جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
غزال و غزل
امشب از دولت می دفع ملالی كردیم
این هم از عُمر شبی بود كه حالی كردیمما كجا و شب میخانه خدایا چه عجب
كز گرفتاری ایام مجالی كردیمتیر از غمزة ساقی، سپر از جام شراب
با كماندار فلك جنگ و جدالی كردیمغم به روئین تنی جام می انداخت سپر
غم مگو عربده با رستم زالی كردیمباری از تلخی ایام به شور و مستی
شكوه با شاهد شیرین خط و خالی كردیمنیمی از رخ بنمود و خمی از ابرویی
وسط ماه تماشای هلالی كردیمروزة هجر شكستیم و هلال ابرویی
منظر افروز شب عید وصالی كردیمبر گل عارض از آن زلف طلایی فامش
یاد پروانة زرین پر و بالی كردیممكتب عشق بماناد و سیه حجره غم
كه در او بود اگر كسب كمالی كردیمچشم بودیم چومه شب همه شب تا چون صبح
سینه آئینة خورشید جمالی كردیمعشق اگر عمر نه پیوست بزلف ساقی
غالب آنست كه خوابی و خیالی كردیمشهریار غزلم خوانده غزالی وحشی
بد نشد با غزلی سید غزالی كردیم
[ad_2]




