فیلم «هیس، دخترها فریاد نمی زنند» که محبوب ترین فیلم جشنواره پیش از نگاه تماشاگران شناخته شد، فیلم ویژه ای نیست. درواقع نه اصل قصه، نه روایت کارگردان و نه بخش های دیگرفیلم، واجد ارزش های خاص و فوق العاده ای در فرم نیستند؛ بنابراین فکر نمیکنم در ندادن جایزه و سیمرغ به این فیلم اجحافی شده باشد.
اما فیلم به سبک همه ی مشابه های جنایی اش در دهه شصت و هفتاد، گره های عاطفی قوی دارد که مخاطب را عمیقا تحت تاثیر قرار میدهد. قصه ی تجاوز مردانی پست به دختربچه های مظلوم و ماجرای زن جوانی که قربانی این جنایت بوده و حالا تحت تاثیر آن مرتکب قتل می شود…
اما در کنار تهور کارگردان در پرداختن به یک موضوع پیچیده ی اجماعی، یک اتفاق نادر در این فیلم – و شاید بگوییم مرز شکنی فیلم – به تصویر کشیدن لمس شهوانی دخترکان معصوم توسط بدمن فیلم – بابک حمیدیان – است که البته بسیار منزجز کننده و مشمئز کننده است و عمیقا احساسات مخاطب را جریحه دار میکند…
واقعاً نمی دانم خانم درخشنده راه دیگری برای روایت پستی این جنایت نمی توانستند انتخاب کنند؟ شاید نه…