جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
فساد اخلاقي و رفتاري در بستر رفاه زدگي
نویسنده: علی خانی
یكی از محدودیتهای مصرف در بینش اسلامی، ممنوعیت رفاه زدگی و مصرف گرایی افراطی در تامین لذتهای مادی است كه در قرآن كریم و روایات، با نام «اتراف» تعبیر میشود.
اتراف از ماده ترفه به معنای گسترش در روزی و نعمت است. مترف به كسانی میگویند كه نعمت فراوان و غرق شدن در شهوات و خوشگذرانیها، آنها را به غرور و سركشی واداشته است. كاربرد معنایی این واژه در قرآن كریم، بیانگر زندگی اشرافی، رفاه زدگی و لذت گرایی ثروتمندان است كه همراه با غرور و طغیان میباشد. اتراف از جمله فرهنگهایی است كه قرآن آن را باعث هلاكت حتمی جوامع معرفی میكند: «و اذا اردنا ان نهلك قریه امرنا مترفیها ففسق فیها فحق علیها القول فدمرناها تدمیرا؛ و چون خواهیم شهری را نابود كنیم نازپروردگان آن را فرمان (و میدان) دهیم و سرانجام در آن نافرمانی كنند و سزاوار حكم (عذاب) شوند آن گاه به كلی نابودشان كنیم»(اسراء/16) مال و ثروت به طور طبیعی زمینه ساز رفاه زدگی و هواپرستی است و با نپرداختن به اصلاح و تهذیب نفس و بی توجهی به دستورات عقل و دین، روحیه مصرف گرایی و رفاه زدگی در آدمی به وجود میآید. بنابراین ثروتمندی همراه با روحیه اتراف، از زمینههای مهم اسراف و تبذیر به شمار میرود. به عبارت دیگر، اتراف همواره ملازم اسراف است. از همین رو یكی از ویژگیهای بارز مترفان، زیاده روی در مصرف است. این گونه است كه قرآن كریم گاه مترفان را اصحاب دوزخ میداند: «و اصحاب الشمال ما اصحاب الشمال…انهم كانوا قبل ذلك مترفین»(واقعه/41 و45)، و گاه مصرفان را: «و ان المسرفین هم اصحاب النار»(مومن/43).
همان گونه كه بیان شد، اسراف و مصرف گرایی افراطی امكانات مادی از ویژگیهای بارز زندگی اترافی است، امكاناتی كه یا از راههای نامشروع و با غصب حقوق و استثمار دیگران به چنگ آورده شده و یا دستكم در مصرف اترافی و اسراف گونه مترفان، سهم گروهی از نیازمندان تضییع گشته است. از منظر قرآن كریم، چنین كسانی ظالم و ستم پیشه اند و فرجام چنین ظلمی چیزی جز نابودی نیست: «و اتبع الذین ظلموا ما اترفوا فیه و كانوا مجرمین؛ و آنان كه ستم میكردند، از تنعم و كامجویی پیروی كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند)»(هود/116). از جمله «كانوا مجرمین» برمی آید كه مردمان خوشگذران و پیرو لذت، مردمانی بودند كه به جرم و بزهكاری عادت كرده و در انجام آن پافشاری میكردند (1).
روشن است كه زندگی اترافی، نیازمند ثروت فراوان است تا پاسخگوی اسرافها و مصرفهای افراطی مترفان باشد. از سوی دیگر، لذت جویی لجام گسیخته و تجمل گرایی در زندگی، روحیه مسئولیت پذیری و عواطف انسانی را سخت تضعیف یا نابود میسازد. در نتیجه مترفان نه توجهی به محرومان و نیازمندان خواهند داشت و نه مشاركتی در كارهای خیر. از این رو قرآن كریم آنان را بازدارندگان كارهای خیر معرفی میكند و بی توجهی به یتیمان و مستمندان را ویژگی بارز آنها برمی شمارد(فجر/17-20).
از دیگر ویژگیهای مترفان استكبار آنهاست و همین امر عامل حق انكاری و مقابله با پیامبران و مصلحان اجتماعی و كنار نهادن ارزشهای اخلاقی و اسلامی و ارتكاب جرم و خیانت و كفران نعمت است. اتراف یك حالت روانی ناشی از نداشتن تكیه گاه معنوی است كه در انسان پدید میآید و در نتیجه تمام توجه او را به لذات زودگذر و آسایش و تنعم محدود میگرداند. مترفان دچار این حالت روانی میشوند تا بدانجا كه نعمتها را از خدا نمی بینند بلكه به اسباب غیر او تكیه زده، نسبت به او سر به طغیان و عصیان بر میدارند و منكر پیامبران و كتاب و میزان الهی میگردند و با بهانههای مختلف از زیر بار مسئولیت و تكلیف شانه خالی میكنند.
به تصریح قرآن كریم، مترفان همواره در صف اول مقابله با پیامبران قرار داشتند: «و ما ارسلنا فی قریه من نذیر الاقال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون؛ و ما در هیچ شهری هشدار دهندهای نفرستادیم جز آنكه خوشگذرانان آن گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهاید، كافریم»(سبا/34). مترفین هنگام به خطر افتادن اسباب عیش و نوش و خوشگذرانی خویش، بدون توجه به منطق و براهین وحیانی پیامبران الهی به تقلید كوركورانه از آیین گذشتگان خود پرداخته و از سنتهای متحجر گذشتگان خود دم میزنند. در آیه 23 و 24 سوره زخرف آمده است: «و كذلك ما ارسلنا من قبلك فی قریه من نذیر الاقال مترفوها انا وجدنا آباءنا علی امه و انا علی آثارهم مقتدرون… انا بما ارسلتم به كافرون؛ و بدین گونه، در هیچ شهری پیش از تو هشدار دهنده ای نفرستادیم مگر آنكه خوشگذرانان آن گفتند: ما پدران خود را بر آیینی یافته ایم و از پی ایشان گام مینهیم… ما به آنچه بدان فرستاده شده اید كافریم». در این آیه، عبارت «انا وجدناه علی امه» را از توانگران اهل آبادیها نقل كرده و آن بدان جهت است كه طبع تنعم و نازپروردگی انسان را وادار میكند از بار سنگین تحقیق شانه خالی نموده دست به دامن تقلید كوركورانه شود(2).
مترفان با ملاك و معیار قرار دادن ثروت و امكانات مادی: «نحن اكثر اموالاو اولادا»(سبا/35)، آموزه هایی همچون رعایت حقوق دیگران، انفاق، نكوهش اسراف و تجمل گرایی را، از یك سو مزاحم كامجوییها و هوسرانیهای خود میدیدند و از سوی دیگر این آموزهها را مدافع حقوق محرومانی مییافتند كه با استثمار آنان، به ثروت و امكانات رسیده بودند و این میتوانست منافع نامشروع آنان را به خطر اندازد.
پدیده اتراف، از نظر اقتصادی، عامل ركود و از جهت اجتماعی، عامل فساد و از نظر اخلاقی و معنوی، پرتگاه سقوط و تباهی است. برخی از آثار اتراف و مصرف گرایی افراطی را میتوان چنین برشمرد:
1- زیان اقتصادی: زیان اقتصادی مصرف گرایی و رفاه زدگی، بیش از همه به افراد كم درآمد و جوامع عقب مانده و در حال توسعه میرسد، چه اینكه گسترش این پدیده، موجب میگردد تا امكانات و ثروتهایی كه بایستی در سرمایه گذاری در بخشهای زیربنایی و تولیدی هزینه گردد، به سوی مصرف گرایی و خرید كالاهای تجملاتی و غیر مصرفی خارجی كشانده شود. همچنین، لذت جویی لجام گسیخته و تجمل گرایی در زندگی، روحیه مسئولیت پذیری و عواطف انسانی را سخت تضعیف یا نابود میسازد و در نتیجه مترفان نه توجهی به محرومان و نیازمندان خواهند داشت و نه مشاركتی در كارهای خیر. شادمانی غرورآمیز آنان در زندگی دنیا به سبب رفاه زدگی و ثروت بی شمار كه فكر و جانشان را در برگرفته است (انعام/44 ، هود/9 و 10، رعد/26) نمی گذارد تا غم و درد دیگران را به خود راه دهند و از روحیه همدردی به دیگران برخوردار نیستند. قرآن كریم در آیه 76 سوره قصص، با اشاره به شادمانی قارون همراه غرور وی به هنگام رفاه زدگی اش، چنین روحیه ای را مانع كمك قارون به هموطنان خویش و رفع نیازهای اقتصادی آنان میداند.
2- گسترش فساد اخلاقی و رفتاری: زندگی اترافی و اشرافی، از چند سو فساد اخلاقی و رفتاری در پی دارد. از یك سو غرق شدن در شهوتها و هوسها و زیاده روی در لذات جسمانی، مجالی برای اندیشه در كمالات معنوی و انسانی و توجه به بعد روحی باقی نمی گذارد و راه را برای تهذیب اخلاقی میبندد. بویژه آنكه افتادن در دام هوسها و لذت جوییها، نور و نیروی خرد را سخت ناتوان میكند و پذیرش دعوت ادیان و مصلحان را دشوار میسازد. از این روست كه قرآن كریم، یكی از ویژگی مترفان را، حق انكاری و مقابله با پیامبران و مصلحان اجتماعی بیان میدارد(سبا/34). از سوی دیگر، حفظ این موقعیت و تداوم بیشترآن مستلزم یا همراه رذیلتهای اخلاقی همچون آزمندی، طمع و بخل است(بنگرید به آیات 12-15 سوره مدثر). از جنبههای دیگر، پرداختن به تجملات و كامجوییها نیز غالبا همراه با ناشایستهای اخلاقی و رفتاری همچون فخرفروشی، خودبرتربینی و بی بندوباری خواهد بود و از این رو، قرآن كریم، مترفان را مفسد و فاسق معرفی میكند. هنگامی كه زرق و برقهای مادّی، پرخرجیها و گرایش به زندگیهای تجملی گسترش یافت، هزینههای مصرف بالامیرود و دخل و خرج ناهماهنگ میشود. این افراد برای همگامی با زندگی و تامین مخارج متنوع و سنگین آن، خود را ملزم به رعایت ضوابط و ارزشها نمیبینند. اینجاست كه تجمل و زندگی اشرافی، آشیانه فساد میشود و در سایه خود، انواع كژیها و مفاسد را پرورش میدهد.منابع : روزنامه رسالت، شماره 7302 به تاريخ 11/4/90، صفحه 6
[ad_2]




