جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
ما بدهکاران همیشه تاریخیم!
اول
دو روز پیش، شبکهی یک سیما، مستندی پخش کرد درباره یک خانواده شهید کرجی که سه نفر از اعضای این خانواده در جبهه به شهادت رسیده بودند. سه پسر نوجوان و جوان. البته از این خانواده به طور همزمان، شش نفر در جبهه حضور داشتند، ۵ پسر به همراه پدر!
آقای هداوند، پدر پیر شهدا همان اول برنامه تاکید میکند که «باور کنید ما تا حالا هیچ مصاحبهای را قبول نکردهایم. همه اعضای خانواده با این کار مخالف هستند! بچههای شهید ما هم از این کار ناراضی هستند! آنها در وصیتنامهشان نوشتهاند که ما در راه خدا رفتهایم و …»
این پدر عزیز ظاهرا خبر ندارد که کار از این حرفها گذشته و امروز باید مثل فلانی و بهمانی طلبکار باشد و روزی صد مرتبه به اسم «همسر و مادر و فرزند فلان شهید» بیانیه بدهد و مصاحبه کند و به دیدار فتنهگر بزرگ برود تا یاد شهدا در بیبیسی – رسانه اصلی حامی صدام در جنگ تحمیلی- زنده بماند!
دوم
دیشب شبکه قم هم مستند «علی هاشمی» را پخش کرد. همان شهیدی که چند ماه پیش بعد از سالها غریبی و گمنامی، در اهواز تشییع شد و امروز او را سردار هور مینامند. شهیدی که او را طراح اصلی عملیاتهایی چون بدر و خیبر و باعث و بانی موفقیت ایران در کربلای ۵ و فتح فاو میدانند. شهیدی که به روایت اسناد جنگ، جزو بزرگترین و اصلیترین فرماندهان جنگ و البته جزو گمنامترین و مظلومترین شهدای دفاع مقدس ماست.
سردار غلامپور کتابی نوشته درباره «قرارگاه سری نصرت» که در این فیلم مستند هم به آن اشاره شده بود. در این خاطرات چند بار به مظلومیت، غریبی و گمنامی علی هاشمی حتی در دوران جنگ اشاره شده است که کسی او را نمیشناخت و اسمی از او برده نمیشد. غلامپور نوشته است که به محسن رضایی به خاطر این مساله اعتراض کرده و جواب شنیده که باید صبر کرد! [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
در این فیلم مستند، یکی از دوستان و همرزمان شهید، که تا آخرین لحظات همراهش بوده و تنها کسی است که آخرین بار هاشمی را دیده، از خاطراتش میگفت که «هلیکوپترهای عراقی نیزارها را برای دستگیری ما آتش زده بودند و علی هاشمی با پای برهنه و زخمی از روی نیهای سوخته به سمت ایران میدوید» میگفت وقتی عراقیها دستگیرش کردند، اولین سوالی که از او پرسیدند، این بود:«علی هاشمی کجاست؟!»
همسرش هم میگفت وقتی برای آخرین بار به خانه آمد، موقع برگشتن همه کارتهای شناساییاش را در خانه گذاشت و رفت و …
آدم دلش میگیرد برای گمنامی و بزرگی آدمهایی که حتی در دوران جنگ هم غریب و مظلوم بودند. نه اسمی از آنها بر سر زبانها بود و نه ادعایی داشتند. نه تنها خودشان که خانواده آنها هم امروز از کسی طلبکار نیستند و خود را هنوز بدهکار انقلاب میدانند. مثل [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] «علی هاشمی» که چند ماه پیش با زبان و لهجه عربی گفته بود:«اگر رهبر انقلاب دستور دهند ۳ فرزند دیگرم را هم تقدیم میکنم!»
این [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]البته اهل سیاست و بازیهای کثیف سیاسی نیست و پای هیچ بیانیهی سیاسی را هم امضا نکرده و پارچه سبز به خودش و عکس شهیدش آویزان نکرده و اسم شهیدش را برای دفاع از مسخرهبازیهای چند آدم فتنهگر لکهدار نکرده و سوژه خبری روزآنلاین و بیبیسی نشده است. او عوض این کارها، هنوز روی سنگ کنار خانهاش مینشیند و خاطرات روزهای چشم انتظاریاش را زنده نگه میدارد.
و خبر ندارد که در این مملکت، به اسم شهدا، مجالس زنانه بر پا میکنند و زنان فتنهگر مجاهدین و مشارکت که رسانههایشان روزی روزگاری ترویج فرهنگ شهادت را، ترویج خشونت میدانستند، امروز اشک تمساح میریزند و چند تا عکس یادگاری هم با «همسر سردار شهید فلانی» میگیرند تا دینشان را به خانواده شهدا ادا کنند!
بعد هم لابد برای ترویج یاد شهدا، آن عکسها را در اختیار سایت کلمه و سحام نیوز و روزآنلاین و رادیو فردا و رادیو زمانه و بیبیسی و جرس و بالاترین قرار میدهند تا آنها هم یاد شهدا را گرامی بدارند و به یادمان بیاورند که «بسیجی واقعی همت بود و باکری!»
***********************************
یک نکته جالب در عکس بالا اینکه خیلی از فرماندهان جنگ اینجا هستند. علی هاشمی هست حاج همت هم هست. شهدا که با هم مشکلی نداشتند. همه یک هدف داشتند و یک هدف را دنبال میکردند، حالا از خودتان بپرسید چرا کلمه و روزآنلاین و جرس و بالاترین و بی بی سی، اسم حاج همت را می برند و اسم علی هاشمی و بقیه را نه؟! این به خاطر خود حاج همت هست و یا به خاطر خانواده؟!
تهران، سال ۱۳۶۳، محل ساختمان روابط بین الملل، پس از عملیات بدر، تشکیل جلسه فرماندهان جنگ از راست: عزیز جعفری، احمد غلامپور، غلامعلی رشید، شهید علی هاشمی، حسین علایی
[ad_2]







