جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
دارد این یارانه ها استان به استان می رسدمبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسددر حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسدچند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسدشهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسدآن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند
این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسدعمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسدمش رجب، آن گوشه هی یک ریز بشکن می زند
خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسدتا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسدمادرم هم خنده ی جانانه ای فرمود و گفت:
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسدبی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسدخان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسداصغری در پای منقل[برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….] بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسدخاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفکی از دور با چشمان گریان می رسد:)
[ad_2]




