جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
محبت خداوند و علاقه به مردم دو الگوى تربيتى امام حسين(ع)
محبت خداوند و علاقه به مردم دو الگوى تربيتى امام حسين(ع)
محبت خداوند موجب مىشود همه گامها در رضاى دوست
برداشته شده و انسان در راه اداى تكليف تزلزل و هراس به خود
راه ندهد و دوست داشتن مردم نيز باعث اعتناى به آنان و
موجب رفع مشكلات مردم خواهد شد.
نويسنده در اين مقاله بر آن است تا اين دو صفت بارز را در
شخصيت امام حسين(ع) كه مىتواند براى كارگزاران حكومت
الگو باشد، به اجمال بيان كند.
<DIV class=an2>
دو صفت بارز كه در شخصيت والاى امامحسين(ع)
جلب توجه مىكند يكى مسأله علاقه و محبت شديد
حضرت به خداوند و ديگرى علاقه و محبت به مردم
است؛ علاقه و محبتى كه پايهها و مايههاى امامت و
ولايت حسين بن على(ع) را از يك سو و تأثيرات فراوان
و سرنوشتساز آن حضرت را در جامعه بشرىو مجتمع
انسانى از سوى ديگر، برقرار و استوار داشته است.هر چند ارباب تحقيق و تأليف از كنار اين دو خصيصه
ارزشمند حسينى به ايجاز و اختصار گذاشتهاند، لكن ناگفته پيدا است كه آنچه اشاره شد دو اصل پر اهميت در زندگانى مولايمان حسين بن
على(ع) است كه مىتوان به گونه مطلوبى از آن بهره بردارى عملى نمود. بهويژه آنكه وى امام
معصوم و واجب الاطاعه است كه همه چيز او (جز آنچه كه دليل قطعى بر اختصاصش به امام
معصوم قائم باشد) براى ما اسوه و سند و دستور است.چنانچه دو موضوع ياد شده به يكديگر ضميمه شده و يك جا از آن بحث شود به گونهاى
سود خواهد داشت و چنانچه از يكديگر بصورت منفك مطرح شوند به گونهاى ديگر. و
مىتوان گفت در صورت دوم نتيجه تصورى و تصديقى آن مهمتر و جامعتر اما با طرح
نخست نتيجه عملى و عينى آن ارزشمندتر خواهد بود. لذا مناسب است در آغاز بصورت
جداگانه پيرامون هر يك اشاراتى داشته باشيم .همه كس بايد خداى را دوست بدارد بلكه تمام كسانى كه خداوند را پذيرفته و به وجود
لايتناهى وى معتقدند مدعى دوست داشتن وى هستند كه وجه آن نيز آشكار است. خداى
بزرگ قدرت مطلق، علم مطلق، حيات مطلق و بالاخره حسن مطلق است و ذرهاى نقص و
شائبه در او راه ندارد، و بالبداهه هر آنچه حسن مطلق باشد در حد اعلاى محبوبيت و
مطلوبيت است، زيرا هر كس حسن و نيكويى را با فطرت و وجدان خود لمس نموده و
مجذوب آن مىگردد.پس همه كس دعواى دوستى با خداوند را دارد و از آن دم مىزند و به آن معترف است و
معتقد. بلكه عارفان و صوفيان تا آنجا پيش رفتهاند كه دوستى هر چيز را دوستى خداوند
انگاشته و مرجع نهائى همه حسنها و زيبائيها را حسن مطلق و ذاتى معشوق حقيقى و معبود
واقعى (خداوند) مىدانند و يكى از معانى جمله معروف (لو ادليتم بحبل الى الارضين
السفلى لهبط الى اللَّه) را همين معنى مىشمرند.البته در مرحله عينيت و عمل بايد اين ادعا يعنى دعوى دوستى با خدواند، به منصه اثبات
برسد وگرنه همچون ديگر ادعاهاى تهى از واقعيت بلكه از آنها هم بدتر خواهد بود، و در
اثبات اين ادّعا، مهم آن است كه خود خداوند كه محبوب واقعى است آن را بپذيرد و بر آن
صحه گذارد.و كل يدعى وصلا بليلى وليلى لا تقر لهم بذاكااذا طلع الصباح و غار نجم تبين مَن بكى ممن تباكى
و روشن است كه مهمترين نشانه صدق اين ادعا آن است كه همه گامها در راه
رضاىدوست برداشته شود و انسان عاشق و محب هيچگونه حركت و سكون، تكلم
وسكوت و قيام و قعودى جز آنچه مورد رضاى پروردگار است نداشته باشد، و اين
نعمتىعظيم و موهبتى ارزنده است در وجود دارندگان آن و طبيعى است هر چه علاقه
وحب بنده به خدا بيشتر و قوىتر باشد دليل معرفت و شناخت و قرب بيشتر به ذات
اقدساو خواهد بود، و لذا عارفان و سالكان راه دوست خداى را بهتر شناخته و به سمت و
سوى وى بيشتر راه يافتهاند، زيرا اينان با اشراقات قلبى و الهامات درونى توانستهاند
دريچهاى در مقابل خود بگشايند و سرى بكشند به آنچه كه در وصف نايد و در شرح نگنجد،
و با دليلها و برهانهاى خشك منطقى و فلسفى و فرمولهاى رياضى و علمى به تحرير و
تقرير نيايد.آرى اينان از همه كس بيشتر عاشق خدايند و به سوى وى پر و بال مىگشايند. در روايتى
كه هر چند از نظر سند بر اساس دراية الروايه محل بحث و گفتگو است اما به لحاظ نكات
عرشى و حقايق عرفانى بلندى كه در آن هست نمىتوان به سادگى از آن گذشت و از متن و
محتواى و زيباى آن به آسانى چشم پوشيد، آمده است كه خداوند متعال فرمود:«من طلبنى وجدنى و من وجدنى عشقنى (يا: من وجدنى احبنى) و من احبنى عشقنى و من
عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلىّ ديته و انا ديته (و يا: و من علىّ ديته
فاناديته)[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]هر كه به جستجوى من بر آيد مرا مىيابد و هر كه مرا پيدا كند دوستم خواهد داشت و هر كه من
را دوست بدارد عاشق و شيفته من خواهد شد و هر كه چنين باشد من نيز عاشق او خواهم بود
و هر كه من عاشق او باشم در اين راه او را خواهم كشت و شهيد عشقش خواهم نمود و هر كه از
سوى من شهيد عشق شود خونبهاى او بر عهده من خواهد بود و من خود ديه و خونبهاى وى
هستم (و به كمتر از اين براى وى راضى نيستم).ديه چيزى است كه در آخرين مرحله دريافت مىشود و آخرين موجودى و دريافتى
است و تنها موجودى عاشق، خداست و بس.اين است كه عاشقان و عارفان راستين از همه خداشناسترند، و با اين موجودى و
سرمايه بزرگ، از همه ثروتمندتر و غنىتر. و اين است كه رسيدن به اين مقام والا به سادگى
حاصل نشود و با ادعا ثابت نگردد.حال بنگريم كه عشق و شيفتگى حضرت اباعبداللهالحسين(ع) به مقام ربوبى و ذات
اقدس الهى چگونه بوده است.
به صراحت تاريخ و احاديث، امام حسين(ع) بيشترين محبت و شيفتگى را نسبت به
خداوند داشت. وجودش سرشار از محبت خدا بود. از ميان آن همه حالات، داستانها و
روايات و اخبار، همين يك جمله بعنوان نمونه براى ما كافى است. جملهاى كه از مهمترين
فرازهاى مناجات او در عصر عرفه در صحراى عرفات با خداى خويش است:متى غبت حتى تحتاج الى دليل يدل عليك و متى بعدت حتى تكون الاثار هى التى توصل
اليك، عميت عين لا تراك عليها رقيباو خسرت صفقة عبد لم تجعل من حبك نصيبا[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….].
كى رفتهاى ز دل كه تمنا كنمترا كى رفتهاى ز ديده كه پيدا كنم تو را
امام(ع) واقعاً دلش براى خدا پر ميزد. اما نه چون دوستىها و دوستان ما كه مىپنداريم دو
دوست در عالم دوستى بايد همه آداب و اخلاق و رسوم را كنار گذاشته و دم از (بين الاحباب
تسقط الاداب) زنند.ديل كارنگى نويسنده و سخنران شهير انگليسى مىگويد: بر خلاف آنچه كه مىگويند
ميان دو نفر دوست قيد و شرطى نيست، من مىگويم هر چه محبت و دوستى ميان دو نفر
بيشتر باشد به رعايت احترام، آداب و اخلاقيات انسانى بايد بيشتر ملتزم و عامل باشند.[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]سخن اين نويسنده غربى را اسلام عزيز، قرنها پيش از اين گفته و دستور داده است. عمل
و روش بزرگان علم و عرفان هم بر اين استوار بوده است. امام حسين، همچون ديگر
پيشوايان اسلام، با آنهمه عشق و محبت به ذات اقدس ربوبى، بيشترين احساس ابهت و
جلال و جمال و عظمت نسبت به پروردگار متعال را در وجود خود همراه داشت كه در موارد
گونهگون تجلى و بروز مىكرد. بايد اينها را در حالات حضرت اباعبداللَّهالحسين(ع) هنگام
آغاز عبادت و نماز، در اقامه نماز، هنگام اداء تكبيرة الحرام، در قنوت و قيام و ركوع و سجود
و جاىجاى نماز، بايد مطالعه كرد.امام حسين(ع) تا پايان عمر، تا روز شهادتش، بلكه تا ساعت و حتى لحظه شهادت اين
ارتباط ناگسستنى و آن عشق سوزان به محبوب واقعى خود را به همراه داشت.در روز شهادت هر چه به زوال ظهر نزديك مىگرديد و ساعات بحرانى جبهه كربلا
نزديكتر مىشد آن عاشق دلباخته با سپرى شدن ساعات فراق و نزديك شدن وعده وصل
قيافهاش مصممتر، رنگ او برافروختهتر، سيمايش گلگونتر و چهرهاش شكفتهتر مىگرديد
و وجد و شور مخصوصى در امام مشاهده مىشد.[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]برخى از مقتل نگاران آوردهاند كه در ساعت آخر براى يك لحظه اشراقى بر دل نورانى
امام تابيدن گرفت، و در آن احساس نمود كه وى از سوى خداوند مجاز است زنده بماند و يا
به وصل دوست بار يابد. «خير بين النصر على اعدائه و بين لقاء اللَّه تعالى»، اين ارتباطى
است ناگفتنى و پيامى است برون از شرح و وصف. امام حسين(ع) كه در حال و هواى ديگرى
بود و جز به معبود ومعشوق نهايى خود نمىانديشيد(لقاء اللَّه تعالى) ديدار خداوند را بر بقاء
در اين دنياى ناسوتى برگزيد[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] و آن خداى دوستى، وى را به سوى دوست فرا خواند.حتى امام حسين در لحظه شهادت تبسم بر لبان خود داشت و خندان و شاداب بود. او آرام
و شاد و بشاش و متبسم و خندان است. شمر از او سر مىبريد اما وى چون گل شكفته است [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
چرا كه وظيفه خود را به انجام رسانيده و اينك در آستانه وصال با معبود و معشوق ومحبوب
خويش است. آرى اين است نتيجه عشق و معرفت به پروردگار، و اين است نتيجه اداء
تكليف و انجام مسؤوليت و وظيفه. آرامش خاطر و سكون و طمأنينه حاصل ارزشمند
خروج از عهده تكليف است. و چه موهبتى از اين ارزشمندتر.قصور و تقصير در اداء وظيفه، تشويش و اضطراب را در فرد (و سپس در جامعه) به
همراه دارد و هر چه ناتوانايى و كوتاهى در اينباره بيشتر، تزلزل و ترس و هراس نيز بيشتر
است. چنانكه هر چه سعى در اداء تكليف و كوشش در انجام وظيفه بيشتر و هر چه مقصد و
مقصود مهمتر و خطيرتر، آسايش روح، سكون خاطر، شادى ضمير و آرامش وجدان نيز
فراهمتر و تأثير عظيم آن در فرد و اجتماع ملموستر و محسوستر مىباشد. چيزى كه
بسيارى از آن غافل و بى خبر و از دستآوردهاى آن ناآگاه مانده و رابطه و پيوند على و
معلولى را گم كردهاند.پيامبر اسلام(ص) از زمان پيشين پيرامون اصحاب امام حسين(ع)، آن عاشقان كوى
دوست و شيفتگان وصال يار چنين فرموده بود: لا يجدون الم مس الحديد[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]. آنان درد و رنج و
اصابت اسلحه آهن را نمىيابند. چگونه مىشود نيزه و خنجر به بدنى فرو رود و بيرون
كشيده شود و خون جارى گردد لكن احساس سوزش و درد در ميان نباشد؟ پاسخ اين است
كه اينان چنان شيفته و دلباخته كوى دوست و راهى به سوى آن ديار بودند كه سر از پا
نمىشناخته و برخورد با سلاحهاى گوناگون را به چيزى نمىگرفتند و كوچكترين اعتنائىبه آن نداشتند و چنان در راه اداى تكليف و انجام وظيفه اسلامى و
انسانى خود سرمست موفقيت و كاميابى بودند كه به هيچ چيز ديگر
نمىانديشيدند. جائى كه ياران و اصحاب امام(ع) چنين بودند آيا خود
آن وجود سرشار و آن مصداق بارز «والذين آمنوا اشد حبا للّه»[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
چگونه بود؟
اين حقيقت (توجه به خداوند و فقط او را به عنوان ملجأ نهائى
دوست داشتن) براى سبككردن بار مشكلات و بالا رفتن توان و
تحمل و بردبارى همه كس، بهويژه دستاندركاران محترم نظام
مقدس اسلامى بسيار سودمند و مفيد است. نظامى كه از هر سوى
تحت فشارهاى گوناگون دشمنان اسلام است. حصر اقتصادى،
نظامى، تهاجم فرهنگى، تهمتهاى واهى، نقض حقوق بشر، اتهام
شوم تروريسم و ديگر حملات و هجمههاى وارده از سوى دشمنان
خارجى و داخلى كه هر لحظه موجى از اينگونه افتراها و دشمنىها به
سوى اين نظام مقدس سرازير مىگردد تا بلكه آن را به دست انهدام و
يا تزلزل و تذبذب بسپرند، براى مقابله و مواجهه با اينگونه حملات
و تهمتها ناجوانمردانه، هيچ چيز سودمندتر و كارگشاتر از تقويت
رابطه با خداوند نيست و بيش از پيش به سوى او توجه داشتن،
افزايش معرفت و محبت به معبود حقيقى، به جنبههاى معنوى
اهميت دادن، در همه حال، به او پناه بردن و رابطه مستمر داشتن، با
عرفان و درك صحيح به سوى او شتافتن، به نماز جمعه و جماعت،
مجالس دعا و نيايش و ذكر و توسل و ديگر مظاهر تقوا و تقويت روح
روىآوردن، بايد برنامه و شعار هميشگى همگان خصوصاً
دستاندر كاران نظام مقدس جمهورى اسلامى باشد، كه هر چه بار
معنوى انسان و هر چه اخلاص و توجه و خداشناسى وى افزايش
يابد خداوند بهتر و بيشتر به سوى و سمت بندهاش روى مىآورد كهبهگفته قران كريم: و من يتق اللَّه يجعل له مخرجا.[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]و به گفته خداوند بزرگ در حديث قدسى:
«من تقرب الىّ شبرا تقربت اليه ذراعا و من تقرب الى ذراعا
تقربت اليه باعا و من تقربت الى ماشيا تقرب اليه هرولة»؛[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]هر كه يك شبر به سوى من نزديك شود من يك زراع (دو شبر) به او
نزديك خواهم شد و آن كس كه يك زراع به من روى آورد من يك
باع (يك بغل) به او روى خواهم آورد و براى او آغوش خواهم گشود
و آن كس كه بهسوى من گام بردارد من به سوى او خواهم دويد.انسان هر چند به سوى خداوند گامهاى بيشتر و بلندترى بردارد،
خداى بزرگ بهتر از آن و بيشتر از آن بهسوى وى اقبال مىكند و
بندهاش را مورد لطف و عنايت خود قرار مىدهد: «قل ان كنتم تحبون
اللَّه فاتبعونى يحببكم اللَّه».[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
يكى از مظاهر بارز تجلى شخصيت والاى امام حسين(ع) دوستى
و علاقه او به مردم و عاطفهاى است كه به مردم ابراز مىنمود. در
حالات او مىخوانيم: زمانى از كنار مستمندان مىگذشت. آنان نانهاى
خود را يك جا گرد آورده و محفل انس كوچكى براى خود ترتيب
داده و آماده خوردن بودند كه امام را سواره ديدند آنان سلام كرده و به
حضرتش تعارف نمودند. امام متواضعانه از اسب پياده شد و در
كنارشان نشست، دعوتشان را اجابت نمود و آنان را مورد ملاطفت و
محبت ويژه خود قرار داد و به آنان فرمود: اگر نه اين بود كه نانهاى
شما صدقاتى است كه به شما دادهاند هم اكنون من نيز با شما همسفره
مىشدم و با شما مىخوردم، اما ما صدقه نمىخوريم. لكن شما
برخيزيد و با من به منزل بيائيد و از سفره ما استفاده كنيد تا من هم با
شما همسفره باشم و همخوراك و همنشين، و چنين كردند.[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]نيك بنگريم آيا رابطهاى از اين نزديكتر و متواضعانهتر با مردم
مىتوان ارائه نمود؟
امام(ع) با اين برخورد ظريف هم به مستضعفان شخصيت داده و هم به گونه ديگر كه با
شئون و وظايف امام مطابق بوده با آنان نشسته و غذا ميل فرمود. جالب اينجا است كه از آغاز
سلام و تعارف به آنان نفرمود برخيزيد با من بهخانه درآئيد بلكه پياده شده در كنارشان
نشست، لطف و عنايت فرمود، آنگاه آنان را به سفره خويش فرا خواند. كه اين خود عالىترين
مظهر مردمى بودن حضرت حسين بن على عليه السلام است.در نمونه ديگر هنگامى كه فرد مستضعف و مستمندى به محضر امام حسين(ع) مىآمد و
در پى حاجت خود نامهاى تقديم مىنمود: امام نامه را نخوانده مىفرمود حاجتك مقضية؛ نياز
تو برآورده شده است. كسانى مىگفتند: يابنرسول اللَّه(ص)، چرا نامه آنان را نمىخوانيد؟پاسخ مىفرمود: اين اندازه از وقت كه من صرف مطالعه نامه وى مىكنم او در مقابل من
شرمنده مىماند و من تحمل اين را ندارم، يا اينكه مىترسم اين اندازه كه من او را جهت
مطالعه نامهاش متوقف سازم خداوند متعال در قيامت مرا در برابر محضر عدل خود متوقف
كند كه توان آنرا ندارم.[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]البته آنان فقراء و بينوايانى واقعى و راست گفتار بودند كه با صداقت و شرمسارى ابراز
نياز خود به محضر امام مىنمودند و وى نيز با نهايت احترام و ملاطفت با آنان رفتار مىكرد.
تا آنجا كه مطالعه مىكنيم يكبار يكى از افراد مستضعف را با خود بهخانه برد و خود به درون
منزل رفته مقدارى وجه نقد كه حقوق فقراء بود در لاى عباى خود گذارده و پشت در خانه
ايستاده همچون انسان خجلت زدهاى پول را از لاى در (به گونهاى كه خودش رو در روى آن
فقير قرار نگيرد) بيرون فرستاده و به سمت وى دراز نمود و فرمود:خذها و انى اليك معتذر واعلم بانى عليك ذو شفقة
بگير پول را و من از تو پوزش مىخواهم و با تو در پى شفقت هستم.كه ناگهان آن شخص فقير از اين عطاى امام(ع) و اين ابراز شرمسارى و اظهار عذر
خواهى آن حضرت به گريه افتاد و اشك ريخت و به شدت دچار انقلاب روحى شد.[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]از اين نمونهها در حالات امام حسين(ع) فراوان است.
علاقه به مردم و محبت و شفقت بر آنان بسيار خطير و ارزنده است. اگر يك مقام مسئول
به مردم علاقمند بود، خوش رفتارى نمود، در صدد حل مشكلات آنان برآمد و كارگشايى
كرد، اين فرد نه تنها انسان موفق و پيروزى است بلكه محبوب عنداللَّه خواهد بود.نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران جنبه مردمى قوى و ارزشمندى دارد. اصولاً نظام از
آن مردم و بر دوش مردم است. مردم خود پاسدار و اداره كننده و متعهد حفظ اين نظام الهى
هستند، آنان هستند كه نيروهاى متمركز و متراكم خود را در راه خدا بسيج نموده و تقديم
انقلاب اسلامى كردهاند. ارزش مردم بسيار زياد است. چه اندازه از رحمت خداوندى دور
است آن كسى كه اين مردم بهپاخاسته را نشناخته و كارى به كار آنان ندارد. اين مردم همه چيز
خويش را فداى اسلام و انقلاب اسلامى كرده و مىكنند. مال، جان، اولاد و كسان و خانه و
كاشانه و در مظاهر گوناگون و مناسبات متعدد، در دوران نهضت و انقلاب و بيش از آن در
جنگ تحميلى، در محاصرههاى اقتصادى و فرهنگى و غيره، هميشه با كمال توان به صحنه
آمدهاند لذا اين مردم و اين انسانهاى شايسته و بندگان خداوند از ارزش والايى برخوردارند
و بايد آنان را به حساب آورد و خدمتگزار و دوستدارشان بود.مردم هم به اين نكته خوب توجه دارند كه اگر كارى برايشان مىشود كرد، بايد كرد. لذا
اگر كار انجام شدنى است اما زمان لازم دارد بايد اين مسأله براى آنان بازگو شود، و اگر كارى
است كه قوانين و مقررات تناسب ندارد بايد آنان را با زبان خوش توجيه كرد كه اگر كارى
انجام نشد بدبين نشوند و اين هم خود يك نكته مهم است. اتفاقاً امام حسين(ع) خود گاهى
اينها را انجام مىداد و نيازمند به محضرش مىآمد، از وى پرس و جو مىكرد، سؤالاتى
مطرح مىفرمود و بر معلومات او مىافزود و روشنگرى مىكرد.[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]البته مردم هم هرگونه شده بايد به اين حقيقت راه يابند كه بيش از حد مقدور و مصوبات
نبايد توقع و انتظار داشته باشند و تغيير و تبديل مقررات و مصوبات يك نظام نه ممكن است
و نه جايز. قانون محور و معيار است و مرجع براى همه كس و همه چيز و نبايد با سوءظن و
بدبينى به مسئولين نگريسته شود. حسن ظن از اصول اسلامى است. به همه چيز و همه كس،
بهويژه به مسئولين نظام و دستاندركاران جمهورى اسلامى. بديهى است چنانچه بهصورت
مردمى با مردم رفتار شود پذيرا خواهند بود و تسليم خواهند شد. اين مطلبى است كه كراراً
آزمايش شده است.
كوتاه سخن آنكه: با توجه به دو جنبه ارزندهاى كه از خصائص و ويژگيهاى حضرت
كرد، اين فرد نه تنها انسان موفق و پيروزى است بلكه محبوب عنداللَّه خواهد بود.نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران جنبه مردمى قوى و ارزشمندى دارد. اصولاً نظام از
آن مردم و بر دوش مردم است. مردم خود پاسدار و اداره كننده و متعهد حفظ اين نظام الهى
هستند، آنان هستند كه نيروهاى متمركز و متراكم خود را در راه خدا بسيج نموده و تقديم
انقلاب اسلامى كردهاند. ارزش مردم بسيار زياد است. چه اندازه از رحمت خداوندى دور
است آن كسى كه اين مردم بهپاخاسته را نشناخته و كارى به كار آنان ندارد. اين مردم همه چيز
خويش را فداى اسلام و انقلاب اسلامى كرده و مىكنند. مال، جان، اولاد و كسان و خانه و
كاشانه و در مظاهر گوناگون و مناسبات متعدد، در دوران نهضت و انقلاب و بيش از آن در
جنگ تحميلى، در محاصرههاى اقتصادى و فرهنگى و غيره، هميشه با كمال توان به صحنه
آمدهاند لذا اين مردم و اين انسانهاى شايسته و بندگان خداوند از ارزش والايى برخوردارند
و بايد آنان را به حساب آورد و خدمتگزار و دوستدارشان بود.مردم هم به اين نكته خوب توجه دارند كه اگر كارى برايشان مىشود كرد، بايد كرد. لذا
اگر كار انجام شدنى است اما زمان لازم دارد بايد اين مسأله براى آنان بازگو شود، و اگر كارى
است كه قوانين و مقررات تناسب ندارد بايد آنان را با زبان خوش توجيه كرد كه اگر كارى
انجام نشد بدبين نشوند و اين هم خود يك نكته مهم است. اتفاقاً امام حسين(ع) خود گاهى
اينها را انجام مىداد و نيازمند به محضرش مىآمد، از وى پرس و جو مىكرد، سؤالاتى
مطرح مىفرمود و بر معلومات او مىافزود و روشنگرى مىكرد.[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]البته مردم هم هرگونه شده بايد به اين حقيقت راه يابند كه بيش از حد مقدور و مصوبات
نبايد توقع و انتظار داشته باشند و تغيير و تبديل مقررات و مصوبات يك نظام نه ممكن است
و نه جايز. قانون محور و معيار است و مرجع براى همه كس و همه چيز و نبايد با سوءظن و
بدبينى به مسئولين نگريسته شود. حسن ظن از اصول اسلامى است. به همه چيز و همه كس،
بهويژه به مسئولين نظام و دستاندركاران جمهورى اسلامى. بديهى است چنانچه بهصورت
مردمى با مردم رفتار شود پذيرا خواهند بود و تسليم خواهند شد. اين مطلبى است كه كراراً
آزمايش شده است.نتيجه
كوتاه سخن آنكه: با توجه به دو جنبه ارزندهاى كه از خصائص و ويژگيهاى حضرت
|316|
<DIV class=aa>
اباعبداللَّهالحسين(ع) ياد كرديم نتيجه مىگيريم كه: اولاً هميشه بايد با خدا بود و با وى ارتباط
داشت و از او غفلت ننمود و از وى فاصله نگرفت. با تقوا، عبادت، انجام فرائض و>ترك
[ad_2]


<DIV class=aa>


