جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
علم غيب يعقوب(ع(
علم غيب يعقوب(ع(* ولمّا فصلت العيرقال ابوهم انى لاجد ريح يوسف لولا ان تفندون.
قالو اتالله انك لفى ضلالك القديم. فلمّا ان جاء البشيرالقاه على وجهه فارتدبصيراً قال الم اقل لكم انى اعلم من الله مالاتعلمون.(78(
هنگامى كه كاروان (از سرزمين مصر) جدا شد، پدرشان (يعقوب) گفت: “من بوى يوسف رااحساس مىكنم، اگر مرا به نادانى و كم عقلى نسبت ندهيد. گفتند: به خدا تو در همانگمراهى سابقت هستى! اما هنگامى كه بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن) را بر صورت اوافكند ناگهان بينا شد؛ گفت: آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهايى مىدانم كه شمانمىدانيد.
تدبر و تفكر
كلمه “فصل” به معناى قطع و انقطاع است و كلمه “تفنّد” به معناى ضعف رأى است. ومعناى آيه اين است كه وقتى كاروان حامل پيراهن يوسف از مصر بيرون آمد و از آن شهرجدا شد، يعقوب در كنعان به كسان خود گفت، من بوى يوسف را مىشنوم، اگر مرا به ضعفرأى نسبت ندهيد، چنين احساس مىكنم كه ديدار او نزديك شده، اگر مرا تخطئه نكنيد جادارد (كه شما نيز) به آنچه كه من مىيابم اذعان و اعتقاد داشته باشيد، ليكن احتمالمىدهم كه مرا نادان شمره تخطئهام كنيد.
بالاخره هر دو پيش گويى حضرت يعقوب محقق شد، هم فرزندانش گفتار او را در موردآمدن يوسف باور نكردند و هم صدق گفتارش در مورد آمدن خبر از يوسف مشخص شد البته آنزمانى كه حامل پيراهن يوسف بشارت آورد، در اين حال يعقوب(ع) خطاب به كسان خودفرمود: “الم اقل لكم انى اعلم” آيا به شما نگفتم كه من چيزهايى مىدانم. در اينجابود كه فرزندان وى به عذرخواهى افتادند و گفتند اى پدر براى گناهان ما طلب مغفرتنما. حضرت يعقوب(ع) كه پدرى مهربان براى فرزندانش بود فرمود: بزودى نزد پروردگارمبرايتان طلب آمرزش مىكنم كه او آمرزنده و مهربان است(79).
[ad_2]




