جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
محمد بن مکی
نام هاي ديگر: شهید اول،شیخ شهید ،
موطن: جبل عامل
نام پدر : ابومحمد مکی
تاريخ وفات: 786قمریسرزمین دانش و عمل
جبل عامل ، منطقه ای استکوهستانی در جنوب لبنان که جباع ، نطبیه ، جزین و دیگر شهرک های لبنانی در آن واقعشده است . بزرگترین شهرهای آن صور و صیدا است.
جنوب لبنان و منطقه جبل عاملنامی است آشنا که در تاریخ شیعه سوابق درخشانی دارد. شیعیان این خطه در جهاد ومبارزه ، استواری و ثبات قدم در برابر دشمنان اسلام و بشریت و عشق و اخلاص نسبت بهامیرالمومنین علیه السلام و فرزندان معصوم آن حضرت مشهورند.
تشیع مردم این منطقهرا باید از وجود مقدس ابوذر غفاری ، صحابی با شهامت و عالی قدر پیامبر صلی اللهعلیه و آله اسلام دانست که بذر تشیع را در دلهای پاک و با استعداد آنان افشاند وبرای اولین بار مهر علی علیه السلام را در قلوب آنها جایگزین کرد. او مسجدی بنا کردکه هنوز به نام((ابوذر غفاری))در جبل عامل در دهی به نام((میس الجبل))مشهور است . مساجددیگری نیز در این منطقه ، منسوب به ابوذر وجود دارد.
از قرنهای پیش تاکنون ،دانشمندان و فرزانگان زیادی از سرزمین مقدس جبل عامل برخاسته اند که هر یکافتخاری پس بزرگ برای اسلام و مسلمین اند. فقهای نامدار و سرشناسی همچون محقق ثانی، شیخ لطف الله میسی ، شیخ بهایی ، شهید اول ، شهید ثانی ، علامه سید محسن امین وسید عبدالحسین شرف الدین عاملی – رضوان الله علیهم اجمعین – از آن دیارند.
شیخحر عاملی که خود از مفاخر بنام جبل عامل است ، می نویسد:
از بعضی استادان بزرگشنیدم که در یکی از روستاهای جبل عامل در زمان شهید اول هفتاد مجتهد در تشیع جنازهای شرکت داشتند. شمار دانشمندان و نویسندگان این منطقه نسبت به دیگر دانشمندان ونویسندگان حدود یک پنجم است ، در صورتی که این منطقه از نظر وسعت یک صدم دیگرکشورها را تشکیل داده است.([1])
شیهد اول که بهدیدارش می رویم و خوشه چین زندگی پر بارش خواهیم بود، از این خطه مقدس و فقیه پروراست.
طلوع خورشید
سال 734 قمری است . جبل عامل ،این سرزمین مبارک و مرتبط با فلسطین و قدس به خود می بالد. گویا حادثه ای اتفاقافتاده است ، حادثه ای بس بزرگ و شادی بخش . خورشیدی از افق شهرک جزین درخشید کههمه جا را نورانی کرد.
اینک به دور از پیرآیه و وصفی به روایت تاریخ گوش دل میسپاریم:
نام آسمانی اش : محمد.
لقب : شهید اول.
پدر: ابومحمد مکی ، ملقببه((جمال الدین))یا((شرف الدین)).
مادر:بانویی از آل معیه ، زنی از خاندان علوی در عراق.
جد: شیخ محمد، ملقب به((شمس الدین)).
زمان ولادت: 734سال پس از هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به مدینه.
مکان ولادت:شهرک جزین در جبل عامل.
تبارنامه
شهید اول از فقهایناموری است که پدر و اجدادش همه از دانشمندان بنام بودند. وی در خاندانی زندگی کردو تربیت شد که همه اهل دین و دانش و فضیلت و تقوا بودند و همت بلند در نشر معارفاسلامی داشتند و از مدافعان واقعی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به شمار میآمدند.
تبارنامه شهید به چهار قبیله همدان ، اوس ، خزرج و مطلب متصل است کهبزرگترین و مقدس ترین قبایل عرب درصدر اسلام بودند و به هر کدام از جهتی منتسب است.
انتساب وی به قبیله همدان و حارث همدانی ، از ناحیه جده مادری است . به قبیله((خزرج))از طرف جده پدریمنسوب است و ممکن است از طریق سعد بن عباده باشد. از سوی پدر به قبیله((بنی المطلب))منسوب است . ازاین رو به لقبهای شریف ، مطلبی و هاشمی مشهور گشت . و از جهت مادر نیز از تبار سعدبن معاذ است ، چنانکه در نوشته دختر شهید است که : آقای ما، خورشید دین و آیین ، ازجهت مادر به سعد بن معاذ رئیس قبیله((اوس))منتسب است.([2])
آغاز تحصیل
((شهید اول))دوران کودکی را درزادگاهش((جزین))سپرینمود و در محیطی آکنده از معنویت و روحانیت ، در موقعیتی استثنایی رشد کرد. وی ازآغاز کودکی از هوش و استعداد سرشاری بر خوردار بود و بیش از اندازه به فراگیری دانشو رسیدن به فضایل اخلاقی و معنوی علاقه داشت . او تا 16 سالگی در وطنش بزیست و ازمحضر پدر بزرگوارش که استادی فاضل و از بزرگان اساتید اجازه به شمار می رفت ،مقدمات علوم دینی و فقه را آموخت . در این مدت نیز از محضر عموی پدرش((شیخ اسد الدین صائغ جزینی))بهره کافی برد و مقدمات علوم ریاضی را فرا گرفت.
علامه سید محسن امین مینویسد:
شیخ اسد الدین صائغ ، دانشمندی بزرگ بود و در سیزده رشته از علوم ریاضیتخصص و مهارت داشت.([3])
ازدواج و فرزندان
محمد بن مکی عاملی با کنیه((ابوعبدالله))و لقب((شمس الدین))که پس از شهادت به شهید اول معروف گشته ، با دختر استاد وعموی پدرش ، شیخ اسدالدین صائغ جزینی ، ازدواج کرد.([4])
همسر وی علاوه بر اینکه دختر دانشمندی چوناسدالدین صائغ جزینی است ، بانویی فقیه و دانشمند بوده است که به((ام علی))مشهور و پیوسته موردتعریف و تمجید شهید اول بود و شهید به دیگر زنها دستور می داد که در مسائل شرعی ومشکلات مذهبی به او مراجعه نمایند.([5])
ثمره این پیوندمبارک ، سه پسر و یک دختر گردید که همه آنان از ابرار و فرزانگان بنام شیعی بودند واز نسل آنها دانشوران و چهره های علمی برازنده ای برخاستند که در علم و تقوا وفضیلت و بزگواریهای اخلاق و انسانی شهرت فراوان داشتند.
رضی الدین ابو طالبمحمد، بزرگ ترین فرزند شهید، دانشمندی فاضل و والامقام بود که از پدرش و ابن معیه ودیگر محدثان حدیث نقل می کند.([6])
ضیاالدینابوالقاسم علی ، فرزند دیگر شهید، شخصیتی بزرگوار و مورد اعتماد بود و در شمارپرهیزکاران و صالحان جای داشت که از پدر و دیگر استادان حدیث ، روایت نقل می کند ومحمد بن داوود موذن عاملی ، از او حدیث نقل می کند.([7])
فرزند دیگر شهید اول ، جمال الدین ابو منصورحسن است که از محققان و فقهای برجسته بود و از دست پدر به دریافت اجازه نقل حدیثمفتخر گردید.([8])
دختر شهید، ام الحسن فاطمه است که به((استاد حدیث))معروف است وبانویی پاکدامن و عفیف و در شمار بانوان فقیه و دانشمند یاد شده است . علما واساتید بزرگ از او به نیکی یاد کرده اند و نیز شهید اولپیوسته از دختر دانشمندش ،ستایش می کرد و به زنان دستور می داد که او را الگو و اسوه خویش قرار دهند و درمسائل شرعی و عبادی به وی مراجعه کنند.([9])
شهید ثانی میگوید: من نوشته سید بزرگوار تاج الدین ابن معیه را دیدم که به استاد ما شمس الدینمحمد بن مکی (شهید اول ) و دو فرزندش محمد و علی و نیز خواهرشان ام الحسن فاطمه ،اجازه نقل روایت داده بود.([10])
هجرت
مدرسه و حوزه علمیه حله در قرنهشتم هجری از رونق بسزایی برخوردار بود و اندیشمندان بزرگ شیعه در آنجا حضورداشتند، به طوری که تشنگاه دانش و فقاهت از هر سو به آن سر چشمه دانش و فضیلت رویمی آوردند. در این زمان حوزه درس فخر المحققین ، فرزند نابغه علامه حلی ، اهمیت فوقالعاده ای داشت . از این رو شهید، آهنگ این شهر شیعه نشین و فقیه پرور را کرد و درسال 750 ق در حالی که شانزده بهار از زندگی اش گذشته بود برای تکمیل معلومات خویش ورشد فکری و علمی بیشتر و استفاده از گنجینه دانش دانشمندان بزرگ و فقهای نامی ، بهعراق هجرت کرد و وارد شهر تاریخی حله شد. نقل شده است که شهید، اولین شخصی بود کهاز جبل عامل برای تحصیل علم به عراق مهاجرت کرد.([11])
شهید پنج سال درحله ماند و در آنجا از محضر فقهای شیعی نظیر فخر المحققین ، سید فخار موسوی ، سیدعمیدالدین حسینی و برادرش سید ضیاالدین حسینی (خواهر زادگان علامه حلی )، تاج الدینابن معیه حسنی ، نجم الدین جعفر بن نما و دیگران که همه از دانشوران و ففهای سترگاین دیار بودند، استفاده کرد و به زینت دانش ، تهذیب اخلاق و تزکیه نفس ، بیش ازپیش آراسته گردید.
وی با نبوغ و پشتکار در تحصیل علوم ، در سال 751 ق . در هفدهسالگی ، از دست فخر المحققین به دریافت گواهی اجتهاد و نقل حدیث موفق شد و نیزدومین و سومین اجازه را در سال 756 ق . از او دریافت کرد و نیز از دست تاج الدینابن معیه حسنی ، به اخذ گواهی اجتهاد و نقل حدیث مفتخر گشت.([12])
شهید در زمان اقامتش در شهر حله ، به بغداد،کربلا، نجف و دیگر شهرهای عراق سفر کرد و در جوار بارگاه ملکوتی ابی عبدالله الحسینعلیه السلام و امیر المومنین علیه السلام ، با استمداد از معنویت و روح بلند ائمهاطهار علیهم السلام از علمای آنجا نیز بهره ها برد.
بازگشت به وطن
شهید پس از رسیدن به مدارج عالی علمی و مسلح شدن به سلاح علم و عملدر سال 755 ق به وطنش((جزین))بازگشت . چرا که وی فقیهی برازنده ، متکلم و محدثی آگاه وادیبی گرانمایه گشته بود همچون شجره طیبه ساز بود تا از میوه و عارف بلندش ،شیفتگان و علاقه مندان زادگاهش بهره ببرند.
از نخستین خدمات فرهنگی او پس ازبازگشت از هجرت علمی این بود که در جزین مدرسه ای تاسیس کرد که از بقیه مدارس جبلعمل ، پیشرفته تر و در تدریس فقه و اصول پیشگام بود. در حقیقت شهید فکر و اندیشهفقهی ، اصولی و کلامی علامه و فرزند فخر المحققین را به جبل عامل منتقل و شاگردانزیدای را تربیت کرد و به جهان اسلام تقدیم داشت که همگی از ابرار و مجتهدان بنامبودند.
از دست پروردگار مکتب فقهی او، فرزندانش به نامهای رضی الدین ابوطالبمحمد، ضیاالدین ابوالقاسم علی ، جمال الدین ابو منصور حسن و دختر دانشمندش فاطمه امالحسن ملقب به((سنت المشایخ))و نیز همسرش ام علی ، بودند که شیخ حر عاملی درباره وی مینویسد:
شهید پیوسته از همسرش ستایش می کرد و به زنها دستور می داد در مسائل ومشکلات مذهبی به وی مراجعه کنند.([13])
شرف الدین مقدادبن عبدالله ، مشهور به((فاضل مقداد))(متوفای 628. ق ) نویسنده کتاب((کنز العرفان فی فقه القرآن))و((فصل القواعد))، سیدبدرالدین حسن بن ایوب مشهور به ابن نجم الدین اعرجی حسینی ، شمس الدین محمد بنعبدالعالی کرکی عاملی ، زین الدین ابوالحسن علی بن حسن ، مشهور به((ابن خازن))و شمس الدن محمد بننجده معروف به((ابن نجده ، از شاگردان و تربیت یافتگانمکتب پر بار فقهی شهید اول به شمار می آیند.([14])
شهید اول علاوهبر تدریس و تربیت شاگردان و تالیف کتاب در علوم مختلف ، پاسخگوی مشکلات مذهبی ،اعتقادی ، اجتماعی و سیاسی مردم بود. به طوری که خانه مقدس و نورانی وی پناهی برایعموم مردم بویژه شیعیان بود که در مشکلات و سختیها بدانجا می شتافت و احساس امنیت وآرامش می کردند. بدین سبب به لقب((ملجا شیعه))مشهور گشت.
سیر در آفاقبیشتر سفر باید
تا پخته شودخامی
شهید به منظور دیدار و ملاقات علمای بزرگاسلام و کسب تجارب و بهره مندی از اندوخته های آنان به سیر آفاق پرداخت و به مراکزعلمی دمشق ، مصر، مفلسطین ، مکه و مدینه و دیگر شهرها مسافرت کرد.
در سال 768 ق.در دمشق به محضر فیلسوف بزرگ شیعی و حکیم فرزانه ، قطب الدین رازی ، مشرف شد و ازخرمن دانش او خوشه ها چید و به گواهی نقل روایت از دست مبارکش مفتخر گشت.([15])
وی با اطلاع و آگاهی کامل از فقه غنی شیعه ،با دانشمندان بزرگ اهل سنت نیز در ارتباط بود و در حوزه های درس آنها شرکت می کرد.چنان بر نظریات فقهی آنان آگاهی و تسلط داشت که اهل سنت در اعمال عبادی و مسائلمذهبی به وی مراجعه می کردند و بر مذهب آنان فتوا می داد. خودش می نویسد:
منمصنفات و مرویات حدود چهل تن از علمای مکه ، مدینه ، بغداد، دمشق ، بیت المقدس ومقام خلیل (در فلسطین ) را از آنان روایت می کنم . من صحیح بخاری نیز صحیح مسلم ،مسند ابی داوود، جامع ترمذی ، مسند احمد و دیگر کتابهای آنان را روایت می کنم.([16])
میراث ماندگار
شهید در مدت عمر کوتاه و با برکت خودش بیش از سی اثر در علوم و فنونمختلف مانند فقه ، اصول فقه ، کلام ، حدیث ، ادبیات و شعر از خویش به جای گذاشت.او گرچه با بصیرت و دید عمیقی که داشت در هر علمی که وارد می شد به طور بایسته ازعهده آن بر می آمد، در فقه بیشترین شهرت را پیدا کرد به طوری که تا نام فقه جعفریشنیده می شود شخصیت فقهی شهید اول به ذهن خطور می کند. چرا که فقه شیعه را با قلمیمحکم ، روان ، بسیار ماهرانه و ادیبانه نوشت و به ارمغان گذارد و نام مقدسش با فقهجعفری در آمیخت.
مشهورترین اثرش کتاب گران سنگ((اللمعه الدمشقیه))است کهعالیترین منبع و متن متقن فقه شیعه ، مشتمل بر تمام ابواب فقه از بحث طهارت تااحکام دیه است . تاکنون شرحهای زیادی بر آن نوشته اند که مشهورترین آنها شرحهای استکه شهید ثانی به((الروضه البهیه))نوشته است.
این کتاب با شرح شهید ثانی ، محور و متندرسی فقه حوزه های علمیه است و چندین قرن است که در حوزه های علمیه است و چندین قرناست که در حوزه های علوم اسلامی تدریس می شود و دانش پژوهان علاقه مند به معارف اهلبیت علهیم السلام از آن بهره مند و سیراب می شوند.
غیر از این اثر معروف وماندنی ، بسیاری از کتابها و آثار شهید اول ، در دسترسی است که بیشتر آنها به وسیلهشاگردانش و نیز علما و فقهای بعدی شرح داده شده است که اساتید، محققان طلاب حوزههای علوم اسلام از این میراث ماندگار بهره کافی می برند. در اینجا تنها به ذکر نامآنان بسنده می کنیم.
1 -المقاله الکتلیفه.
2 -المسائل الاربعنیه.
3 -العقیده.
4 -اربعون حدیثا در دو جلد.
5 -اختصار الجعفریات.
6 -مزارالشهید یا منتخب الزیارات.
7 -الدر الباهره من الاصداف الطاهره.
8 -مجموعه الاجازات.
9 -مجموعه الشهید در سه جلد.
10 -جامع البین من فوائدالشرحین.
11 -الفیه.
12 -النفلیه.
13 -القواعد الکلیه الاصولیه والفرعیه.
14 -ذکری الشیعه فی احکام الشریعه.
15 -الدروس الشرعیه فی فقهالامامیه.
16 -غایه المراد فی شرح نکه الارشاد.
17 -البیان.
18 -خلاصه الاعتبار فی الحج و الاعتمار.
19 -الباقیات الصاحات.
20 -حاشیه علیالذکری.
21 -احکام الاموات.
22 -جواز ابداع السفر فی شهر رمضان.
23 -مسائل ابن مکی.
24 -جوابا الفاضل المقداد.
25 -جوابات مسائل الاطراوی.
26 -شرح قصیده شفهینی.
27 -شعر الشهید الاول.
سیمای شهید
شهید اول روحی بزرگ و اندیشه هایبلند داشت ولی این قله فرازمند ایمان و جهاد، شهادت و فقاهت ، لاغر اندام و از نظرجسمی ضعیف بود. او بحق از پارسایان و شب زنده داران بود که به قدرت و نیروی خداییکه سرچشمه همه کرامتها و قدرتهاست ، پیوستگی داشت . در سختیها و مشکلات و حوادثروزگار، لطف و رحمت خدا شامل حالش می شد و مصایب و ناراحتی روزگار را به سادگی پشتسر می گذاشت . از او نقل شده که گفته است:
مجلس من در دمشق از دانشمندان اهلسنت به موجب نزدیکی و رابطه ای که با آنها داشتم خالی نبود ولی وقتی آغاز به نوشتنکتاب لمعه کردم بیم آن داشتم که فردی از متعصبان وارد شود و ببیند، اما از لحظهشروع تا پایان کتاب هیچ یک از آنان بر من وارد نشدند و این از الطاف غیبی الهیبود.([17])
او با تقیه شروع به نوشتن فقه شیعه کرد و باتوکل به خداوند متعال و پشتکار و اطمینان به نفس در مدت هفت روز، بدون اینکهبیگانگان متوجه شوند، کتاب را به پایان رساند. با این ویژگیها و حالتهای معنوی استکه محققان و اندیشمندان بر ستایش از او برآمده و به صفات پسندیده وی را ستوده اندبه گواهی استادش فخرالمحققین:
من از شاگردم محمد بن مکی بیش از آنچه او از مناستفاده نموده است بهره بردم.([18])
محقق خوانساریمی نویسد:
شهید اول بعد از محقق حلی بزرگترین فقهای آفاق است تمام دانشمندان بهبصیرت و استادی او معترف اند. برازندگی و درخشش وی در فقه و قواعد احکام همچونبرازندگی شیخ صدوق ، در نقل احادیث اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام است.
چونان شیخ مفید و سید مرتضی است ، در اصول عقاید و کلام و در بحث و مناظره وکنار زدن اندیشه های انحرافی همچون شیخ طوسی است . در گستردگی دانش و فنون مختلف وزیادی استاد و شاگردانش برجسته ، چونان ابن ادریس حلی است . در تبیین و شکافتنمباحث فقهی ، چونان نصیرالدین طوسی است . در همدردی با امت و برطرف نمودن مشکلاتعلمی و اجتماعی ، نجم الائمه رضی است . در تنقیح علم نحو و صرف ، علامه مجلسی است.در جایگزینی فرهنگ و آداب شرع در بین دانشمندان و انسانها، امام مروج بهبهانی است.در اثبات و جایگزینی حق و عدالت و نابودی باطل و زدودن اندیشه ها از اوهام و خرافات.([19])
دردمشق
[ad_2]




