جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
محمد بن حسن بن ولید قمی
موطن: قم
نام پدر : حسن
تاريخ وفات: 343قمریزندگینامه ها:
منبع :
استاد صدوق
ابوالقاسم لطیف زاده دامغانی
محمد بن حسن بن ولید قمی
در طول تاریخ اسلام، بالاخص تاریخ تشیع، همواره دانشمندانی می زیسته اند که در حراست و حفاظت از مبانی و احکام نورانی اسلام و تشیع علوی، زحمات فراوانی را متحمل شده اند. تشیع کنونی نتیجه تلاش مستمر و بی وقفه همین بزرگان بوده است که امروزه بدون آنکه تغییر و تبدیلی در ارکان و احکام جاودانی آن پدید آید و یا گرد و غباری بر چهره پرفروغ آن بنشیند، روز به روز با چهره ای شفاف تر و تابناک تر خودنمایی می کند. اکنون علی رغم تهاجم جدی و گسترده دشمنان قسم خورده این آئین مقدس – که در اعصار مختلف و با شیوه های متفاوت در محو آثار ارزشمند اسلام و یا کم رنگ جلوه دادن زیبایی های آن کوشیده اند. – به وضوح می بینیم که به لطف امدادهای غیبی خداوند منان متعال و هوشیاری علمای آگاه و بیدار، این توطئه ها ناکام و خورشید وجودی این آئین جاودانی در افقی بالاتر و تابناک تر از گذشته پرتو افشانی می کند. «یُریدُون لِیُطفِئُوا نُور اللّه بِاَفواههم و اللّه مُتّمُ نُورِهِ وَ لَو کَرِهَ الکافِرون.»(1)
آنان که می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولی خداوند نور خود را کامل می کند، هر چند کافران خوش نداشته باشند.
با مطالعه ادیان و مذاهب مختلف و آنچه در ادوار گوناگون بر آنها گذشته است و اینکه تا چه حد دست خوش حوادث و دچار تغییر و تحول شده اند – به طوری که در بعضی از موارد حتی تغییر کلی و ریشه ای یافته و اصول و مبانی اولیه خود را از دست داده اند. – نقش علمای ژرف اندیش و پرتلاش اسلام در پاسداری از حریم اسلام ناب محمدی (ص) به خوبی روشن خواهد شد.
در این میان، نقش علمای علم رجال و محدثین نامی شیعه در نقل احادیث صحیح و معتبر، دقت و تأمل فراوان درعدم نقل روایات ضعیف با طرح آنها و جلوگیری از تحریف و تبدیل در احادیث صادره از ائمه اطهار (ع) بسیار حائز اهمیت و قابل تقدیر می باشد.
محمد بن حسن بن ولید قمی مشهور به «ابن ولید»(2) را باید در شمار یکی از دانشمندان و فقهای صاحب نام جهان تشیع در عصر خود به حساب آورد که در بین علمای علم رجال و محدثین نامی شیعه، در وثاقت و اعتماد ویژه به او، جایگاه ویژه ای دارد. دراین جستار به فرازهایی از زندگانی این شخصیت بزرگ جهان تشیع، با استناد به گفتار رجال شناسان و محدثین بلند آوازه اشاره خواهیم کرد.
دوران شکوفایی ابن ولیدمحمد بن حسن بن ولید مشهور به ابن ولید و کنیه اش ابوجعفر می باشد. اگر چه متأسفانه در کتب رجالی از تاریخ ولادت این عالم و فقیه بزرگ سخنی به میان نیامده است.
لیکن دوران شکوفایی وی از زمانی آغاز می شود که ایشان پس از رحلت علی ابن بابویه، پدر بزرگوار شیخ صدوق – رحمهما اللّه – در قم و رحلت محدث عظیم الشأن، ثقة الاسلام کلینی (م 328 یا 329) در بغداد و همزمان با شروع غیبت کبرای امام زمان (ع) (329 ق)، در زمره بزرگترین فقها و محدثان شیعه، در ایران و در شهر مقدس قم می زیست.(3)
با توجه به اینکه قم در آن روزگار مانند ایام پیشین خود، مرکز شیعه و فقها و محدثین بود و بسیاری از مشایخ فقه و حدیث در آن به سر می بردند، با این وصف چهره پرفروغ ابن ولید در بین آنها امتیازات ویژه ای داشت و سرآمد همه آنها بود.
ابن ولید در فقه، حدیث، علم رجال و جرح و تعدیل راویان و رجال حدیث از درخشنده ترین چهره های علمی شیعه بود.(4)
مکتب فقه و حدیث او، یعنی فتوی بر اساس متون حدیث و دلالت آن بدون تمسک به علم اصول فقه – که کار فقهای پیشین قم و علی ابن بابویه بود.- در اواسط سده چهارم هجری قمری به وی منتقل شد. بینش خاص او در جرح و تعدیل راویان و دقت فراوانش در عدم نقل روایت از روایتگران ضعیف در قم، زبانزد اهل فقه و حدیث بود.
ابن ولید در نظر دانشمندان بزرگ شیعه
شیخ الطائفه، محمد بن حسن طوسی معروف به «شیخ طوسی»(5) که به اعتراف تمام دانشمندان اسلامی، که پس از وی آمده اند، یکی از بزرگترین نوابغ جهان و پیشوای فقها و متکلمین عصر خود بوده است. او شخصیتی است که امروزه نیز مجتهدین شیعه، ریاست و تقدم او را در علم فقه، اصول، کلام، تفسیر و سائر علوم اسلامی مسلم می دانند (به همین جهت وی را پیشوای علما و مجتهدین شیعه یعنی «شیخ الطائفه» می نامند). این فقیه نامی درباره ابن ولید می گوید:
«محمد بن حسن بن ولید قمی دانشمندی جلیل القدر، آگاه به رجال و مورد اطمینان می باشد. او در علوم گوناگون کتاب های زیادی دارد که از جمله کتاب الجامع، التفسیر و غیر اینها است. روایات و کتب وی را ابن ابی جید برای ما نقل کرده و نیز جماعتی از علما از فرزندش احمدبن محمدبن حسن و جماعتی دیگر از علما هم آنها را از ابوجعفر بن بابویه (شیخ صدوق) به ما اطلاع داده اند.»(6)
در حاشیه فهرست شیخ آمده است که:
«محمد بن الحسن از احمد بن علویه الکاتب الاصفهانی البحری معروف به ابن اسود متوفای سنه 320 ق (تقریباً)، که صاحب قصیده ای هزار بیتی به نام مجرة در مدح حضرت امیرالمؤمنین (ع) می باشد، روایت می کند.»(7)
شیخ اجل طوسی (ره) در کتاب ارزشمند رجال خود نیز از این فقیه والا مقام نام برده و می گوید:
«محمد بن حسن بن احمد بن ولید قمی دانشمندی جلیل القدر است و استادی آگاه به فقه و ثقه. او از محمد بن حسن صفّار و سعد بن عبداللّه اشعری روایت می کند و هارون بن موسی تلّعکبری هم از وی می گوید: «وی را ندیده ام؛ ولی اجازه او به دست شاگردش جعفر بن حسن مؤمن که همه روایاتش را در بردارد، به من رسیده است و تمام روایات او را ابوالحسین بن ابی جید به ما خبر داد.»(8)
احمد بن علی بن احمد بن عباس معروف به نجاشی، (م 450 ق) یکی از علمای علم رجال در کتاب رجال خود – که آن را پس از فهرست و رجال شیخ تألیف کرده و در صدد رفع کاستی های آن و تکمیل نقیصه های این دو کتاب بوده است.(9) از این فقیه گرانقدر و استاد مشایخ قم، اطلاع بیشتری به دست می دهد و وی را این گونه توصیف می کند:
«ابوجعفر محمد بن حسن بن احمد بن ولید، پیشوای علمای قم، بزرگ فقیه آنها، پیشرو و از چهره های درخشان آنان بود. او در قم می زیست، ولی اصالت او از قم نبود. دانشمندی بود معتمد و شخصی مورد اطمینان، سرشناس و مورد اتفاق همه. او کتاب هایی دارد از جمله: تفسیر قرآن و الجامع. ابوالحسین علی بن احمد بن محمد بن طاهر از وی به ما خبر داد. اجازه ابن ولید به او که مشتمل بر کتاب ها واحادیث اوست، را دیده ام. ابوجعفر محمد بن حسن بن ولید در سال 343 ق وفات یافت.»(10)
آنچه حائز اهمیت است و قابل دقت می باشد این است که دراین اثر گرانبها، که به تعبیر آیت اللّه العظمی بروجردی (ره) «از پایه های رجال ما از لحاظ صحت و اعتبار می باشد.»(11) مرحوم نجاشی چگونه و با چه عباراتی این دانشمند بلند مرتبه را توصیف کرده است: ثقة ثقة، عین و مسکون الیه با مراجعه به این کتاب ارزشمند می بینیم، ایشان کمتر کسی را این گونه و با چنین عبارات معرفی می کند.
ابوالحسن محمد بن احمد بن داود قمی معروف به ابن داود قمی (م 368 ق) از دانشمندان نامی قم، استاد مشایخ قم در زمان خود و از معاصرین شیخ صدوق (ره) در رجال خود، در دو جا بانقل عباراتی از شیخ و نجاشی، بدون آن که چیزی بر این عبارات بیفزاید، از این فقیه بزرگ سخن به میان می آورد.(12)
علامه شوشتری در کتاب قاموس الرجال به نقل از ابن داود می گوید:
«ابن داود در رجال خود در فصل «کسی که دوبار توثیق شده» گفته است: ابن غضائری ابن ولید را دو مرتبه توثیق کرده است.»(13)
علامه حلی (ره) در کتاب رجالی خود، در ترجمان وی، سخن نجاشی را به صورت مختصر نقل کرده و حتی از خود چیزی بر آن نیفزوده است.(14)
شیخ ابوطالب تجلیل تبریزی، در کتاب معجم، در فصل اول (توثیقات وارده در مورد تک تک راویان و تعیین طبقه آنها)، تحت عنوان کسانی که توثیق ویژه دارند، «الموثوقون بالخصوص»، ضمن تلفیقی از عبارات شیخ در فهرست و رجال، نجاشی در رجال و علامه در خلاصه، از ابن ولید سخن به میان می آورد و او را جزو طبقه نهم راویان برمی شمرد.(15)
همان طور که ملاحظه شد محمد بن ولید سر آمد فقها و از چهره های درخشان علمای قم بوده است. یکی از افتخارات این فقیه گرانقدر این است که او استاد بزرگ رئیس محدثین، امین الاصحاب، کسی که با دعای امام زمان (ع) متولد شده است، یعنی حسین بن بابویه معروف به شیخ صدوق (ره) می باشد.
ابن ولید در منظر شاگرد نامدارش، شیخ صدوق (ره)ابن ولید در نزد این شخصیت بزرگ و گرانمایه، اعتماد و وثوق بسیار بالایی دارد و تبعیت این حافظ بزرگ حدیث و عالم به رجال از وی، بسیار قابل توجه و مثال زدنی است و خود از عظمت شخصیت ابن ولید حکایت می کند.
نکته جالب توجه اینکه استادان مرحوم شیخ صدوق، بنابر آنچه مرحوم شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی در شرح حال وی (با استفاده از کلیه منابع و مآخذ و با مراجعه به برخی از تألیفات ایشان به دست آورده است.) بیان کرده است، 252 تن می باشند که در این میان نام محمد بن ولید بر تارک نام اساتید ایشان می درخشد.(16) با دقت و ملاحظه در عبارات شیخ صدوق (ره) در کتاب من لا یحضره الفقیه و دیگر تألیفات آن بزرگ مرد، معلوم می شود که ایشان تا چه حد برای استاد خود احترام ویژه قائل است؛ با تعبیراتی از قبیل «شیخنا» (بزرگ ما، استاد ما)، یا «شیخنا الاستاد» (استاد بزرگ ما).
نهایت اطمینان و اعتماد شیخ صدوق به وی را می توان از کلمات خود او، در ذیل خبر «صلاة یوم غدیر»، (نماز روز غدیر)، در کتاب من لایحضره الفقیه فهمید. ایشان در این کتاب می گوید:
«استاد ما محمد بن ولید – رضی اللّه عنه – آن را صحیح نمی دانست و می گفت: حدیث آن از طریق موسی همدانی رسیده است و او دروغگو و غیر ثقه است و هر خبری را که استاد ما (ره) صحیح نداند و حکم به صحت آن نکرده باشد، در نزد من متروک و غیر صحیح می باشد.»(17)
این عبارت نهایت ستایش از وی را ابراز می دارد و حاکی از شأن و منزلت والای او در نزد شیخ صدوق است.
آیت اللّه العظمی خویی در کتاب معجم رجال خود می گوید:
«شیخ صدوق در کتب خود از محمد بن حسن بن ولید بسیار روایت می کند و در مشیخه،(18) قریب به 140 مرتبه از او نام برده است.» مرحوم خویی در ادامه می گوید:
«همانطور که در ترجمان محمد بن احمد بن یحیی بیان شد، مرحوم صدوق در استفتائاتش از روایات محمد بن احمد بن یحیی – در آنچه را او روایت کرده از گروهی، که نام آنها قبلاً گذشت.- از استادش ابن ولید پیروی کرده و طریق شیخ به او صحیح می باشد. ابن ولید قمی مانند احمد بن محمد بن عیسی(19) و شاگرد نامدارش شیخ صدوق و بسیاری از مشایخ قم، در نقل روایت بسیار احتیاط می کرده و نسبت به پذیرش حدیث و رجال آن دقت و احتیاط بیش از حدی داشته است؛ به گونه ای که هر روایت و راوی را که او می پسندید، نزد علما و محدثین قم دیگر از آن گفتگویی به میان نمی آمد و می پذیرفتند. چنانکه بسیاری از راویان کتاب نوادر الحکمة، محمد بن احمد بن یحیی را جرح نموده (مورد خدشه قرار داده واستثناء کرده) و شیخ صدوق هم به پیروی از استادش، بدون چون و چرا آنها را استثناء کرده است.»(20)
گروهی از فقها، احتیاط فوق العاده و دقت خیلی زیاد وی را نپذیرفته اند و آن را ناشی از وسواس ابن ولید پنداشته اند.(21) ولکن حق این است که این دقت فوق العاده، در تقوی و صداقت وی در نقل روایات ریشه دارد نه در وسواس.
استادان ابن ولید
ابن ولید از فقهای بزرگ قم بهره ها جسته و شاگرد برازنده آنان بوده است. اینک به شاخص ترین اساتید وی اشاره خواهیم کرد:
1 – سعد بن عبداللّه بن ابی خلف الاشعری القمی: نجاشی در رجال خود درباره وی می گوید:
«کنیه او، ابوالقاسم است. او بزرگ این طائفه (اشعری)، فقیه آنها و چهره برترشان می باشد. وی احادیث اهل سنت را هم زیاد شنیده و برای دریافت آنها سفر می کرده است و با محدثین و علمای نام آشنای اهل سنت، مانند: حسن بن عرفه (م 357) و محمد بن عبدالملک الرفیعی (م 266 ق) و ابوحاتم رازی و عباس ترقفی و دیگران ملاقات هایی داشته است. او مولای ما ابا محمد، امام حسن عسکری (ع) را ملاقات کرده است؛ البته برخی از اصحاب این ملاقات را ضعیف می دانند… واللّه اعلم.»
و در ادامه برخی کتاب های او را نام می برد: «کتاب الرّحمة، کتاب ناسخ القرآن و منسوخه و محکمه و متشابهه و…»(22)
علامه حلی در ترجمان وی این گونه می نویسد:
«سعد بن عبداللّه بن ابی خلف الاشعری کنیه اش ابوالقاسم و شخصی جلیل القدر است که اخبار زیادی را نقل کرده و تصنیفات زیادی هم دارد. او ثقه می باشد و استاد طائفه خود است و فقیه و نیکوترین چهره آنها. وی امام حسن عسکری (ع) را ملاقات کرده و در سال 301 ق (و بنا به قولی 229 یا سال 300 ق) در قم رحلت نمود.»(23)
شیخ طوسی (ره) هم در فهرست خود او را توثیق و به بعضی از کتابهایش اشاره کرده است.(24)
مرحوم تفرشی در نقد الرجال خود درباره وی می گوید:
«در ثقه بودن او هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد.»(25)
2 – محمدبن حسن بن فرّوخ الصّفار
نجاشی در مورد او می نویسد:
«ابوجعفر الاعرج، از چهره های برتر یاران قمّی ما است. او شخصی مورد اطمینان (در نقل روایت) و مقدم بر دیگران است. کسی که کمتر نام او در نقل ها حذف می شود. کتابهای او عبارتند از: الصلاة؛ کتاب الوضوء؛ کتاب الجنائز؛ کتاب الرد علی الغلاة؛ کتاب التقیه؛ و بصائر الدرجات. کتاب های او را به جز بصائر الدرجات، ابوالحسین علی بن احمد بن محمد بن طاهر الاشعری القمی [ معروف به ابن ابی جید که بعداً از او سخن خواهیم گفت؛ ظاهراً ایشان شیخ اجازه محمد بن حسن بن الصفار بوده است. ] به نقل از محمد بن حسن بن ولید از خود وی خبر داده است.»(26)
شیخ در رجال خود او را از اصحاب امام عسکری (ع) می داند(27) و در تهذیب بلاواسطه از وی روایت کرده است.(28) علامه حلی هم او را ثقة می داند.(29)
3 – حسن بن متّیل دقّاق
نجاشی درباره او می نویسد:
«او از چهره های وجیه اصحاب ماست و کثیر الحدیث (یعنی احادیث نقل شده به واسطه او زیاد است.) می باشد و کتاب نوادر از اوست.»(30)
ابن داود هم عبارات نجاشی را در مورد وی آورده و درباره چگونگی ضبط نام وی می گوید:
«حسن بن مُتیل به ضم میم و تضعیف تاء (متتیل) است و لکن در اکثر کتب رجال «مَتّیل» (به فتح میم و تشدید تاء) ضبط شده است.»(31)
شیخ طوسی می گوید:
«وی قمی است و ابن ولید در قسم کسانی که از ائمه (ع) روایت نکرده اند، از وی روایت می کند(32) وی به دقّاق (آرد فروش) معروف و از شیوخ (شیخ اجازه در نقل روایت) می باشد.»(33)
علامه (ره) طریق صدوق به جعفر بن ناجیه را که حسن بن متیل در آن می باشد، صحیح می داند.(34) و مرحوم صدوق نیز در مشیخه، وی را به «دقاق» وصف کرده است.(35)
محمد تقی مجلسی (ره) نیز درباره او می نویسد:
«حسن بن متیل ممدوح است و از چهره های نامدار شیعه می باشد.»(36)
صاحب هدایة المحدثین هم وی را ممدوح و مورد اطمینان می داند و می گوید:
«محمد بن حسن بن ولید از او روایت می کند.»(37)
همچنین وحید بهبهانی د رتعلیقه خود تصریح کرده است که او استاد ابن ولید می باشد.(38)
4 – عبداللّه بن جعفر حمیری
یکی دیگر از اساتید ابن ولید، عبداللّه بن جعفر حمیری است. عبداللّه بن جعفر بن الحسین بن مالک بن جامع حمیری، ابوالعباس قمی، استاد علمای قم و از چهره های درخشان علم و دانش، در سال دویست و نود و اندی، وارد کوفه شد. وی ثقه و از اصحاب امام حسن عسکری (ع) است. اهل کوفه از وی روایات زیادی شنیده اند. وی کتابهای زیادی تصنیف کرد که برخی از آنها عبارت است از:(39)
کتاب الامامه؛ الدلائل؛ العظمة و التوحید؛ کتاب الغیبة و الحیرة؛ قرب الاسناد الی الرضا؛ قرب الاسناد الی الجواد؛ و قرب الاسناد الی الصاحب و…(40) بسیاری از اصحاب ما از وی خبر داده اند از جمله: حسین بن عبید اللّه عضائری (م 411 ق). شیخ ابوطالب تبریزی نیز با نقل مختصری از عبارت نجاشی، در فصل «کسانی که با تتبع در کتب شیعه صراحتاً توثیق نشده اند.» از وی نام می برد.(41)
شاگردان ابن ولیدگروهی از مفاخر محدثین و فقهای اواسط سده چهارم هجری، از شاگردان او به شمار می آیند که برخی از آنها عبارتند از:
1 – شیخ صدوق محمد بن بابویه (ره) (م 381 ق)
یکی از شاگردان نامی و بلند آوازه ابن ولید، محمد بن بابویه است که در واقع باید از بزرگترین افتخارات ابن ولید، داشتن شاگردی این چنین با عظمت باشد. محمد بن بابویه معروف به «ابن بابویه» و «شیخ صدوق»(42)، نامی ترین دانشمند گرانمایه، بزرگوار، فقیه و محدث عالی مقدار شیعه، در نیمه دوم سال چهارم هجری است. به راستی که باید او را یکی از استوانه های شریعت دانست. پدر عالی مقدارش، علی بن بابویه می باشد که او نیز به «ابن بابویه» معروف است؛ ولی هرگاه «ابن بابویه» به طور مطلق در السنه علما و متکلمین به کار رود، مقصود فرزند ایشان یعنی محمد بن بابویه است، همان طور که در کتب فقه و حدیث، هر دو را «صدوقین» می گویند؛ البته اگر «شیخ صدوق» نیز گفته می شود منظور همین فرزند او است. شرح ولادت این دانشمند جلیل القدر این گونه است که:
بعد از سال 305 ق که نایت دوم امام زمان (ع) ، یعنی عثمان بن سعید عمری، پس از حدود پنجاه سال نیابت حضرت، بدرود حیات گفت و شیخ اجل، حسین بن روح نوبختی، افتخار نائب سومی حضرت را پیدا کردند و واسطه بین امام زمان (ع) و شیعیان آن حضرت شدند، پدر بزرگوار علی بن بابویه که در آن عصر پیشوای علمای قم بود، وارد بغداد شد. او چون تا آن زمان صاحب فرزندی نشده بود، از این نظر رنج می برد؛ لذا فرصت را غنیمت شمرد و با تسلیم نامه ای به حسین بن روح، از او خواست تا هنگام تشرف به محضر آقا امام زمان (ع) ، نامه را به آن وجود عزیز و مقدس تقدیم دارد.
وی در آن نامه اشتیاق خود را به داشتن پسری ابراز داشته و از حضرت خواسته بود، برای او دعا کند تا خداوند پسری به وی عطا فرماید. جواب امام (ع) هم به وی رسید که:
«… ما برای تو دعا کردیم و به زودی خداوند پسری [ و به روایتی، پسرانی ] فقیه و پاک سرشت، به تو روزی خواهد کرد…»
اسناد و طُرُق این روایت چندان محکم و معتبر است که جای تردید برای هیچ کس باقی نمی گذارد.(43)
شیخ طوسی (ره) از قول خود شیخ صدوق نقل می کند:
«بسیار اتفاق می افتاد، وقتی ابوجعفر محمد بن علی اسود، مرا می دید که به مجلس درس استادم، محمد بن حسن بن ولید – رضی اللّه عنه – رفت و آمد می کنم و اشتیاق زیادی به کتب علمی و حفظ حدیث دارم، می گفت: «جای شگفتی نیست که چنین میل و رغبتی به علم داری؛ زیرا تو با دعای امام زمان (ع) متولد شده ای.»(44)
از این فقیه و محدث ارزشمند، نزدیک به سیصد اثر گرانبها به جای مانده است که برخی از آنها عبارتند از: کتاب توحید؛ کتاب نبوت؛ کتاب وصیة علی (ع) ؛ کتاب مقنع در فقه؛ خصال؛ امالی؛ دعائم الاسلام؛ مختصر تفسیر قرآن؛ من لا یحضره الفقیه؛ کتاب مدینة العلم و…(45) معروفترین و بزرگترین اثر وی که در دسترس است «من لا یحضره الفقیه» می باشد که آن را در سال 372 در روستای ایلاق از توابع بلخ تصنیف کرده است.(46) این فقیه بزرگوار پس از هفتاد و اندی سال زندگانی درخشان و پرافتخار و مسافرت های طولانی در بلاد اسلامی، سرانجام در شهر ری به سال 381 ق، چشم از جهان فرو بست و به سرای ابدی شتافت. آرامگاهش در شهر ری به نام ابن بابویه، مشهور و زیارتگاه مردم مسلمان و عاشقان علم و حدیث می باشد.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
2 – هارون بن موسی تلّعُکْبُری :(47)
یکی از اعاظم مشایخ حدیث در اواسط سده چهارم، هارون بن موسی تلعکبری است. ایشان از اهالی «تلّ عکبرا»،(48) واقع در نزدیکی بغداد و استاد شیخ مفید(49) می باشد. وی در سلسله بسیاری از رجال حدیث، جای دارد و جمعی از مفاخر فقها و علمای ما، از شاگردان او بوده اند .شیخ طوسی در کتاب رجال خود از وی این گونه یاد می کند:
«ابومحمد هارون بن موسی تلّعکبری، دانشمندی جلیل القدر، بلند مرتبه، واسع الروایه و بی نظیر است. وی تمام اصول و مصنفات (علمای شیعه) را روایت کرده است. او در سال 385 رحلت کرد. عده ای از استادان ما از او به ما خبر داده اند.»(50)
نجاشی درباره او می گوید:
«هارون بن موسی بن احمد بن سعید بن سعید ابومحمد تلعکبری از بنی شیبان در میان علمای ما چهره ای درخشان و دانشمندی موثق و مورد اعتماد بود و جای گفتگو نداشت. از جمله کتاب های او یکی الجامع فی علوم الدین است.»(51)
علامه حلی هم با توثیق او، همان عبارات شیخ و نجاشی را درباره وی نقل می کند.(52)
مرحوم میرزا عبداللّه افندی در ترجمان وی می نویسد:
«عالم فاضل کامل، فقیه در علم حدیث، معروف به تلّعکبری، از معاصرین شیخ صدوق – رحمة اللّه علیه -، شیخ مفید – رحمة اللّه علیه – و امثال این دو بزرگوار می باشد. وی از کشی، کلینی، پدر شیخ صدوق، محمد بن القاسم الغلابی، محمد بن حسن بن ولید، حیدر بن محمد بن نعیم سمرقندی و گروه زیادی از علماء روایت می کند. او فرزند فاضلی هم به نام محمد بن ابی محمد هارون دارد. به همین جهت کنیه این فقیه والامقام، ابومحمد می باشد. (نجاشی می گوید که او فرزند دیگری هم به نام ابوجعفر دارد.)»(53)
مرحوم خویی در معجم رجال حدیث می گوید:
«ابی محمد در بسیاری از روایات با عنوان هارون بن موسی واقع شده است. او از علی بن محمد بن همام بن سهیل روایت می کند و جعفر بن محمد بن قولویه در کتاب کامل الزیارات باب 75، «فیمن اغتسل فی الفرات و زار الحسین» از وی روایت کرده است.»(54)
همان طور که در عبارات شیخ در رجال (ص 516) گذشت، این دانشمند نامی بزرگوار، در سال 385 رحلت کرد.
3 – محمد بن احمد بن داود معروف به ابن داود قمی (م 368ق)
ابوالحسین محمد بن احمد بن داود قمی، معروف به ابن داود قمی، مانند معاصرین خود، یکی از مفاخر فقهاء و دانشمندان صاحب نام قم و استاد مشایخ بغداد در عصر خود به شمار می رود و از معاصرین ابن قولویه، شیخ صدوق و دیگران در اواسط سده چهارم است. او در عصر خود پیشوای علمای قم بوده و دانشمندان قم او را بر دیگران مقدم می داشتند.
شیخ طوسی در فهرست از وی این گونه یاد می کند:
«ابوالحسین محمد بن احمد بن داود قمی صاحب کتاب هایی است که از جمله آنها کتاب مزار، که بزرگ و نیکوست، کتاب ذخائر، که وی آن را گرد آورده و این نیز کتابی نیکوست، کتاب ممدوحین و مذمومین و غیر اینها می باشد. کتاب ها و روایات او را شیخ مفید – رحمة اللّه علیه – و حسین بن عبیداللّه عضائری و احمد بن عبدون، از وی به ما خبر داده اند.»(55)
[ad_2]




