه انسان نشوى ، جهنمى هستى . كارى كن كه بهشتى شوى . خدا همه را موفق كند، همه را آگاه كند، همه را به رابطه الهى آگاه كند. بدانيد كه اين جا خبرى هست ، جاى ديگر خبرى نيست .
111- سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند!)) سوره روم ، آيه 10.
112- سوره محمد، آيه 7.
113- مفاتيح الجنان ، دعاى امام حسين (عليه السلام ) در روز عرفه .
114- سوره بقره ، آيه 36.
نردبان آسمان «مجموعه اى از درسهاى اخلاق حضرت آية الله بهاءالدينى»
[ad_2]




