جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
مشایی در بوته ی نقد(3) : مکتب ایران
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و عرض ادب …
در این بحث سعی داریم نگاهی کوتاه داشته باشیم به نظریه مکتب ایران و بررسی ای خواهیم داشت بر صحت و سقم این موضوع .
ابتدا گزیده ای از سخنان جناب مشایی و رئیس جمهور محترم را برای آشنایی هرچه بیشتر شما عزیزان نقل خواهیم کرد :
من خطاب به شما و به همه ايرانيان در هرجا كه زندگي مي كنند عرض مي كنم كه باور عميقي دارم كه دوره بسيار بزرگي براي ايران آغاز شده است. ما در فصل جديدي از ايران قرار داريم. زمان شكوفايي و رشد مجدد ايران فرا رسيده است و همه شواهد و قرائن گواهي اين موضوع است. به همين دليل چندان به استدلال نياز ندارد كه ايران رو به تعالي است و شب سياهي كه چند صد سال پيش بر روي اين سرزمين سايه افكنده بود اكنون رو به پايان است». «احساس عزت ايراني از منظر سلطه و قدرت نيز قدرت و سلطه ممكن است غرورآور باشد، اما احساس عزت ايراني ناشي از احساس سلطه نيست. ما از اينكه سرزميني را به زير سلطه آورده باشيم، احساس عزت نمي كنيم. حس عزت ايراني جور ديگري است و اين موضوع بسيار جاي كار داشته و قابل بحث است».
«من بر مكتب ايراني اصرار دارم، زيرا اين مكتب دريافت ناب از حقيقت، توحيد و اسلام است. بايد مكتب ايراني را به دنيا معرفي كنيم . درواقع من باور دارم كه واژه ايراني ذكر است زيرا كه ذكر واژه اي مرتبط با روح مومن است مومني كه به جهان باور كرده و به دنبال ارزش هاي متعالي است». «برخي ها از من خرده مي گيرند كه چرا نمي گويي مكتب اسلام و مي گويي مكتب ايران؟ از مكتب اسلام دريافت هاي متنوعي وجود دارد اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم».اگر امروز از اسلام آمريكايي سخن بگوييم، معلوم است دامن چه كساني را ميگيرد؟ اگر امروز كسي از اسلام آمريكايي سخن به ميان آورد، آيا ضد وحدت حرف زده است يا طرفدار وحدت است؟ مشايي در پاسخ به منتقدانش گفت: آيا من زحمات امام را خراب كردم؟ امام با طرح اسلام ناب و اسلام آمريكايي، نجات اسلام و نشر اسلام حقيقي براي جهان را دنبال ميكرد بنابراين مكتب ايران، يعني اسلام ناب، توحيد واقعي و مكتب اهل بيت (ع).
كوچههاي خاكي و پر از آشغال و سنگ و كلوخ، بچههاي بدون كفش و لباسهاي تيره و خاكي با موهاي ژوليده و چهرههاي عبوس و نگاههاي نااميد، تصويري است كه غرب از اسلام به دنيا ارايه ميدهد.
از آنجا كه دنيا ايران را ميشناسد، ما بايد به دنيا بگوييم كه اين تصوير درست نيست و به آنها اعلام كنيم كه ايران مركز تمدن عالم و پايه گذار اصلي فرهنگ و تمدن اسلام است و اگر ميخواهند اسلام را جست و جو كنند، به ايران بيايند.
من از عظمت ايران سخن گفتم تا دنيا بداند ملت بزرگ و متمدن ايران با پيشينه تاريخي، اسلام را با عشق پذيرفت نه با لشكر كشي! ايرانيان بزرگ و گوهرشناس بودند كه گوهر را پذيرفتند و اين مايه عزت براي ايران و اسلام است.
اينها، مرا تا مرز شرك و كفر بردند و گفتند كه كفر گفته و دين اسلام را كنار گذاشته و دين جديدي آورده است.
كمي انصاف داشته باشيد زيرا انسان انتظار ندارد كه كافر چنين اظهاراتي داشته باشد چه رسد به شما كه ادعاي مسلماني درجه يك را هم داريد.
نظر ریاست محترم جمهور در خصوص مکتب ایرانی : «برخی خیال نکنند که حرفهای ما مبنی بر ملیگرایی و ناسیونالیسم است. ایران یعنی عدالت، خداپرستی، آزادی و راه نجات. چراکه امروز پرچم عدالت را برداشته و بر سر ظالمان میکوبد.» دکتر احمدینژاد در جایی دیگر درباره ایران میگوید: این که از ایران بهعنوان امالقرای جهان اسلام یاد میشود، بدین معناست که ایران پایگاه اصلی اسلام است. اینگونه سخنان بههیچ عنوان ملیگرایی نیست، کسانی که عنوان ملیگرایی بر خود گذاشتند به نام ایران در پشت جبهه با دشمنان ملت ایران همکاری و همدستی میکردند. رئیسجمهوری همچنین دولت نهم و دهم را دینیترین دولتها بعد از انقلاب میداند: «این دولت بالاترین فداکاری را برای اسلام نابی که در سرزمین ایران منتشر میشود، بهکار میگیرد. بالاترین ادبیات دینی در همه مجامع داخلی و خارجی از سوی این دولت استفاده شده و همواره روی آرمانها و ارزشهای اسلامی و اخلاقی ملت ایران نه نژاد ایرانی پافشاری کرده است.»
اینک این نظریه را از دو دریچه مورد بحث قرار می دهیم :
الف- مکتب ایران به عنوان ناسیونالیسم ایرانی :
مسئله توجه به نژاد یا racism مسئله ای جهانی ست و ریشه های تاریخی دارد. رومیان همیشه خود را برتر میدانستند و اقوام دیگر را برده ی خود می نامیدند . یا در دوران معاصر ، هیتلر با شعار برتری نژاد ژرمن جنگ جهانی دوم را به راه انداخت .
مکاتب نژادی زیادی در دنیا وجود دارند مانند پان عربیسم , پان ترکیسم،پان ژرمنیسم ، پان اسلاویسم و …پان ایرانیسم (ناسیونالیسم ایرانی) سابقه ای تقریبا نود ساله دارد .
«پانایرانیسم عقیدهای سیاسی است مبتنی بر اتحاد کلیه اقوام و نژادهای ایرانی.
شامل آذربایجانیها، آسیها، بلوچها، زازاها، کردها، پشتونها، هزارهها، تاجیکها، قزلباشها و به طور کلی تمامی اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران. پان ایرانیسم بر خلاف مکتبهای فکری دیگر که دارای پیشوند “پان” هستند، یک مکتب عینی (اوبژکیتو) است که واقعیت تاریخی دارد. در حالی که مکتبهایی مانند پانعربیسم، پانترکیسم، پانژرمنیسم و پاناسلاویسم، مفاهیمی ذهنی (سوبژکتیو) هستند. یعنی بیان آرزوها و خواستههااند.»عقاید پان ایرانیست ها :
1- تکیه بر تاریخ و تمدن ایران باستان و ضرورت توجه به آن
2- تاکید بر واژه ی ملت ایران برای یکپارچه ساختن کشور و تقویت روحیه ی وحدت ملی
3- مقابله با تفکرات نژادهای دیگرمنطقه بخصوص پان ترکیسم و پان عربیسم
4- تاکید بر زبان و خط فارسی
5- نفی نقش مذهب به عنوان ایئولوژی پیوند دهنده بین مردم یک کشور و … .
در ترکیه با روی کار امدن آتاتورک , درمصر با به حکومت رسیدن جمال عبدالناصر و در ایران با سلطنت رضاخان ایدئولوژی های ملی در دستور کار قرار گرفت .در زمان حال نیز با آغاز دوره نهم ریاست جمهوری واژه ملت جلوه ای دوباره یافت . اگر نگاهی به سخنان جناب آقای احمدی نژاد بیندازیم خواهیم دید به وفور از واژه ی ملت و مردم ایران استفاده شده است . ولی تفکرات جناب رئیس جمهور تفاوتهای زیادی با نظریه پان ایرانیست ها دارد :
1- احمدی نژاد به عنوان یک مسلمان هیچگاه به دنبال نفی اسلام در تاریخ سیاسی-فرهنگی کشور نبوده است .ایشان همواره در سخنان خود بر نقش اسلام در وحدت ملی کشور تاکید نموده و حتی در سفرهای خارجی و مصاحبه با رسانه های بیگانه نیز نیز به آن توجه نموده است .
2- دولت نهم و دهم هیچگاه نگاه افراطی به مساله ی تاریخ و تمدن ایران باستان نداشته اند . هرچند در برخی جاها برای شناساندن هویت ملی ایران تلاشهایی نموده اند مانند برگزاری جشن نوروز , تلاش برای بازگرداندن لوح حقوق بشر کوروش و غیره .البته در قرآن نیز به این بحث پرداخته شده است و علت اختلافات فیزیکی و قومی نیز ذکر گردیده :
«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم» (حجرات/13)
ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و در گروهها و تیرههای بزرگ و کوچک جای دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛همانا گرامی ترین شما نزد خدا، با تقوی ترین شماستبه گفته علامه طباطبایی در تفسیر این آیه:
«مفسران گفته اند: آیه شریفه در مقام بیان این مطلب است که ریشه تفاخر به انساب را بزند. و بنابر این مراد از جمله «من ذکر و انثی» آدم و حوا خواهد بود و معنای آیه چنین می شود: ما شما مردم را از یک پدر و یک مادر آفریدیم. همه شما از آن دو تن منتشر شده اید. چه سفیدتان و چه سیاهتان، چه عربتان و چه عجمتان و ما شما را به صورت شعبه ها و قبیله های مختلف قرار دادیم نه برای اینکه طایفه ای از شما بر سایرین برتری و کرامت داشته باشد، بلکه صرفاً برای اینکه یکدیگر را بشناسید و امور اجتماعات و مواصلات و معاملاتتان بهتر انجام گیرد.»
تـوضـيـح ايـنـكـه : ايـن فـطـرت و جـبـلت در هـر انـسـانـى اسـت كـه بـه دنـبـال كـمـالى مى گردد كه با داشتن آن از ديگران ممتاز شود، و در بين اقران خود داراى شـرافـت و كـرامـتـى خـاص گـردد. و از آنـجـايـى كـه عـامـه مـردم دل بستگيشان به زندگى مادى دنيا است قهرا اين امتياز و كرامت را در همان مزاياى زندگى دنيا، يعنى در مال و جمال و حسب و نسب و امثال آن جستجو مى كنند، و همه تلاش و توان خود را در طلب و به دست آوردن آن به كار مى گيرند، تا با آن به ديگران فخر بفروشند، و بلندى و سرورى كسب كنند.
آن مـزيـتـى كـه مـزيـت حـقـيـقـى اسـت و آدمـى را بالا مى برد، و به سعادت حقيقيش كه همان زنـدگـى طـيـبـه و ابدى در جوار رحمت پروردگار است مى رساند، عبارت است از تقوى و پـرواى از خـدا.
تقوى يـك مزيت واقعى و حقيقت است نه آن مزايائى كه انسانها براى خود مايه كرامت و شرف قرار داده اندادامه دارد ………
[ad_2]




